نسل جوان ایران

علوم انسانیروان شناسی روانشناسی عمومی

دانلود پایان نامه اثرات تكليف شب براي دانش آموزان

ارسال کننده : سرکار خانم زهرا رحیمی
سطح فعالیت : نویسنده
ایمیل : NJIRAN33[@]GMAIL.COM
تاریخ ارسال : ۴ بهمن ۱۳۹۹
دفعات بازدید : 118
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 111
فرمت فایل : word
حجم فایل : 379kb

قیمت فایل : 18,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 6
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

مقدمه:

رويكرد شناختي و رواني شناسي امروزه مورد توجه بسيار قرار گرفته است وبيشتر از هر رويكرد ديگري مورد تجربه واقع مي شود.

رويكرد شناختي معتقد است كه ريشه رفتارهاي انسان در نوع تفكر و نگرش وطرز تلقي مي گويد:

‌«نخستين اصل شناخت گرايي است كه حال انسان نتيجه شناخت ها و تفكرات اوست.» با استفاده از تئوري ABC درمان شناختي- رفتاري پيشرفت بسيار زيادي از دهه 1970 تاكنون داشته است و اكنون يكي از رايجترين اشكال درمان روان شناختي است (اليس، 1991،ص2) عبارت زير نيز توضيحي از اين موضوع توسط اليس است. «در سالهاي اخير روان درمانيهائي كه گرايش شناختي دارند. نه فقط به دليل پژوهش هايي كه اثر بخشي آن را تأئيد كرده اند، بلكه به دليل شهرت عامي كه يافته اند، موفقيت زيادي داشته اند و سهولت گرايش شناختي در درمان مستقيم باعث شده است كه اين شيوه نسبت به ساير شيوه ها مطبوعتر و كمتر تهديد كننده باشد. (اليس، 1989، ص3)

صدها مطالعه در تحقيقي كنترل شده نشان داده اند كه RET و CBT مقايسه با ساير روش هاي روان درماني به طور معني دارتري به مراجعان كمك كرده اند تا كمتر پريشان باشند.

 

چند ده مطالعه ديگر نشان داده اند كه آزمون هايي كه براي سنجش باورهاي غير منطقي و نگرش مختل بر اساس تئوري ABC ساخته شده‌اند، به طول معني داري گروه هاي پريشان و گروه هاي افراد كمتر پريشان را از يكديگر متمايز مي سازد. (بايسدن 1980، ديجيوسپي، ميلروتركسر 1959، اليس، 1979، هرلن و بميس 1981، شوارتس،1982، وودز به نقل از اليس، 1991 ص2).

اساس شكل گيري نظريه منطقي-هيجاني ارائه مدل ABC درباره پريشاني هيجاني است (اليس 1962 اليس، a1997، b1977 به نقل از اليس، 1991 ص 3) بر اساس اين رويكرد پيامدهاي هيجاني پريشان كننده (Cها) به طور مستقيم از وقايع فعال ساز (Aها) پيروي نمي كنند.

بلكه تاثير وقايع فعال ساز بر پيامدهاي هيجاني به وسيله باورهاي شخص (Bها) تحت تاثير قرار مي گيرد. اليس (شفيع آبادي،1373، ص 126-122) بر مجموعه اي از باورها تاكيد مي كند.

كه فرض مي شوند رايجترين منبع هاي پريشاني هيجاني باشند. اين باورها مشتملند:

1-اعتقاد فرد به اين كه لازم و ضروري است كه همه افراد ديگر جامعه او را دوست بدارند و تاييدش كنند.

2-اعتقاد به اينكه لازمه احساس ارزشمندي وجود حداكثر لياقت، كمال و فعاليت شديد است.

3-اعتقاد فرد به اينكه گروهي از مردم بد و شرور هستند و بايد به شدت تنبيه شوند.

4-اعتقاد فرد به اينكه اجتناب و دوري از بعضي مشكلات زندگي و مسئوليت هاي شخصي فرد، آسانتر از مواجه شدن با آنهاست.

5-اعتقاد فرد به اينكه اگر حوادث و وقايع طوري نباشد كه او مي خواهد. بي نهايت ناراحتي و بيچارگي مي آورد.

6-اعتقاد فرد به اينكه بدبختي و عدم خشنودي او به وسيله عوامل بيروني به وجود آمده است.

7-اعتقاد فرد به اينكه چيزهاي خطرناك و ترس آور موجب نهايت نگراني مي شوند و فرد همواره بايد كوشا باشد تا امكان به وقوع پيوستن آنها را به تاخير بياندازد.

8-اعتقاد فرد به اينكه بايد متكي به ديگران باشد و بر انسان قويتر تكيه كند.

9-اعتقاد فرد به اينكه تجارب و وقايع گذشته و تاريخچه زندگي تعيين كننده مطلق رفتار كنوني هستند و اثر گذشته را در تعيين رفتار كنوني به هيچ وجه نمي توان ناديده انگاشت.

10-اعتقاد به اينكه انسان بايد در مقابل مشكلات و اختلالات رفتاري ديگران كاملا برآشفته و محزون شود.

11- اعتقاد فرد به اينكه هر مشكلي هميشه يك راه حل درست و كامل فقط يك راه حل وجود دارد و اگر انسان بدان دست نيابد بسيار وحشتناك و فاجعه آميز خواهد بود.

اليس مي گويد اين باورها منجر به اين مي شوند كه افراد وقايع را بسيار ناراحت كننده تلقي كرده و مطابق با آن پاسخ خواهند داد اين مدل

اساسي محرك بزرگي براي ديدگاه شناختي كه به رفتار درماني و زمينه هاي وابسته مربوط مي شوند، بوده است (اليس 1977)

اساساً اين باورها غير منطقي تحت چهار عنوان قرار مي گيرند:

1-باور وحشتناك بودن

2-باور مربوط به تحمل ناكامي پائين

3-تقاضاها يا خواسته هاي مستبدانه

4-ارزيابي از خود به صورت كلي

هدف پژوهش حاضر اين است كه با توجه به نظريه اليس نشان دهد تفكرات غير منطقي حاكم بر فرد مي تواند ميزان اضطراب فرد ارتباط داشته باشد.

بيان مسئله

انسان عصر ما به دنبال آرامش رواني است. دنياي امروز با پيچيدگي ها و ويژگي هاي خاص فرهنگ ماشيني انسان را درگير و دار اضطرابهاي كشنده اي قرار داده است كه چهره زندگي را رنگ بس نازيبا زده و آن را غير قابل تحمل ساخته است. آرزوي هر انساني آرامشي است كه بتواند در آن مسير زندگي خود را به سوي سعادت طي كند و اضطراب سدي است محيط بر انسان و محاط در انسان كه سراسر حيات درون و بيرون او تحت تاثير خود قرار داده است و اين سوال براي هر يك از ما مطرح است كه ريشه اضطراب هاي انسان در چيست؟ و چگونه مي توان به مقابله با آن پرداخت؟ با توجه به اينكه هر يك از مكاتب روان شناسي انسان و مشكلات او را از دريچه اي خاص مورد مطالعه قرار مي دهد، بر اساس ديدگاه خود راه حل هايي براي مشكلات او مطرح ميكند.

اساس طبقه بندي روان درماني، تمركز درمان بر روي يكي از جنبه هاي عملكرد روان ميباشد. اين سه جنبه عبارتند از رفتار، عواطف و تفكر.

رفتار درماني با تمركز بر تئوري يادگيري و تغيير رفتار معتقد است كه تمام رفتارها حاصل يادگيري است درمان عاطفي، عواطف متعارض و اظهار نشده فرد را ريشه مشكلات رواني مي داند. و درمان بر اساس تفكر معتقد است كه رفتار بر اساس معني كه فرد به حوادث و پديده ها مي دهد شكل مي گيرد و تغيير مي كند.

اين پژوهش بر اساس روش درمان عقلاني- عاطفي RET ) اليس 1970 و (Elis پي ريزي و دنبال شده است).

اليس معتقد است كه: دو اضطراب و اختلالات عاطفي نتيجه تفكر غير منطقي و غير عقلاني هستند به نظر او افكار و عواطف كنشهاي متناوب و جداگانه اي به شمار نمي آيند.

انسان به وسيله اشياي خارجي مضطرب و آشفته نمي شود بلكه ديدگاه و تصوري كه از اشيا دارد موجب نگراني و اضطراب وي مي شوند. تمام مشكلات افراد از تفكرات موهومي سرچشمه مي گيرند كه از نظر تجربي معتبر نيستند. (ناصري، شفيع آبادي1365).

 

سوال تحقيق:

1- آيا رابطه اي بين سطح تفكرات غير منطقي و ميزان اضطراب وجود دارد؟

ضرورت تحقيق:

كلي مي گويد: اختلال رواني عبارت است از استفاده از ساختارهاي ذهني كه عدم صحت و كارايي آنها به اثبات رسيده است (شاملو 1368)

اضطراب مفهوم اساسي در همه نظريه هاي شخصيت و يكي از عوامل مهم در اختلالات رفتاري است. مطالعاتي كه در زمينه هايي غير از آسيب شناسي رواني، به ويژه در حيطه يادگيري و ادراك انجام گرفته نشان مي دهد كه تاثير اضطراب فراتر از موارد باليني بوده است (اسپيلبرگر 1996).

حدود 5 تا 20 درصد از مردم ممكن است از اضطراب حاد يا مزمن ناراحت باشند و زنها دوبار بيشتر از مردها از اين اختلال در عذابند. (احمدي 1368)

همچنين گفته مي شود كه حدود 10 تا 14 درصد مراجعين به متخصصين قلب مبتلايان به نوروز اضطراب هستند.) (توحيدي،1364).

با توجه به اهميت موضوع تفكر و گستره و حاكميت آن در زواياي زندگي از طرفي و اهميت موضوع اضطراب به عنوان ريشه اساسي همه بيماري هاي نوروتيك (فرويد،1369) از طرف ديگر لازم به نظر مي رسد كه جايگاه تفكر در ايجاد اضطراب مشخص شود تا بتوان از نحوه هاي تفكر اضطراب زا پيشگيري كرده و به اصطلاح آن بپردازيم.

اهداف پژوهش

1-بررسي ارتباط تفكرات غير منطقي يا اضطراب

2-معرفي شيوه عقلاني- عاطفي اليس به عنوان يك شيوه درماني

فرضيه:

1-هرچه تفكرات غير منطقي در فرد بيشتر باشد ميزان اضطراب در فرد بالاتر است.

تعريف عملياتي واژه ها

تفكر:

ونيكه معتقد است كه تفكر به انعكاس، تعمق، عقيده، انديشه، قضاوت يا خيال پردازي و به آنچه در ذهن مي گذرد اطلاق مي شود و از ديدگاه روان شناختي تفكر عبارت است از: سازمان يافتگي و دوباره يابي آموخته هاي گذشته در موقعيت كنوني.

تفكر منطقي:

اسميت و هرلينش (1371) تفكر منطقي را با انديشيدن مترادف مي دانند و معتقدند كه تفكر منطقي با ديگر انواع تفكر از اين جهت كه به وسيله هدفي (حل مسئله) كنترل و هدايت مي شود تفاوت دارد.

تفكر غير منطقي:

شفيع آبادي (1368) مي نويسد: تفكر غير منطقي از نظر اليس همان انديشه باطل وهمي و خيالي مي باشد كه منجر به بروز اختلالات رواني مي گردد.

در اين تحقيق غير منطقي آن چيزي است كه از طريق تست سنجيده مي شود.

اضطراب:

پريشاني در عين حال رواني و بدني كه در اثر ترسي مبهم و احساس نا ايمني و تيره روزي در فرد آدمي به وجود مي آيد. معمولا اصطلاح دلهره را به حسهاي بدني كه با اضطراب همراهند اختصاص مي دهند. (منصور، دادستان راد:1365)

اضطراب در اين پژوهش: آن چيزي است كه از طريق تست (40 سوالي) اضطراب كامل سنجيده مي شود.

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران