نسل جوان ایران

علوم انسانیروان شناسی روانشناسی عمومی

دانلود پایان نامه بررسي ارتباط بين نيم رخ رواني و عود بيماري اعتياد.

ارسال کننده : سرکار خانم زهرا رحیمی
سطح فعالیت : نویسنده
ایمیل : NJIRAN33[@]GMAIL.COM
تاریخ ارسال : ۶ بهمن ۱۳۹۹
دفعات بازدید : 114
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 54
فرمت فایل : word
حجم فایل : 94kb

قیمت فایل : 12,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 5
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

وابستگي رواني عبارت است از يك حالت خاص كه به وسيله دلع و احساس اجبار شديد در ادامه مصرف يك دارد و يا ماده مخدر شخص مي گردد و اين احساس دلع معمولاً به خاطر استفاده از لذت و اثرات دلخواه آن است بنابراين وابستگي رواني علاوه بر نوع ماده مصرفي به حالات روحي و رواني فرد مورد نظر هم مربوط است.

يكي از مشخصات برجسته وابستگي رواني etracoing(Craving) (اشتياق) است كه عبارت اسدا از يك تمايل بسيار شديد و غير عادي نسبت به مصرف ماده مخدر كه تقريباً به ندرت مي توان چيز ديگري را جايگزين آن نمود در بالاترين و شديدترين درجه اشتياق مسكن است فرد هر اقدامي را به منظور تأمين و تهيه مواد انجام دهد كه اين قسمت به عنوان رفتار كليشه اي و قالبي معتادان شناخته مي شود.

تحقيقات نشان مي دهد كه بسياري از عوامل در علت شناسي و تداوم اعتياد دخالت دارند كه يكي از عوامل مي تواند جنبه هاي روانپزشكي اعتياد باشد بيشتر شواهد روانپزشكس مبين اين حقيقت است كه اعتياد به مواد مخدر به ويژه هرويين مي تواند ناشي از اختلالات عمده و شديد رواني و يا شخصيتي باشد تحقيق وايلتت[1] در سال 1962 همين نظريه را تأئيد كرد كه نيم رخ رواني معتادها متفاوتي تر و غير عادي تر از افراد سالم است.

تحقيق جير[2] نيز در سال 1990 نشان داد كه افراد مبتلا به بيماريهاي رواني مشكلات مربوط به داروها را بروز بدهند.

بنابراين در اين تحقيق با مسائل زير روبه رو هستيم:

‎آيا نيمرخ رواني افراد بر اساس مقياسهاي M.M.P.I در گر

[1]- Wilttet

[2]- Gear

وابستگي رواني عبارت است از يك حالت خاص كه به وسيله دلع و احساس اجبار شديد در ادامه مصرف يك دارد و يا ماده مخدر شخص مي گردد و اين احساس دلع معمولاً به خاطر استفاده از لذت و اثرات دلخواه آن است بنابراين وابستگي رواني علاوه بر نوع ماده مصرفي به حالات روحي و رواني فرد مورد نظر هم مربوط است.

يكي از مشخصات برجسته وابستگي رواني etracoing(Craving) (اشتياق) است كه عبارت اسدا از يك تمايل بسيار شديد و غير عادي نسبت به مصرف ماده مخدر كه تقريباً به ندرت مي توان چيز ديگري را جايگزين آن نمود در بالاترين و شديدترين درجه اشتياق مسكن است فرد هر اقدامي را به منظور تأمين و تهيه مواد انجام دهد كه اين قسمت به عنوان رفتار كليشه اي و قالبي معتادان شناخته مي شود.

تحقيقات نشان مي دهد كه بسياري از عوامل در علت شناسي و تداوم اعتياد دخالت دارند كه يكي از عوامل مي تواند جنبه هاي روانپزشكي اعتياد باشد بيشتر شواهد روانپزشكس مبين اين حقيقت است كه اعتياد به مواد مخدر به ويژه هرويين مي تواند ناشي از اختلالات عمده و شديد رواني و يا شخصيتي باشد تحقيق وايلتت[1] در سال 1962 همين نظريه را تأئيد كرد كه نيم رخ رواني معتادها متفاوتي تر و غير عادي تر از افراد سالم است.

تحقيق جير[2] نيز در سال 1990 نشان داد كه افراد مبتلا به بيماريهاي رواني مشكلات مربوط به داروها را بروز بدهند.

بنابراين در اين تحقيق با مسائل زير روبه رو هستيم:

‎آيا نيمرخ رواني افراد بر اساس مقياسهاي M.M.P.I در گر

[1]- Wilttet

[2]- Gear

مقدمه:

امروزه پديده وابستگي دارويي يكي از معضلات بزرگ جوامع بشري است كه توجه روانپزشكان، جامعه شناسان و حقوقدانان، روانشانسان و علماي تعليم و تربيت را به خود اختصاص داده است اين موضوع نشان مي دهد كه پديده اعتياد يا سوء مصرف مواد داراي ابعاد چندگانه است كه در بروز شيوع آن دخيلنه، ناجراين در مبارزه با اعتياد چنانچه يكي از عوامل مد نظر قرار گيرد و از ساير عوامل چشم پوشي شود فرض بر آنكه آن عامل تأثير مثبتي نيز در جلوگيري از اعتياد داشته باشد. عوامل ديگر تأثير عامل مورد نظر را كاهش خواهند داد.

يكي از عوامل مؤثر در ايجاد و تداوم اعتياد عامل فردي مي باشد كه نظر بسياري از محققان را جلب كرده است و بر اين اساس تحقيقي كه وايلتت [1] در سال 1962 انجام داد بر عامل فردي و ويژگيهاي شخصي معطوف بود كه نشان داد افراد ستاد در مقايسه با غير معتاد نيمرخ رواني غير عادي تري دارند. از طرفي جير[2] در سال 1990 به اين نتيجه رسيد كه افرادي كه اختلال روانپزشكي دارند 7/2 مرتبه بيشتر از افراد فاقد اختلال سوء مصرف مواد را نشان مي دهند.

ويكلرراسور[1] نيز در سال 1953 يكي از قواعد كلي اعتياد را از نظر رواني بيان كرد ذكه اعتياد مي تواند با مشكلات شخصيتي فرد همبستگي داشته باشد.

با توجه به اينكه يكي از عوامل مؤثر در وابستگي دارويي مي تواند عوامل فردي و ويژگي هاي شخصيتي داشته باشد آنچه در اين زمينه مورد توجه است اين است كه آيا اين عامل مي تواند ارتباطي با بازگشت مجدد معتادين درمان شده داشته باشد.

بنابراين در اين پژوهش با اين مسأله روبه رو هستيم كه آيا نيمرخ رواني افراد با مصرف مجدد بعد از سم زدايي رابطه دارد؟ آيا نيمرخ با دخالت مصرف مواد بعد از سم زدايي رابطه دارد؟ آيا نيمرخ رواني معتادين بعد از سم آيا در گروهي كه بعد از سم زدايي مصرف مجدد داشتند با گروهي كه مصرف نكردند تفاوت دارد؟ تا بر حسب رابطه بتوانيم اين عامل را در درمان پيشگيري مورد توجه قرار بدهيم.

[1]- Wikler rasor

[1]- Willtet

[2]- Gear

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران