نسل جوان ایران

علوم انسانیروان شناسی روانشناسی عمومی

دانلود پایان نامه بررسي هوش هيجان در رابطه با سلامت رواني

ارسال کننده : سرکار خانم زهرا رحیمی
سطح فعالیت : نویسنده
ایمیل : NJIRAN33[@]GMAIL.COM
تاریخ ارسال : ۴ بهمن ۱۳۹۹
دفعات بازدید : 86
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 152
فرمت فایل : word
حجم فایل : 82kb

قیمت فایل : 18,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 4
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

همه چيز از يك مقدمة كوچك شروع شد و سپس بالا گفت « يان مور»[1] دانش آموز سال آخر جفرسون در بروكلين با دوست خود خليل سامپتر[2] پانزده ساله اختلافي پيدا كرده بودند از پي اين اختلاف به عيب جويي كردن از او و تهديد وي پرداختن در آن لحظه اين نزاع به حد انفجار خود رسيده بود . خليل از ترس اينكه يان و تامرون قصد داشتند او را كتك بزنند ، ، يك روز صبح يك اصلحة كاليبر 38 را با خود به مدرسه آورد و در پانزده قدمي محافظ مدرسه از نزديك هر دو پسر با شكيل گلوله اي در سراسر مدره به قتل رسانيد اين حاثه ، كه خون را در رگهاي انسان منجمد مي كند مي‌تواند نشانه ايي ديگر از نياز جدي به ارائه دروسي در زمينه حل مسكلات عاطفي ، خاتمه دادن به مشاجره ها به خوي صلح ، آميز و حا آسان مسائل ، به شمار مي آيد .

مربياني كه سالهاست از كاركرد ملال آور محصلان مدرسه در دروس رياضي و خواند به تنگ آمده اند اينكه دريافته اند كه كاستي متفاوت و هشدار دهنده تري وجود دارد بي سوادي[3] عاطفي و در حالي كه در تلاشهاي پسنديده اي براي ارتقاء سطح استانداردهاي علمي صورت مي پزيرد .

اما د

1- Lonmoore

2- Khalil Sampter

3- Emofionul lihiterey

همه چيز از يك مقدمة كوچك شروع شد و سپس بالا گفت « يان مور» دانش آموز سال آخر جفرسون در بروكلين با دوست خود خليل سامپتر پانزده ساله اختلافي پيدا كرده بودند از پي اين اختلاف به عيب جويي كردن از او و تهديد وي پرداختن در آن لحظه اين نزاع به حد انفجار خود رسيده بود . خليل از ترس اينكه يان و تامرون قصد داشتند او را كتك بزنند ، ، يك روز صبح يك اصلحة كاليبر 38 را با خود به مدرسه آورد و در پانزده قدمي محافظ مدرسه از نزديك هر دو پسر با شكيل گلوله اي در سراسر مدره به قتل رسانيد اين حاثه ، كه خون را در رگهاي انسان منجمد مي كند مي‌تواند نشانه ايي ديگر از نياز جدي به ارائه دروسي در زمينه حل مسكلات عاطفي ، خاتمه دادن به مشاجره ها به خوي صلح ، آميز و حا آسان مسائل ، به شمار مي آيد .1

مربياني كه سالهاست از كاركرد ملال آور محصلان مدرسه در دروس رياضي و خواند به تنگ آمده اند اينكه دريافته اند كه كاستي متفاوت و هشدار دهنده تري وجود دارد بي سوادي عاطفي و در حالي كه در تلاشهاي پسنديده اي براي ارتقاء سطح استانداردهاي علمي صورت مي پزيرد .3

اما در برنامه آموزشي استاندارد مدرسه به كاستي جديد و مسئله ساز تر جهي نشده است يك معلم مدرسه در بروكلين اشاره مي كند كه تأكيد موجود در مدارس نشان مي‌دهد كه ما يه ميزان توانايي خواندن و نوشتن محصلان بيشتر به اين نكته اهميت مي دهيم كه آيا هفتة آينده زنده خواهند ماند يا نه .3

نشانه هاي اين كاستي را مي توان در وقايع خشونت باري چون تير اندازي به يان و تايرون مشاهده كرد مشكلي كه در مدارس آمريكارواج يافته است اين اتفاقات از وادث منجر افراد ترند افزايش بحران در ميان نوجوانان و مشكلات دوران كودكي در آمريكا كه سازننده بمبهاي جهاني است را مي توان در خلال آمارهايي از اين دست ملاحظه كرد .3

در سال 1990 در مقايسه با دو دهه قبل از آن ايالات متحده آمريكا با پيشرفت ميزان دستگيري جوانان بزهكار به خاطر دست زدن به جنايت هاي خشونت بار مواجه بوده است .4

دستگيري نوجوانان به دليل تجاوز همراه با زور دو برابر شده است .4

ميزان قتل نوجوانان چهار برابر شده است رايجترين دليل منف نوجوانان در مقابل اين نجايع ابتلاي آنها به بيماريهاي ذهني است اثرات افسردگي اعم از خفيف يا شديد ، در يك سوم نوجوانان مشهور است و دختر ها وقوع حالت افسردگي در زمان بلوغ دو برابر مي شود . ( دانيل گامن ، 1380 ص 313 )4

كلاً مي توان نغمه هاي سكوت را به فهرست خطرات عاطفي اي كه براي سلامتي زيان بارند اضافه كنيد و پيوندهاي نزديك عاطفي را به فهرست عوامل حمايت كننده بيفزائيد تحقيقاتي كه در دو دهه انجام شده و بيش از سي و هفت هزار نفر را شامل مي شود نشان مي دهد كه انزولي اجتماعي – يعني اين احساس را كه مسي را نداريد تا احساسات خصوصي خود را با او در ميان بگذاريد يا تماس نزديكي داشته باشيد احتمال ابتلا به بيماري يا مرگ را دو برابر مي كند گزارش در سال 1987 در مجله چاپ شد چنين نتيجه مي گيرد كه انزوا به خودي خود همانقدر در ميزان مرگ و مير تأثيردارد كه سيگار كشيدن ،‌فشار خون بالا ، چاقي مفرط و انجام ندادن تمرينات جسماني در اين مؤثرند . ( دانيل گامن ، 1380 ص 243 )5

و با توجه به تحقيقات و پژوهش ها روز به روز به اهميت اينكه افراد و در كل نوجوانان كاوارد دوران جديدي از زندگيشان مي باشند بايد يتوانند احساس خود را بشناسند و احساسي را كه در طرف مقابل خود بوجود مي آورند پي ببردند و پس از شناخت آن به رابطه متقابل دست يابند.6

در اينجا اين سؤال مطرح مي شود كه اصولاً چرا برخي از هوش هيجاني بالايي برخوردارند عده اي هوش پايين و در كل در اين حيطه سؤالات برشماري مي تواند ايجاد شود .6

گسترده علمي موضوع مورد پژوهش.. 8

1-موضوع پژوهش :8

بررسي رابطه هوش هيجاني و سلامت رواني8

2- ابعاد موضوع پژوهشي :8

با نگاهي به موضوع مورد بررسي و با توجه به پژوهشها و بررسيهايي تا به اميرو انجام گرفته و به ثبت رسيده است احتمالاً ممكن است تفاوت ميان افراد از لحاظ هوش هيجاني با سلاما رواني آنها به بساري از مسائل كه در اينجا گنجانيده . نمي شود پرداخته شده باشد . در اين پژهش ما به دنبال مسائلي از لين قبيلي هستيم كه :8

با شناخت از هوش هيجاني مي توان سلامت عمومي را در افراد پيش بيني كرد .8

با بررسيهاي انجام شده مي توان در نظر داد كه كدام يك از مؤلفه هاي سلامت عمومي مي تواند بيشتر در هوش هيجاني تأثير داشته باشد و در جهت رفع يك تلاش نمود .8

3- هدف پژوهش :9

هدف اصلي اين پژوهش بررسي رابطه هوش هيجاني با مؤلفه هاي جسماني بايد كاركردي اجتماعي ، افسردگي شديد ، اضطراب و در كل سلامت عمومي باشد شناساندن يك مسئله كه چطور هوش هيجاني در سلامت عمومي فرد مي تواند تأثير گذار باشد و با در نظر گرفتن اينكه خانواده ها با كلامشان و عملكردشان مي توانند كودك را در جهت شناخت خود و رفتارش و در عين حال شناخت ديگران نقش داشته باشند و با توجه به اينكه هوش هيجاني زير مجموعه اي از هوش اجتماعي است و مي تواند فرد را در جهت سازگاري با جامعه همراه نمايد .9

4- امكان بررسي موضوع اهميت آن از لحاظ علمي و نظري :10

عوامل متعددي در سازگاري و رضايت از زندگي دخيل مي باشند كه مي توان هوش هيجاني را در اينجا نام برد كه در جهت سازگاري و بهداشت رواني هر چه بيشتر افراد تأثير گذار مي باشند .10

هوش هيجاني نيز مانند هوش غير شناختي دشوار است هوش هيجاني نوع ديگري اسز هوش است كه مشتمل بر شناخت احساسات خويشتن و استفاده از آن براي اتخاذ تصميم هاي مناسب در زندگي است . توانايي مطلوب خلق و خو وضع رواني و كنترل تكانش هاست عاملي است كه به شكست ناشي از دست نيافتن به هدف و شخص ايجاد انگيزه اميد مي كند ( دانيل گلمن 1388 ، ص 18 ) در واقع باعث مي شود كه فرد همدلي و هم حسي را لمس نمايد .10

گلمن ضمن مهم شمردن هوش غير شناختي و هيجاني مي گويد هوش بهر در بهترين حالت خود تنها عامل 20 درصد از موفقيت هاي زندگي است و 80 درصد موقعيت ها به عوامل ديگر دابسته است و سرنوشت افراد در بساري از موارد در گروه مهارت هايي از هوشهايي ديگر از قبيل هوش هيجاني را تشكيل مي دهد .11

با توجه به اينكه سلامت عمومي در سازگارتري بهتر فرد با محيط پيرامون خود از مسائل اصلي جامعه مي باشد مي توان انتظار داشت كه هوش هيجاني مي تواند چقدر در تأثير گذاري فرد در سازگاري هر چه بيشتر او با اجتماع خود نقش آفرين باشد و او در جهت كمال و موفقيت روز افزون ياري نمايد .11

5- سوالهاي پژوهش :11

ساختار جامعه بر پاية سلامت عمومي جامعه استوار است .12

در اين پژوهش سوالهايي از اين فبيل مطرح مي شود .12

آيا هوش هيجاني با مؤلفه بدني سازي رابطة معناداري دارد .12

آيا هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معناداري دارد .12

آيا هوش هيجان با مؤلفه بدكاركردي اجتماعي رابطة معنا داري دارد .12

آيا هوش هيجاني با مؤلفة افسردگي و خيم رابطة معنا داري دارد .13

آيا هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معنا داري دارد .13

6- فرضيه هاي تحقيق :‌13

با توجه به سؤالهايي كه مطرح شد فرضيه هاي زير تدوين شده است .13

هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معناداري دارد .13

هوش هيجاني با مؤلفه بدن سازي رابطة معناداري دارد .13

هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معنا داراي دارد .13

هوش هيجاني با مؤلفه بدكاري اجتماعي رابطة معنا داري دارد .13

هوش هيجاني با مؤلفه افسردگي و خيم رابطه معنا داري دارد .14

7- متغير پژوهش و تعريف عملياتي و اطلاعاتي :14

6-7-1- متغير پيش بيني كننده :‌14

متغيري است كه تغيير آم در دست پژوهشگر است كه به آن متغير مستقل نيز مي گويند . متغير پيش بيني كننده ( مستقل) در اين پژوهش ميزان هوش هيجاني مي باشد.14

7-2- متغير پيش بيني شونده :14

متغيري است كه تحت تأثير متغير پيش بيني كننده (مستقل) مقدارش فرق مي كند و در اين پژوهش ميزان متغير پيش بيني شونده وابسته ، است (دلاور ، 1374 ، ص 49 ) سلامت رواني همراه مؤلفه هايش .14

متغير وابستة رفتاري را كه مي خواهد اثر متغير مستقل را بر روي آن مورد مطالعه قرار دهد مشخص مي كند لذا افراديكه در پرسشنامه آزمون هوش هيجاني نيمرة بالايي را كيب كند از سلامت رواني بالايي برخوردار است . (مفلامري ، 1379)15

7-3- هوش هيجاني :15

با توانايي درك خود و ديگرا يعني شناخت هرچه بيشتر احساسات ، عواطف خويش و ارتباط سازگاري قفرد با مرد و محيط پيوند دارد . (گلكن ، 1380)15

7-4- هيجان :15

پاسخ به بلافاطلة ارگانيسم با توجه به درجة جذابيت يك موقعيت خاص ( واكمير ، 1990 ، ص 29 )15

7-5- سلامت رواني :16

سازمان جهاني بهداشت ، بهداشت رواني را چنين تعريف مي كند بهداشت رواني در درون مفهوم كلي بهداشت جاي ميگيرد و بهداشت يعني توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي ، رواني جسمي ، شخصي كه از بهداشت رواني برخوردار است مي‌توان شمار صفهاي خود را با دنيايي بيرون و درون حل كند . اگر شخص توان انجام دادن سازگاري با محيط را نداشته باشد تعارض هاي او به صورت نوروز نشان مي دهد و به شخص نوروتيك تبديل مي شود .16

7-6- علائم جسماني :16

تعريف نظري :16

علائم جسماني نشانه هايي بيمارگونه حاكي از يك بيماري جسماني هستند . كه ممكن است در اثر مصرف دارو و يك بيماري جسماني با يك اختلال رواني ظاهر شوند . (كاپلان و سادوك ، 1993 ، ص 95 )17

تعريف عمليات :18

علائم جسماني ، نمراتي است كه پرشهاي هفت گانه مقياس در فرم 28 ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد و ميزان علائم كه هر آزمودني از خود نشان مي دهد ميزان نمره اي است كه از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .18

7-7- اضطراب و اختلال در خواب :18

تعريف نظري :18

اضطراب ، احساس دلواپسي ، به علامت انتظار نظري است كه ممكن است دروني يا بيروني باشد .18

بي خوابي يا اختلال در خواب فقدان يا كاهش توانايي به خواب رفتن است كه به سه كل بي خوابي اول شب ، وسط شب و آخر شب ظاهر مي شود كه غالباً با يك اختلال نظير اضطراب و افسردگي ، يك علت عضوي معلوم يا مصرف مواد مربوط مي شود . (كاپلان و سادوك ، 1994 )18

تعريف عملياتي :19

اضطراب و بي خوابي نمراتي است كه از پرسشنامه هاي هفت گانه مقياس از فرم 28 ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان برخورد داري هر آزمودني از آن ميزان نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .19

8-7- اختلال در كنش اجتماعي :19

تعريف نظري :19

كنش اجتماعي در فرهنگ علوم رفتاري به صورت زير تعريف هر عنل طبيعي يا مصنوعي كه آثار اجتماعي توليد مي كند اين اصلاح در برنامه نحصيلي براي ااشاره به جنبه فعاليتهاي عمومي مربوز به زندگي گروهي در تمام فرهنگها بكار مي رود ( شعاري نژاد ، 1364 ، ص 30 )19

تعريف زير از كنش اجتماعي ، مجموعه عملياتي است كه از طريق آن پاكي از اشكال ساخته يافته اجتماعي تجلي مي نمايد نقش است كه يك عضو و يا جزء از حيات اجتماعي در درون ساخت جزيي يا كلي ايفا مي كند تمامي جلوه هاي عيني و قابل مشاهده كه موجبات انطباق و سازگاري يك نظام خاص اجتماعي را فراهم مي آورد و بر همين اساس اختلال در كنش اجتماعي يا كنش اجتماعي نا مطلوب هر جلوه عيني يا قابل مشاهده است كه اين سازگاري نظام را كاهش ميدهد .20

تعريف عملياتي :21

اختلال در كنش اجتماعي ، نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس از فرو 28 ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان آن در هر ازمودني ، ميزان نمراه ايت كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .21

9-7- افسردگي شديد يا اساسي :21

تعريف نظري :21

اين اصلاح بسيار وسيع و تا حدودي مبهمي است براي شخص عادي حالتي مشخص يا غمگين و گرفتگي و بي حوصلگي است و براي پزشك گروه وسيعي از اختلالات خلقه يا زير شاخه هاي متعدد را تداعي مي كند .21

خصووصياتاصلي حالات افسردگي كاهش عميق ميل به فعاليتهاي لذا بخش روز مره مثل معاشرت ، تفريح ، ورزش ؟ روابط جنسي است .اين ناتواني براي كسب لذت حالتي ناقد و پايا دارد . به طور كلي ، شدن افسردگي بستگي به تعاد علايم و درجة متعدد آن دارد و خفيف ترين شكل ممكن است فقط محدودي از علايم اصلي وجود داشته باشد . مهمترين علامت افسردگي همين ناتواني در كسب لذت در چيزهايي است كه قبلاً لذت بخش بوده است و غمگيني يكي از خصوصيات افسردگي است لذا در تمام انواع جزيي از علائم بيماري نيست . بيمار ممكن است بجاي غمگيني از گيچي و اضطراب و عدم تمركز فكري شكايت داشته باشد احساس درماندگي ، ميل به خود سلامت گري ، كاهش اعتماد به نفس از شايع ترين علائم افسردگي است ( پورافكاري ، 1373 )21

در افسردگي اساسي بيمار ممكن است رابطة خود را با واقعيت از دست بدهد ، دچار هذيان شود و چه بسا دست به خودكشي بزند غالباً گفته مي شود كه چنين فردي پسيكوتيك است . ( وهاب زاده ، 1373 ، )22

تعريف عملياتي :23

افسردگي اساسي نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس از فرم 28 ماده اي پرسشنامه يلامت عمومي بدست مي آيد و شدت آن در هر آزمودني نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .23

چكيده فصل :23

در اين فصل موضوع تحقيق عبارتست از رابطة هوش جرياني با سلامت رواني كه از جهت ابعاد هدف و اهميت آن از لحاظ علمي و نظري مورد بحث قرار گرفت موضوع تحقيق از نظر شناخت آگاهي از وجود هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد .هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد . هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش و هيجان در افراط و رابطة آن با سلامت رواني و مؤلفه هاي آن مي باشد در پايان فصل تعاريف عملياتي و اصطلاحي متغير هاي مستقل و وابسته ارائه شده است .23

فصل دوم

تاريخچة هوش هيجاني :26

اصطلاح هوش هيجاني در سال (1995) توسط دانيل گلمن مطرح شد و بحث هاي بسياري را بر انگيخت هوش هيجاني با توانايي درك خود و ديگران يعني شناخت هرچه بيشتر احساسات ،‌عواطف خويش و ارتباط و سازگاري فرد با مردم و محيط كه پيوند دارد .26

پژوهشگران با ارزيابي مفاهيمي چون مهارتهاي اجتماعي . توانايي هاي بين فردي ، رشد رواني و وقوف فرد بر هيجانهاي خويش و توان كنترل آن هيجان ها توصيف و تبين هوش هيجاني غير شناختي پرداخته اند .26

بار – آن هوش هيجان ( هوش غير شناختي ، را عامل مهمي در شكوفايي توانايي هاي افراد براي كسب موفقيت در زندگي تلقي مي كند آن را با سلامت عاطفي و در مجموع با سلامت رواني مرتبط مي داند26

باز آن را براي اولين بار در سال 1980 هوش بهر هيجاني را مطرح كرد و در همان سالبه تدوين پرسشنامه هوش هيجاني پرداخت به اعتقاد بار آن هوش شناختي تنها شاخص عمده براي پيش بيني موفقيت افراد نسيت ، زيرا بيشاري از افراد با هوش شناختي بالايي دارند ولي آن طور كه بايد در زندگي موفق نيستند .27

با وجود اين سنجش بهر اجتماعي به نحوي روز افزون در تعيين و تشخيص حدود و توانايي هاي ذهني و رفتاري افراد اعم از هنجار و ناهنجار مورد استفاده قرر مي‌گيرد. بديهي است با توجه به اشارة مختصري كه به كاستي هاي اين مقياس شده توقع پافشاري بر نتايج مرتمت مرتب بر آن از احتياط علمي به دور است .شايان به ذكر است كه با همة تلاشهايي كه از سال 1995 تا كنون براي تبيين و تعريف هوش به عمل آمده ، بعد عاطفي يا هيجاني آن بدان گونه كه بايد مورد توجه قرار نگرفته است .27

از اين تاريخ به بعد گزارش كساني كه از دير باز در انديشة تدوين ابزاري براي سنجش اين حيطه ذهني غير شناختي بودند و مي خواستند آن را با معيار مناسب ديگري محك بزنند و جلوه هاي آن را با عدد و رقم مجسم كنند منتشر شد و در اختيار انديشمندان . روان شناسان قرار گرفت .28

اين كه تلاش جديد تا چه اندازه روشنگر بخش ديگري از واقعيت هاي پيچيده ذهن آدمي است موضوعي است كه آينده به آن پاسخ خواهد گرفت .28

تعريف و پيشينه هوش هيجاني :29

تعريف هوش هيجاني نيز مانند هوش غير شناختي دشوار است اين اصطلاح از زمان انتشار كتاب معروف گلمن (1995) به گونه اي گسترده به صورت بخشي از زبان روزمره درآمد و بحثهاي بسياري را بر انگيخت گلمن مصاحبه اي با جان اينل (1996) هوش هيجاني را چنين توصيف مي كند : « هوش هيجاني نوع ديگري از هوش است اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويشتن و استفاه از آن براي اتخاذ تصميم هاي مناسب در زندگي است توانايي اداره مطلوب خلق و خوي با وضعرواني ، كنترل و تكانش ها است عاملي كه به هنگام شكست ناشي از دست نيافتن به هدف در شخص ايجاد انگيزه و اميد مي كند . هم حسي يعني آگاهي از احساسات افراد پيرامون شماست مهارت اجتماعي يعني خوب كنار آمدن با مردم و كنترل هيجانهاي خويش در رابطه با ديگري و توانايي تشويق و هداست آنان است »29

گلمن در همين مصاحبه ضمن مهم شمردن هوش شناختي و هيجاني مي گويد هوش بهر ( ) در بهترن حالت خود تنها عامل 20 درصد از موفقيت هاي زندگي است ، 80 درصد موفقيت ها به عوامل ديگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسياري از موارد در گروه مهارت هايي است كه هوش هيجاني را تشكيل مي دهد .30

« هوش غير شناختي ابعاد شخصي هيجاني اجتماعي و حياتي هوش را كه اغلب بيش از جنبه هاي شناختي آن در عملكرد هاي روزانه مؤثرند مخاطب قرار مي دهد .30

هوش هيجاني با توانايي درك خود و ديگران ( خود شناسي و ديگر شناسي ) ارتباط با مردم و سازگاري فرد با محيط پيرامون خويش و پيوند دارد . به عبارت ديگر هوش غير شناختي پيش بين موفقيت هاي پيرامون خويش و پيوند دارد يه عبارت ديگر ههوش غير شناختي پيش بين موفقيت هاي فرد رادر ميسر مي كند و سنحش و اندازه گيري آن به منزله اندازه گيري و سنجش و توانايي هاي شخص براس سازگاري با شرايط زندگي و ادامة حيات در جهان است . ( بار – آن ، 1997 ص 28)30

پيتر سالوي (1990) ضمن اختراع اصطلاح سواد هيجاني به پنج حيطه در اين مورد اشاره مي كند .31

شناخت حالات هيجاني خويش :‌ يعني خود آگاهي31

اداره كردنهيجان ها : يعني مديريت هيجانها ، به روش مناسب31

خود انگيزي يعني كنترل تكانش ها تا تأهير در ارضاي خواسته ها و توان رار گرفتن در يك وضعيت رواني مطلوب31

تشخيص دادن وضع هيجان ديگران ،‌همدلي31

برقراري رابطه با ديگران32

هوش هيجان و مؤلفه هاي آن :32

هوش هيجان عبارت است از توانايي نظارت بر احساسات و هيجاتان خود ، ديگران و توانايي و تفكيك احساسات خود و ديگران و ديگران و استفاده از دانش هيجاني در جهت هدايت تفكر و ارتباطات خود و ديگران ( ميروسالووي ، 1990)32

هوش هيجاني هم عناصر دروني است و هم بيروني شامل ميزان خود آگاهي ، خود انگاره ، احساسات ، استقلال و ظرفيت خود شكوفايي و قاطعيت مي باشد عناصر بيروني شامل ظرفيت فرد براي قبول واقعيت انعطاف پذيري و توانايي حل مشكلات هيجاني ، توانايي مقابله با استرت و تكانه هاي مي شود ( گلمن ، 1995 ، ص 85 )32

خود آگاهي :33

از نظر گلمن خود آگاهي ريشه و اساس مؤلفه هاي هوش هيجاني است و تا زمانيكه از سطح خود آگاهي پاييني برخورد داريم و در انتخاب هدف و برنامه ريزي – براي رسيدن به هدف مديريت كنترل احساسات خود و بر انچيختگي خود و بكار گيري نظمي كه بتوان بر اساس آن با احساسات ديگران هماهنگ شود رشد مهارت هاي اجتماعي متناسب با هدف و عمل با مشكلات مواجه مي شويم . تعريفي كه گلمن )1995( براي خود آگاهي در نظر گرفته عبارتست از درك عميق و روشن احساسات ، هيجانات نقاط ضعف و قوت و نياز و سائق هاي خود .33

شعور اجتماعي :33

شعور اجتماعي سومين مؤلفه هوش هيجاني مي باشد و عبارت است از درك احساسات و جنبه هاي مختلف ديگران و بكار گيري سك عمل مناسب و واكنش مورد علاقه براي افرادي كه پيرامون ما قرار گرفته اند ( گلمن ، 1990 ، ص 213 )33

اين مؤلفه با احساس مسئوليت در قبال ديگران نسبت بيشتري دارند زيرا هر چه افراد پيرامون يا مقابل براي ما اهميت بيشتري داشته باشند سعي بيشتري خواهيم كارد واكنش مناسب در قبال آنها نشان دهيم و شرط واكنش مناسب ،درك نوع احساس طرف مقابل مي باشد .34

اين مؤلفه براي افرادي كه با مراجعين زياد و متفاوت برخوردارند وضرورض مي باشد خيلي از متخصصين هوش هيجاني عقيده دارند كه نشان اصلي هوشياري اجتماعي توان همدلي است .34

در بين مؤلفه هاي هوش هيجاني تشكيل همدلي از همه راحتتر مي باشد همه ما همدلي يك دوست ، يك معلم با حساس كرده ايم و تشخيص داده ايم كه واكنش او تا چه حد باعث دلگرمي ما شده است .34

خود انگيزي.. 36

يكي ديگر از مؤلفه هاي هوش هيجاني مي باشد و خيلي از روانشناسان آنرا شرط بقا مي نامند به عقيدة آنان انسان سالم هيچ كاري را بدون هدف از پيش تعيين شده انجام نمي دهد و براي رسيدن به هدف و حتي انتخاب هدف خود انگيزي لازم ميباشد از نظر گلمن ، خود انگيزي زبان سائق پيشرفت مي باشد و كوشش است در جهت رسيدن به حد مطلوبي از فضيلت افرادي كه اين خصيصه را زياد دارند هميشه در كارهاي خود نتيجه محور سائق زيادي در آنها براي رسيدن به اهداف و استانداردهاي وجود دارد اين افراد اهداف چالش برانگيز را خيلي سريع مرتب و ميزان مخاطرات آنها را حساب مي كنند و اطلاعات و راهبردهايي را بكار مي برند كه باعث كاهش عدم اطمينان آنها و افزايش عملكرد آنها شود اين افراد خيلي شريع ياد مي گيرند كه چگونه بازده كاري خود را افزايش دهند و خيلي سريع با اهداف گروه يا سازمان سازگار مي شوند .36

اين افراد هميشه انتقاد شديد و سازننده در گروه از خود نشان مي دهند و موقعيت آنها در گروه طوري است كه مديران هميشه از توانايي هاي آنان حساب مي برند . اين افراد هميشه به توانايي خود اعتماد دارند و هميشه نسبت به آينده اميدوار هستند .37

اگر قرار است يك صف ضروري براي افراد در نظر بگيريم خود انگيزي مي باشد زيرا فقط از طريق خود انگيزي است كه مي توان به پيشرفت فراي انتظار رسيد از آنجا كه افراد زير چتر تفاوتهاي فردي قرار گرفته اند و از لحاظ نياز و سائق با هم متفاوت مي باشن پس عوامل انگيزش در آنها متفاوت مي باشد تعداي از افراد از طريق عوامل بيروني مثل افزايش حقوق و پرستره شغلي و نمره برانگيخته مي شوند و تعدادي به خاطر خود پيشرفت و نفس كار برانگيخته مي شوند گلمن (1995) در اين رابطه معتقد است افراديكهانجام كار براي آنها مهم است در طول كار علاقة زيادي به چالشهاي خلاقانه از خود نشان مي دهند و عشق به يادگيري و انجام كار در آنها بيشتر وجود دارد اين افراد انرژي بيشتري صرف اين كار مي كنتد و سؤالي كه هميشه ذهن آنها را مشغول مي كند اين است كه با چه روش بهتري مي توان اين كار را انجام داد . اين افراد زمانيكه عمل آنها به شكست مي انجامد بازهم مطلوب باقي مي مانند در چنين مواقعي خود تنظيمي با انگيزه پيشرفت در جهت غالب شدن برناكامي تركيب مي شود دو شخص با آمادگي بيشتري در جهت مقابله با موانع يا كار جديد شروع به كار مي‌كند به طور كلي مراحل خود انگيزي مطلبو بدين شكل است كه در ابتدا اهداف را ربه بندي مي كنيم و ميزان اهميت هركدام را مشخص كنيم اسن مسئله كاملاً در گروه خود شناسي مي باشد و هر چه خود شناسي ما بيشتر باشد بهتر مي توانيم اهداف خود را بر اساس نيازهاي واقعي اولويت بندي كنيم .37

4- مهارتهاي اجتماعي :39

مهارتهاي اجتماعي يكي ديگر از مؤلفه هاي هوشي هيجاني مي باشد و شامل توانايي ها براي مديريت روابط با خود و ديگران مي باشد مهارتهاي اجتماعي فقط شامل دستيابي نمي شود اگر چه افرادي كه اين مهارت را زياد دارند خيلي سريع يك جو دوستانه با افراد ايجاد مي كنند ولي اين مهارت بيشتر به دوستيابي هدفمند مربوط مي شود افرادي كه مهارتهاي اجتماعي قوي دارند به راحتي مي توانند ميسر فكري ديگران را در سمتي كه مي خواهند هداست كنند خواه براي ايجاد رفتار جديد باشد خواه برانگيختن او براي ايجاد رفتار عملكرد و يا توليد جديد باشدد (گلمن ، 1910 )39

افرادي كه مهارتهاي اجتماعي بالايي دارن هميشه درصد هستند كه يك چرخة وسيعي از اطلاعات با افراد را بدست آورند و خيلي سريع جنبه هاي مشترك افراد را شناسايي كنند بعد از آن يك رابطه مؤثر برقرار كنند و اين عمل حاكي از آن است كه اعمال چنين افرادي بر اساس فرضيات حساب شده و دقيق مي باشد چنين افرادي در اولين فرصت در محيط كاري يك شبكه ارتباط قوي برقرار مي كند .40

بر اين اساس همة ما اين را مي پذيريم افرادي كه در جهت پيشرفت بر انگيخته مي شوند خوش بيني آنها نسبت بر آينده است حتي مواقعي كه با شكست مواجه مي شوند زياد مي باشد .40

افراد فقط از طريق مهارتهاي اجتماعي بالا مي دانند در كجا چه مواقع از خود حالات هيجاني نشان دهند و همچنان كه پيداست اين مشكلات تعداد زيادي از افراد جامعه مي باشد مخصوصاً زندگي امروزي كه افراد در طول روز بايد به سمت رفع نيازهاي خود با افراد متفاوتي مواجه شوند و هر موقعيتي اقتضاي خاص خود را دارند ما در طول روز با افراد متفاوتي برخورد مي كنيم و در هر برخورط پيام عاطفي خاص به طرف مقابل ارسال مي كنيم طبيعي است هرچه مهارتهاي براي ارسال نوع پيام بيشتر باشد راحتتر مي توانيم طرف مقابل را تحت تأثير قرار دهيم .40

اساس فرهنگي هوش هيجاني :41

يكي از مشكلات مشاوران در مدارس دربارة نمرة كسبشده توسط دانش آموزان است كه داراي زمينه هاي فرهنگي متفاوتي مي باشند و در چنانچه بعد از اجراي آمون مثل هوش هيجاني تفاوت زيمنه هاي فرهنگي دانش آموزان فراموش مي شود و موقعيت واقعي آنان به مخاطره مي افتد .41

همچنانكه قبلاً گفته شد نظريه هوش هيجاني توسط ميروسالووي (1990) معرفي شده است و منظور آنها از هوش هيجاني عبارتست از توانايي درك درست برانگيختني ، براز هيجانات و توانايي استفاده از احساسات به منظور تسهيل فكر ، همچنان كه پيداست همه در اين تواناييها قابل يادگيري دارند بدين رو محتواي فرهتگي و محيطي تأثير فوق العاده اي بر روي هر كدام از اين توانائيها مي گذارد .42

تفاوت با هوش هيجاني. 42

نظريه پردازان هوش هيجاني با دلايل تربيتي و رواني را در تفكيك كرده اند در اول گفتن اين نكته ضروري است كه در هوش هيجاني اندازه اي از توانايي هستند خود توانايي نظريه پردازان هوش هيجاني معتقدند كه به ما مي گويد كه چكار مي توانيم انجام دهيم و اين شامل توانايي ما براي يادآوري تفكر منطقي و انتزاعي مي شود در حاليكه هوش هيجاني شامل توانايي ما در جهت خوداگاهيهيجاني و اجتماعي مي شود و مهارتهاي لازم در اين حوزه ها اندازه گيري مي كنند هوش هيجاني شامل مهارتهاي ما در شناخت احساسات خود و ديگران و مهارتهاي كافي در ايجاد روابط سالم با ديگران و ضمن مسئوليت پذيري در مقابل خلاقيت با ديگران مي باشد . ( گلمن ، 1995 ص 101 )42

گلمن نيز معتقد است كه هوش هيجاني شامل توانايي ها براي حل مشكلات هيجاني ؤ انعطاف پذيري و قبول آن مي شود هوش هيجاني به ما مي گويد چنانچه در شناخت تواناييهاي خود و منتقل شدن بر جايگاه اصلي ما در جامعه چگونه اين فرايند را مطلوب و خوشايند سازيم هوش هيجاني دلالت بر بهزيستي فرد دارد .43

زمينه هاي بحث هوش هيجاني. 43

زمانيكه دانشمنان در مورد هوش شروع به تحقيق كردند فقط جنبه هاي شناختي آنم از ققبيل حافظه و حل مسئله را در نظر قرار دادند ولي در ميان اين دانشمندان افرادي بودند كه زود تشخيص مي دادند كه جنبه هاي غير شناختي هوشي نيز به نوبه خود براي موقعيت مفيد هستند براي مثال ديويد كسلر هوش را چنين تعريف كرده است .44

ظرفيت فرد براي عمل هدفمندانه كار تفكر منطقي برخورد موثر با محيط پيرامون خويش از همان موقع (1920)44

وكسلر به جنبه هاي غير شناختي هوشي به اندازة جنبه هاي شناختي اهميت داده است و كسلر نيز پيشنهاد داده است براي پيش بيني موفقيت افاد توانايي هاي غير شناختي او لازم است و كسلر تنها محققي نبود كه عقيده داشت جنبه هاي غير شناختي هوشي براي تطبيق و موفقيت لازم هستند رابرت نژندايك يكي از محققين است كه در مورد اهميت هوشي اجتماعي صحبت كرده است مانترو بر اين باور بود كه يه تنهايي نمي تواند يك پيشبيني كننده خوب براي عملركد شغل افراد باشند در بهترين شرايط فقط 25 درصد موفقيت افراد را پيش بيني مي كند .44

يك محقق ديگر پيشنهاد داده است كه آزمودنهاي شناختي واقع گرايانه است .45

9- كالبد شكافي يك تسخير هيجاني 45

9-1 مقدمه. 45

در انسان بادامه مغز كه از لغت يوناني به معني بادام گرفته شده است خوشه اي بادامي شكل از ساختارهاي به هم پيوسته اي است كه در بالاي ساقه مغز ، نزديك انتهاي حلقة ليبيك قرار گرفته است درهر يك از دو نيمكره مغز يك بادامه قرر دارد كه در طرفين سر جاي گرفته اند بادامه مغز انسان در مقايسه با نزديكترين بستگان تكامل آن يعني نخستينها تا حدودي بزرگتر است .45

هيپو كامپ بادامه مغز دو قسمت مهم « مغز بويايي ) اوليه بودند كه در جريان تكامل موجب پيدايش قشر مخ و سپس قشر تازة مخ گرديدند .46

هنز هم اين ساختارهاي ليمپيك اثر مارهاي مربوط به يادگيري و به خاطر سپاري را انجام مي دهند متخصص با دامه مغز در مسائل هيجاني است هرگاه با دامه مغز از ساير قسمتهاي مغذ جدا شوند بدين مي انجامد كه فرد به ناتواني چسمگيري در سنجش معناي هيجاني وقايع دچار شود گاهي به اين و منعيت « كوي عاطفي » مي گويند .46

بادامه به عنوان مخزن خاطرات هيجاني عمل مي كند و از همين رو اهميت دارد . زندگي بدون بادامه مغز زندگي اي عادي از معناي شخص است .46

فقط عاطفه نيست كه با بادامة مغز وابسته است تمام هيجانهاي انسان به آن بستگي دارد . حيوانهايي كه بادامه مغزشان برداشته شده يا پيوند هايش قطع شدده است فاقد ترس و خشم هستند ميلي به رقابت و همكاري ندارند در اين حيوانها هيجان كم اثر است يا از بين مي رود ترشه اشك كه نشانه اي هيحاني و مختص نوع بشر است بوسيله بادامه مغز و ساختاري نزديك آن به نام شنج كمربندي تحريك مي شود . و در آغوش گرفتن نواش كردن يا آرام كردن شخص گريان به هر نحو ممكن تسكين اين بخشهاي مغز مي شود و هق هق گريه خود را متوقف مي سازد .47

ژوزف لودو عصب شناسي مركز عصبي دانشگاه نيويورگ اولين كسي بود كه نق محوري بادامه مغز را در مغز هيجاني كشف نمود لودو از زمره عصب شناسي جديدي محوري بادامه مغز را در مغز هيجاني كشف نمود لودو از زمره عصب شناسي جديدي است كه روش هما و تكنولوژي را در مغز نوآورانه اي به كار گرفت تا در نقشه بداري از مغز به هنگام فعاليت به موارد جزيي تحقيقي دست يابند كه قبلاً نا شناخته بوده اند و به همين خاطر توانستند در زمينة رمز گشايي اسراري بپردازند كه نسل هاي پيشين دانشمندان آنها را غير قابل دستيابي مي دانستند .47

9-2- سيستم ارتباط عصبي :48

زماني كه احساسات تكانشي بر عقل غلبه كند – اساسي بودن نقش تازه كشف شده بادامه مغز جلوه گر مي شود علائمي از حواس به بادامه مغز مي رسد و او را وا مي دارد تا هر تجربه اي را به دقت موشكافي كند و مشخص سازد كه آيا تجربه ناراحت كننه است يا خير بادامه مغز را در حيات رواني در موقعيت قدرتمندي قرار مي دهد چيزي شبيه به يك نگهبان رواني ، كه هر موقعيت و هر ادراكي را با اين پرسش ابتدايي بررسي مي كند كه آيا من از اين موقعيت نفرت دارم آيا به من آسيب مي رساند ؟48

از آن مي ترسم كه در صورتي كه چنين باشد يعني در شرايط موجود پاسخ اين سوال به هر نحو مثبت باشد بادامه مغز بلافاصله مانند يك سيستم ارتباط عصبي واكنش نشان مي دهد پيامس حاكي از بحراني بودن شرايط در به تمام قسمت هاي مغز ارسال مي كند .49

در ساختمان مغز جايگاه بادامه شبيه به سازمان اعلام خطر است كه هر گاه سيستم ايمني خانه علائمي حاكي از وجود مشكل را مخابره مي كند اپراتورهاي آن بر ارسال پيامهاي اضطراري به آتش نشاني پليس و همسايه در حال آماده باش هستند .49

زمانيكه زنگ خطر مثلا ترس ، به صدا در مي آيد بادامة پيامهاي اضطراري را به تمام قسمتي هاي اصلي مغز مخابره مي كند و موجب ترشح هورمونهاي جنگ و گريز مي شود مراكز مخصوص حركت كردنرا بسيج مي كند و سيستم قلبي و عروقي ، عضلات ، و احشاء را فعال مي سازد و ساير مدارهاي بادامه مغز علايمي مخابره مي كنند كه باعث ترشح اضطراري هرمون نورايي نفرين مي شود كه در نتيجه آن ، ميزان آمادگي واكنش در مناطق كليوي مغز افزايش مي يابد از جمله مناطقي كه حواس را گوش به زنگ تر مي كنند و در واقع مغز را برانگيخته نگاه مي دارد علايمي ديگر از بادامه مغز به ساقة مغز پيام مي دهند تا حالت ترس را در چهره ايجاد كند ، حركات با مربوط ديگري را كه عضلات در حال انجام آنند متوقف مي سازد ضربان قلب و فشار خون را افزايش مي دهد و تنفس را كند مي كند و عضلات را براي نشان دادن واكنش مناسب آماده مي سازد در همين زمان ، سيستم هاي حافظهه قشر مخ را زيرورو مي شوند تا هر اطلاعاتي كه با وضعيت اضطراري جاري مربوط باشند استخراج كنند و اين كار را مقدم بر هر فكر ديگري انجام مي شود . ( دانيل گلمن ، 1380 ، ص 41 )50

9-3- قراول هيجاني :51

لو يكي از مؤثرترين كشف هاي علمي دربارة هيجان ما در دهة گذشته نشان داد كه ساختمان مغز بدامه آن موقعيتي ممتاز همچون يك قراول هيجاني است كه مي تواندمغز را تحت كنترل خود در آورد تحقيقات او نشان داد كه علائم حسي كه از چشم يا گوش صادر مي شود ابتدا با تالاموس ارسال مي شود به قشر تتازه مخ يعني مغز منعكس مي شود اينگونه انشعاب به بادامه مغز اجازه مي دهد تا قبل از قشر تازه مخ شروع به پاسخدهي كند ، يعني اطلاعات را قبل از ادراك كامل و عرضه بهترين پاسخ ممكن ، از چندين سطح از مدارهاي مغز جمع آوري كند .51

ديگاه رايج در علم عصب شناسي اينو بوده كه چشم و گوش و ديگر اندامهاي حسي علايمي را به تالاموس و از آنجا اين علايم بهمين شكالي كه اشياء را ادراك مي كنيم كنار هم قرار داده مي شود علايم بر حسب معناي آنها دسته بندي مي وند تا مغز بتواند شي را شناسايي كند و بفهمد حضورش به چه معناست نظرية قديمي بر آن است كه علايم از قشر تازه مخ به مغز ليمبيك فرستاده مي شوند و از آنجا پاسخ مناسب از مغز صادر مي شود و به ساير قسمت هاي مغز و بدن مي رسد .52

روش كار در غالب اوقات همين است اما لود و علاوه بر آن دستهاز رشته هاي عصبي را كشف كرد كه مساقيماً از تالاموس به بادامه مغز مي روند اين گذرگاه كوچك تر و كوتاهتر كه چيزي شبيه يك كوچه ميانبر عصبي است و به بادامه مغز اجازه مي دهد كه برخي داه ها را مستقيماً از حواس دريافت كند اين كشف ، اين نظريه را كه بادامه مغز براي تنظيم واكنش هاي هيجاني خود بايد صرفاً بر علايم ارسالي قشر تازه مخ اتكا كند ، منسوخ كرده است بادامه مغز مي تواند از طريق اين مسير اصطراري به محض اينكه يك مدار انعكاس موازي ميان بادامه مغز و قشر تازه مخ بوجود مي آيد ، پاسخي هيجاني را به راه اندازد . بادامه مي تواند ما را وادار كند براي دست زدن به كاري از جا بجهيم .52

در حاليكه قشر تازه قدري آرام تر اما كاملاً آگاهانه تر برنامه سنجيده خود را براي واكنش نشان دادن آشكار مي كند .53

بادامه مغز مي تواند خاطرات و مجموع پاسخ هايي را در خود جايي دهد ، كه بدون درك كامل علت ، آنها را انجام دهيم و اين بخاطر وجود راه ميان بر ميان تالاموس و بادامه مغز است كه كاملاً قشر تازه مخ را دور مي زند .53

به نظر مي رسد كه هيپوكامپ كه مدتها ساختار اصلي دستگاه ليمبيك محسوب مي شد ، وظيفه اش بيشتر ثبت و فهم الگوهاي ادراكي است تا عرضه واكنش هاي هيجاني ، سهم اصلي هيپوكامپ آن است كه حافظه اي تحقيق و روشن از بافت اشياء پديد مي آورد كه براي معناي هيجاني حياطي است هيپوكامپ حقايق صرف را به خاطر مي سپاد بادامه مغز چاشني هيجاني آن حقايق را در خود نگاه مي دارد اگر هنگام سبقت گرفتن از ماشين در جاده با اندك فاصله اي از برخورد با ماشيني كه از روبرو مي آمد ، جان به در برده باشيم هيپوكامپ جزئيات حادثه ، همچون عرض جاده اي كه روي آن بوده ايم همارهانمان و شكل ماشين مقابل خود را حفظ مي كند .54

تحقيقات ديگر نشان داده كه در چند ميلونيم ثانيه پس از ادراك چيزي نه فقط به طور نا خود آگتاه آن را درك مي كنيم بلكه مشخص مي كنيم كه آن را دوست داريم يا نه «ناخوداگاه شناختي» نه فقط هويت آنچه را مي‌بينمي بلكه عقيده مان دربارة آن را نيز به هوشياري عرضه مي كند هيجانهاي ما ذهني متعلق به خود دارند ذهني كه ديدگاهشان مي تواند از فكر خرد گرا كاملاً مستقل باشد .55

9-4- متخصص حافظه هيجاني :55

آن عقايد ناهشيار كه گفتيم خاطرات هيجاني ما هستند و مخزن آنها بادامه مغز است اكنون به نظر مي رسد كه تحقيقات لودورد ديگر عصب شناساي به اين نكته رسيده است كه مغز براي ثبت خاطرات هيجاني كه از قوت ويژه اي برخوردار باشند از روش ساده اما زيركانه استفاده مي كند . همان نظام هاي هشدار دهندة عصبي شيميايي كه بدن يا گريز نشان دهد آن لحظه را نيز بروشني در حافظه ثبت مي كند تحت شرايط استرس زا عصبي كه از مغز به غدد فوق كليوي كشيده شده موجب ترشح هرمونهاي اپي نفرين و نوراپي نفرين مي گردد كه در تمام بدن انتشار مي يابد و آن را براي مقابله با شرايط اضطراري آماده مي سازد اين هرمونها گيرنده هاي موجود بر روي عصب واگ (عصب ريوي – معدي ) را بكار مي اندازند عصب واگ علاوه بر اينكه حامل پيامهاي مغز براي تنظيم فعاليت قلب است علايمي را كه اپي نفرين و نوراپي نفرين به راه انداختند نيز به مغز باز مي گرداند بادامه مغز عمده ترين پايگاهي است كه اين علايم به آنجا مي روند اين علايم نورون هاي بادامه مغز را فعال مي كنند تا علايمي به ساير مناطق مغز ارسال كنند تا حافظه را براي ثبت آنچه در حال وقوع است تقويت نماييد . به نظر مي رسد كه تحريك بادامه مغز اكثر لحظات برانگيختگي هيجاني را با قوت افزوني تري در حافظه ثبت مي كند به همين دليل است كه مثلاً به ياد داريم كه در اولين قرار ملاقات با همسرمان به كجا رفتيم يا اينكه در لحظة شنيدن خبر انفجار سفينة فضايي چلنجر در حال انجام چه كاري بوده ايم .55

هر چه تحديد باامه مغز شديدتر باشد ثبت خاطره دقيقتر است رويدادهايي كه بيش از ديگر روويدادها در زندگي موجب ترس يا هيجان شديد شده باشند در ضمره خاطرات فراموش نشدني ما قرار دارند اين بدان معناست كه در عمل مغزها دو نظام حافظه دارند يكي براي رويدادهاي معمولي ، و ديگري براي رويدادهاي سرشار از هيجان مسلماً وجود نظامي ويژه براي ثبت خاطرات هيجاني در روند تكامل منطقي عالي داشته باعث گرديده است حيوانات به خصوص از آنچه آنها را تهديد يا ارضاء كرده است خاطره روشني به ذهن بسپاند اما امروز اين خاطرات هيجاني ممكن است ما را به راه خطا بكشاند .57

9-5- هماهنگي فكر و هيجان. 58

پيوندهاي ميان بادامه مغز از ساختار ليمبيك وابسته به ان و قشر تازه مخ كانون راهبردهاي هماهنگ كننده ميان قلب و سر يا تفكر و احساسات است با اين مدار بندي مي توان روشن ساخت كه چرا هيجان ما هم در اتخاذ تصميمهاي عاقلانه هم در داشتن تفكر روشن تا به اين حياتي اند اگر قدرت هيجان ما را سلب كنيم خود تفكر نيز مختل مي گردد .58

عصب شناسان براي حافظه اي كه واقعيات ضروري را براي انجام تكليف با حل مشكلي خاص در ذهن نگاه مي دارد . اصلاح « حافظه فعال ، را بكار مي برند اعم از جنبه هاي در زهن نگاه داشتن اجزاي مسئله اي استدلالي در سر جلسه امتحان » منطقه اي از مغز كه مسئول « حافظه فعال » اسن فشر پيش پيشاني است اما وجود مدارهاي ميان مغز ليمبيك و قطعات پيش پيشاني به اين معناست كه علايم حاكي از هيجان شديد مانند اضطراب خشم يا امثال آن مي توانند موجب ايستايي گردند اگر فعاليت اين قطعه را مختل كنند ناراحتي هيجاني مدام مي تواند موجب نقبض توانايي هاي فكري كودك گردد وظرفيت يادگيري او را به كار بيندازد .58

اين نقايص اگر هم بسيار ضعيف باشند از طريق آزمونها هوشي معلوم نمي شوند اما خود را در مقياس هاي هدفدارتر عصب – روان شناختي و نيز بي قراري و تكانشوري مداوم كودك نشان مي دهد براي مثال در تحقيقي از دانش آموزان پسر مدارس ابتدايي كه نتايج هوشهبر بالاتر متوسط ، اما نتايج درسي شان ضعيف بوده از طريق ازمونهاي عصب روان شناختي مشخص گرديد كه كاركرد قشرپيشاني آنها آسيب ديده است .59

به علاوه آنها تكانشي ، مضطرب و معمولاً خرابكا و دچار مشكل بودند كه اين نشانگر عدم كنترل قشر پيش پيشاني بر خواسته ها و اميال دستگاه ليمبيك آنهاست اين كوركان به رقم داشتن توان فكري فرا.ان بيشاز سايرين در معرض خطراتي همچون شكست تحصيلي – الكليسو و بزهكاري قررار دارند به اين دليل كه توانايي فكري آنان ناقص است بلكه به اين خاطر كه كنترل آنها بر روي زندگي هيجان شان آسيب ديده است .60

مغز هيجاني كه كاملاً مستقل از آن مناطق قشري است كه آزمون هاي هوشي با آنها سر و كار دارند هم خشم و شفقت را در كنترل خود دارند تجارب دوران كودكي به اين مدارهاي هيجاني شكل مي دهند .60

نقش هيجاني راحتي در عقلاني ترين تصميم گيري خاي خود نيز مشاهده مي كنيم .61

دكتر آنتونيو داماسيو عصب شناس دانشگاه پزشكي دانشگاه پزشكي دانشگاه آيوا ، تحقيقات دقيق انجام داده است تا معلوم كند بيماران كه دچار ضايعه مدار بادامه مغز شده اند دقيق چه جنبه هاي از حيات ذهني اشان آسيب ديده است نحوه تصميم گيري آنان بسيار اشتباه است با وجود اين در توانايي هاي هوشي صحيح و سالم ، در كار و زندگي شان تصميمات ناگواري اتخاذ مي كنند و حتي گاهي اوقات ممكن است تصميماتي بسيار ساده از قبيل قرار ملاقات گذاشتن نيز ذهنشان را مدت هاي طولاني به خود مشغول كند .61

به اعتقاد داماسيو دليل تصميم گيري اين دست كه آنها به آموخته هاي هيجاني اشان دسترسي ندارند مدار قطعه پيش پيشاني با دامه به عنوان نقطه تلاقي فكر و هيجان هرگاه خزانه خوش آمدن ها به آمدن ها است كه در طول زندگي امان كسب مي كنيم چنانچه ارتباز ميان بادامه مغز با حافظه هيجاني قطع شود ، هر قدر هم قشر تازه مخ بر فكر فرو رود باز هم واكنش هاي هيجاني كه با گذشته پيوند خورده اند به راه نخواهند افتاد همه چيز رنگ خنثي اي يكنواختي به خود مي گيرد در چنين حالتي هيچ محركي خواهفردي عزير يا فردي نفرت انگيز باشد ديگر نه توجهي به خود جلب مي كند و نه تنفري بر مي انگيزند اين بيماران تمام آن درسهاي هيجاني را فراموش كرده اند زيرا ديگر به ادامه مغز يعني جايي كه آنها را ذخيره كرده اند دسترسي ندارند .61

10- مختصري درباره بهداشت رواني :62

اگرچه از تاريخچه بهداشت رواني در ايران اطلاعات كافي در دسترس نيست ولي از مدارك ناكافي بدست آمده و با توجه با اعتقادات مذهبي ، سنت و علمي آن زمان در كشورهاي ايران و عربي مي توان قبول كرد كه رفتار يا بيماران رواني به محو مطلوب انجام مي شود و از زمانهاي قديم معلمخايي براي نگهداري بيماران رواني وجود داشته است اكثر تصورها اين است اكثر تصورها اين است كه علوم پزشكي يونان در نگرش كشورهاي عربي زبان و ايران تأثير گذاردهولي شواهد وجود داشته و از كتابهاي يوناني حتي به صورت ترجمه در اين مدرسه استفاده مي شد .63

از زمان ساسانيان در جندي شاپور اهواز براي بيماران رواني مكان بخصوصي تركيب يافته و در قرن هشتم چندين بيمارستان در بغداد وجود داشته است كه از پرشكان حاذق در اسلام ابو علي سينا و نيز مانند زكرياي رازي براي بيماران رواني كه آنها را هر مريض هاي دماغي نيز ميگفتند دستورات دارويي تجويز مي كرد ابوعلي سينا براي درمان بيماران رواني عقيده به تلقين داشت و به عقيده اكثر مورخان به پيوند اعصاب را براي اولين بار عرضه كرده است از تأليفات او مي توان به كتاب قانون كه معرفيت جهاني دارد اشاره كرد كه در اين كتاب فصولي براي بيماران رواني وجود دارد كه تا چند قرن در كتب اروپاييچنين چيزي ه بشخ نمي خورد و همچنين در كتاب (شفا) كه مربوط به فلسفه است دربارة مزاجها آنها را به چهار نوع ملانكولي دموي صفرايي ، بلغمي ، يودايي ، اشاره كرد ابعاد سرشتي در سايت پاتولوژي بيماران داشته است حدود دو دهة قبل براي اولين بار نخستين كتاب بهداشت رواني توسط دكتر سعيد شاملو به رشته تحرير درآمد در اين زمان در ايران تنها عدة محدودي نسبت به اين موضوع بسيار مهم توجه ، علاقه و يا اطلاعات دقيق و صحيحي داشته اند و مسئله بهداشت رواني نه تنها مطرح نبود بلكه حتي از سوي مسئولان و متخصصان به درمان بيماران رواني كه به سبب مشكلات فردي و اجتماعي بايد مورد توجه قرار گيرند .63

در سالهاي اخير در كشور ايران مانند ساير كشورهاي جهان علاقه مخصوص هم از طرف مقامات دولتي و هم از جانب مردم به امر بهداشت رواني نشان داده است اگر چه هنوز مدت زماني از توجه علاقه نگذشته ولي اثرات آن در بهبود اوضاع بيمارستانها و بكاربردن روشهاي صحيح در پيشگيري مشاهده مي گردد تأثير وقايع مهم زندگي بر سلامي بارها و به دفعات نشان داده شده است .65

فصل سوم

روش تحقيق :67

در اين تحقيق تأثير يك عامل را بر عامل ديگر مورد ايابي قرار مي دهمي يعني تأثير هوش هيجاني را بر سلامت رواني ( مؤلفه هاي بدني سازي – اضطراب – بدكاركردي اجتماعي – افسردگي و خيم ) بررسي مي كنيم .67

جامعه مورد بررسي. 67

در اين تحقيق جامعه مورد مطالعه اي جامعه اي است محدود كه شامل دانشجويان دانشگاه آزاد بجنورد مي باشد .67

نمونه منتخب :67

تعداد نمونه در اين پژوهش 30 نفر مي باشد كه 15 نفر از دانشجويان شامل پسران و 15 نفر از دانشجويان شامل دختران مي باشند حداكثر سن آزمودني ها در اين پژوهش 27 و حداقل سن آزمودني در اين پژوهش 19 سال مي باشد .67

روش نمونه گيري :69

در روش نمونه گيري از نمونه قابل دسترسي استفاده شده است يعني نمونه گيري به صورت داوطلبانه انجام گرفته است افراد پژوهش به صورت داوطلبي انتخاب شده اند هر فرد در صورت تمايل داوطلب شده است كه به سؤالهاي آزمونها پاسخ گويد .69

ابزار و روش اجراي پژوهش.. 69

براي اندازه گيري متغيرهاي مستقل و وابسته از دو پرسشنامه استفاده شده است كه در سطوه زير به توصيف آنها مي پردازيم .69

5-1- آزمون هوش هيجاني (سيبر يا شرينگ)69

همچنان كه قبلاً گفته شد تا كنون كسي موفق به ساخت يك ابزار علمي براي اندازه گيري هوش هيجاني افراد نشده است از آنجا كه اهميت نقش اين سازه بر موفقيت افراد بر كسي پوشيده نيست تلاشهاي زيادي در جهت ساخت ابزار مناسب براي سنين مختلف در كشورهاي پيشرفته در حال انجام است كه تمام سازندگان مباني نظري ابزار خود را از مير و سالو وي گرفته اند و اين ابزارهاي در حالت اعتبار يابي هستند .69

در اين تحقيق از آزمون هوش هيجاني سيبر يا شرينگ استفاده شده است اطلاعات اصلي همراه اين آزمون هوش هيجاني سيبر يا شرينگ استفاده شده است اطلاعات اصلي همراه اين آزمون هوش هيجاني سيبر يا شرينگ استفاده شده است اطلاعات اصلي همراه اين آزمون به پيشنهاد سازنده آن اين است كه اين ابزار در حال اعتبار يابي مي باشد و اطلاعات دقيقي مربوط به ميزان در دسترس نمي باشد كه بتوان نتايج تحقيق اخير را با آن مقايسه كرد فرن اصلي اين آزمون داراي 70 سؤال مي باشد و از دو ققسمت تشكيل شده است قسمت اول 40 سؤال و قسمت دوم داراي 30 سؤال مي باشد كه در قسمت اول هر سوال حاكي از يك موقفعيت زندگي است و آزمودني بايد خود را در آن موقعيت قرار دهد يكي از گزينه هاي كه به حالات روحي او مصادق بيشتري دارد انتخاب كند در قسمت دوم ابتداي هر سؤال يك داستان هيجاني آورده شده است از ازمودني خواسته مي شود تا پاسخ خود را با توجه به داستان انتخاب كند.70

روش اجراي آزمون :71

ابتدا پرسشنامه هوش هيجاني به هريك از آزمودني داده شده و به آن آزمودني توضيحاتي درباره عبارتهاي توصيفي آن داده شده بدين صورت كه اين پرسشنامه دربارة احساس شما نسبت به خود و ديگران است و داراي 33 سؤال مي باشد در قسمت اول سؤالات مربوطه به ابعاد هوش هيجاني مي باشد كه نمره هركدام از آنها جداگانه محاسبه مي شوند اين مؤلفه ها عبارتند از خودآگاهي – خود كنترلي – خود انگيزي هوشياري اجتماعي و مهارتهاي اجتماعي .71

روش نمره گذاري :73

هر آزمودني 6 نمره جداگانه دريافت مي كند كه 5 نمره آن مربوط به هر كدام از مؤلفه هاي و 1 نمره به صورت كل مي باشد سمت مربوط به هر سؤال و بعد در جدول الف آورده شده است و پاسخها به صورت 5 درجه و ترتيبي مي باشد . در بعض ياز سؤالات چنانچه آزمودني گزينة‌الف را انتخاب كند نمرة 1 و چنانچه 5 را انتخاب كند نمره 5 مي گيرد و بالعكس اگر آزمودني در سؤالات 19-12-14-13-33-18-22-28 گزينة الف را انتخاب كند نمره ها و چنانچه آزمودني ب و ج و د را انتخاب كند به ترتيب نمرة كمتري مي گيرد و نمره گذاري سؤالات ديگر بر عكس مي باشد .73

جدول مربوط به هر كدام از سؤالات در مؤلفه هاي هيجاني در آزمون سيريا شرينگ است74

خود آگاهي74

خود كنترلي74

هوشياري اجتماعي74

مهارتهاي اجتماعي74

174

574

274

1774

774

974

1074

1174

2274

874

1574

1174

1674

2574

1174

2074

2474

1874

2974

2874

2674

3274

2374

474

1374

3174

3374

3074

374

2174

2774

574

1274

5-2- پرسشنامه سلامت رواني()75

اين پريشنامه توسط گلبرگ جهت تفكيك موارد مبتلا به اختلالات رواني از جمعيت مراجعه كننده ره مراكز پزشكي عمومي ساخته شده است و بنا به اظهار گلد برگ (1972) پرسشنامة سلامت عمومي در صدد يافتن ناراحتي هاي جدي اكسيز و فري يا افسردگي سايكوتيك گرچه شواهد متعددي درباره اين مقساي وجود دارد كه حاكي از يافتن چنين مواردي است كه امروزه اسن پرسشنامه داراي فرمهاي مختلفي بوده و به منظور استفاده از فرهنگهاي مختلف حداقل به 36 زباد ترجمه شده بسياري از متخصصان تصريح كردند كه اين پرسشنامه هم استفادة باليني داشته و هم در جامعه كاربرد دارد . فرم اصلي و اولية اين پرسشنامه مشتمل بر 60 عنوان از نوع ساخته پاسخ است .75

متن پرسشنامه دربارة وضع كسالت و ناراحتيها و به طور كلي سلامت عمومي فرد با تأكيد بر مسائل روان شناختي جسماني و اجتماعي در زمان حال است .76

از اين طريق علايم فرض يو حالتهاي تندرستي فرد مورد ارزيابي قرار مي گيرد . در تمام سؤالها ازمودني بايد گزينه هايي را كه با اوضاع او بيشتر مطابقت دارد مشخص كند .76

پاسخ آزمودنيها به هريك از پرسشنامه ها در يك چهار درجه اي ، صفر ، كمي ،‌زياده ، خيلي زياد ، يا بيشتر از هميشه مشخص مي شود و در همة گزينه ها درجات پايين نشان دهندة سلامتي و در جات بالا حاكي از عدم يلامتي وجود ناراحتي در فرد است اوليه مشتمل بر چهار مقياس فرعي است علائم جسماني ، اضطراب و اختلال در خواب اختلال در كنش اجتماعي . افسردگي شديد .76

روايي و اعتبار :77

مهمترين عامل در ارزشيابي يك وسيلة سنجش ، روايي آن است مقصود از روايي يك تست مناسب بودن ، با معنا و مفيد بودن استنباطهاي خاصي اسا كه از روي نمره هاي ان به عمل مي ايد . (‌مؤمن ، حيدر علي ، 1372 ، ص 307 )77

جويز مندرس همبستگي بين نمرات حاصل از دو پرسشنامه و در استرليا را به ميزان 76/0 + گزارش نموده چوينگ و اسپرز (1994) و حيايست و ويژگي نسخه 28 ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بر روي جمعيت كامبوجي هاي ساكن كشور نيوزلند به ترتيب با 85/0 و 8/92/0 درصد گزارش نموده اند .77

گلد برگ (1998 ) نتايج مربوط به 70 مطالعه انجام شده در مورد روايي در نقاط مختلف دنيا را با وزني كه براي واريانس مربوط به روايي هاي برآورده شد فرا تحليل نمود و متوسط حساسيت ويژگيهاي را به ترتيب برابر با 84% و 82% گزارش نموده .77

روش اجراي آزمون :79

طبق هماهنگي انجام شده جمعيت اجراي پرسشنامه ، ابتدا پژوهشگر هدف از اجراي آزمون را براي هر يك از آزمودني ها توضيح داده و از آنها خواسته مي شد كه پس از كامل كردناطلاعات مربوط به پرسشهاي دموگرافيك اطلاعاتي در زمينة‌ ( تاريخ ، توليد ، شغل و منطقه ، محل اشتقال ، و ميزان تحصيلات ) پاسخ هنده ذكر نام به اختيار افراد گذاشته شدو اين امر احساس امنيت و اطمينان و نيز رعايت صداقت در پاسخگويي به سؤالها را افزايش داده است لازم به ذكر ايت كه بالا بودن نمره در پرسشنامه نشان سلامت و پايين بودن نمره نشان دهندة عدم سلامت فرد است .79

كساني كه در يك ماه گذشته در زمينه هاي مورد نظر هيچ گونه احساس ناراحتي نكرده اند براي هر ماده نمره صفر و جمعاً 0=0*7 نمره مي گيرند . اشخاصي كه در زمان ياد شده در تمامي زمينه هاي مطرح شده ،‌مقدار كمي احساس ناراحتي كرده اند براي هر كدام نمره يك و جمعاً 7 نمره مي گيرند به همين ترتيب كساني كه مقدار بسيار زيادي در زمينه هاي زياد شده احياي ناراحتي داشته اند براي هر ماده نمره 3 و جمعاً 3*7نمره مي گيرند .79

روش نمره گذاري :81

جهت نمره گذاري پاسخهاي افراد به هر يك از سؤالهاي پرسشنامه سلامت عمومي تا كنون 5 روش نمره گذاري تدوين گرديده است كه عبارت هستند از :81

روش قراردادي.. 81

روشهاي 1 و 2 قراردادي81

مدل ساده لاياكرت81

روش اصلاح شده لاياكرت81

در تمام روشهاي ياد شده نمره پايين نشان دهندة سلامتي و نمره بالا نشانگر اختلال است در اثر اجراي اين روشها براي هر فرد پنج نمره بدست مي آيد چهار نمره به مقياس فرد و يك نمره به كل موارد پرسشنامه مربوط مي شود .81

بهترين و مناسبترين روش نمره گذاري استفاده از مدل ساده لايكر با نمره هاي (0-1-2-3) مي باشد ( گلدبرك ، 1972 )81

گزينه ها82

نمره ها82

اصلاً82

082

در حد معمولي82

182

تقريباً بيشتر از معمولي82

282

به مراتب بيشتر از حد معمول82

382

شواهد ديگري نيز وجود دارد كه كارايي روش نمره گذاري طيف ساده لايكرت را به چهر روش ديگر نشان مي دهد مثلاً بنجامين و همكاران (1982) نشان داده اند كه استفاده از نمره گذاري طيف ساده لايكرت نسبت به روش نمره گذاري قراردادي به طور معنا داري در تشخيص اختلالات مزمن بيماران رواني مؤثر بوده است . ( مرمن – 1376 )82

5-3- روشهاي آماري و منطق استفاده از آن. 82

روشهاي آماري در اين پژوهش براي داده هاي توصيفي شامل محاسبه كلية ميانگينها ، انحراف استاندارد و هم نمودارها وي جداول مربوط مي باشد نتايج چارچوب فرضيه ها با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون مي باشد .82

فصل چهارم

در اين فصلا ابتدا يافته هاي توصيفي ارائه شده است سپس به تحليل نتايج در چهار چوب فرضيه ها مي پردازيم .85

يافته هاي توصيفي :85

يافته هاي توصيفي به منظور جمع آوري ، تلخيص ، تنظيم و ارائه اطلاعات به صورت روشن و قابل درك و در صورت لزوم تعيين روابط موجود بين اطلاعات جمع آوري شده به صورت جدول بندي يا ترسيمي است ( شريعتي نجفي زند ، 1370 ، ص 14 )85

بنابر توضيح ذكر شده در اين قسمت ميانگينها ،‌ انحراف استانداردها ، تفاوت ميانگين و تفاوت انحراف استانداردها ، حداقل و حداكثر نمره براي كلية گروهها و در ارتباط با هر دو متغير مستقل و وابسته محاسبه و در قالب چندين جدول نمودار ارائه شده است و سعي بر اين است كه حتي الامكان هر آنچه به عنوان يافته توصيفي بدست آمده نمايش داده شود .85

داده هاي توصيفي مربوط به الگوههاي هوشي هيجاني و سلامت عمومي در جدول و نمودار ارائه شده است .86

. 87

. 87

87

87

902587

921687

1849687

902587

810087

1392487

864987

921687

921687

828187

828187

2656187

462487

1000087

864187

1081687

688987

1488487

1904487

810087

883687

2110487

1000087

1040487

90087

28987

250087

72987

122587

250087

122587

14487

40087

10087

160087

302587

35687

16987

8187

15687

36187

184987

136187

4987

19787

25687

250087

302587

285087

163287

680087

256587

315087

200687

332587

115287

196087

91087

364087

896587

108887

130087

83787

353687

157787

524687

510687

63087

131687

236387

170087

51087

9587

9687

13687

9587

9087

11887

9387

9687

9187

9187

9187

16387

6887

10087

9387

10487

8387

12287

13887

9087

9487

14887

10087

10287

3087

1787

5087

2787

3587

1787

3587

1287

2087

1087

4087

5587

1687

1387

987

3487

1987

4387

3787

787

1287

1687

1787

5587

فرضيه اول رابطة هوش هيجاني با سلامت رواني87

ميانگين ................ 87

= انحراف استاندارد88

= ضريب همبستگي پيرسون88

............................. 88

آزمون معنارادي همبستگي88

................ 88

......... 88

جدول در سطح معنادار بودن در سطح 5% با درجان آزادي 28 برابر با 25% است چون نسبت محاسبه شده 71/2 بزرگتر از جدول است بنابراين ضريب همبستگي محاسبه شده معنادار است .88

. 89

. 89

89

89

1416189

960489

883689

941689

1841689

1040489

1000089

2190489

883689

1810089

1904489

1488489

688989

1081689

814989

1000089

462489

2656989

828189

828189

980189

921689

864989

1392489

810089

902589

184789

121689

102589

8189

1689

989

1689

10089

14489

189

589

589

189

6489

12189

989

1689

1689

1689

2589

8189

6489

489

989

989

2589

389

2289

6489

36189

8189

8489

107189

39289

84689

83489

136089

122489

10089

74089

47089

9089

110489

134289

24989

41689

37289

40089

34089

146789

64889

18289

29789

28889

46589

42789

72089

76089

258489

86489

76089

11989

9889

9489

9689

13689

10289

10089

14889

9489

13889

12289

8389

10489

1389

10089

6889

16389

9189

9189

9989

9689

9389

11889

9089

9589

13689

9689

9589

1989

489

389

489

1089

1289

189

589

589

189

889

1189

389

489

489

489

589

989

889

289

389

389

589

489

889

889

1989

989

889

فرضيه همبستگي پيرسون89

. 91

. 91

. 91

91

91

902591

55591

9591

991

87825891

368691

2643891

313291

25291

. 93

. 93

. 93

93

93

57825893

236993

4903893

313293

22493

. 95

. 95

. 95

95

95

57825895

241695

30286995

313295

19595

فصل پنجم

بحث و نتايج كلي :97

فهرست منابع و مآخذ

همه چيز از يك مقدمة كوچك شروع شد و سپس بالا گفت « يان مور» دانش آموز سال آخر جفرسون در بروكلين با دوست خود خليل سامپتر پانزده ساله اختلافي پيدا كرده بودند از پي اين اختلاف به عيب جويي كردن از او و تهديد وي پرداختن در آن لحظه اين نزاع به حد انفجار خود رسيده بود . خليل از ترس اينكه يان و تامرون قصد داشتند او را كتك بزنند ، ، يك روز صبح يك اصلحة كاليبر 38 را با خود به مدرسه آورد و در پانزده قدمي محافظ مدرسه از نزديك هر دو پسر با شكيل گلوله اي در سراسر مدره به قتل رسانيد اين حاثه ، كه خون را در رگهاي انسان منجمد مي كند مي‌تواند نشانه ايي ديگر از نياز جدي به ارائه دروسي در زمينه حل مسكلات عاطفي ، خاتمه دادن به مشاجره ها به خوي صلح ، آميز و حا آسان مسائل ، به شمار مي آيد .1

مربياني كه سالهاست از كاركرد ملال آور محصلان مدرسه در دروس رياضي و خواند به تنگ آمده اند اينكه دريافته اند كه كاستي متفاوت و هشدار دهنده تري وجود دارد بي سوادي عاطفي و در حالي كه در تلاشهاي پسنديده اي براي ارتقاء سطح استانداردهاي علمي صورت مي پزيرد .3

اما در برنامه آموزشي استاندارد مدرسه به كاستي جديد و مسئله ساز تر جهي نشده است يك معلم مدرسه در بروكلين اشاره مي كند كه تأكيد موجود در مدارس نشان مي‌دهد كه ما يه ميزان توانايي خواندن و نوشتن محصلان بيشتر به اين نكته اهميت مي دهيم كه آيا هفتة آينده زنده خواهند ماند يا نه .3

نشانه هاي اين كاستي را مي توان در وقايع خشونت باري چون تير اندازي به يان و تايرون مشاهده كرد مشكلي كه در مدارس آمريكارواج يافته است اين اتفاقات از وادث منجر افراد ترند افزايش بحران در ميان نوجوانان و مشكلات دوران كودكي در آمريكا كه سازننده بمبهاي جهاني است را مي توان در خلال آمارهايي از اين دست ملاحظه كرد .3

در سال 1990 در مقايسه با دو دهه قبل از آن ايالات متحده آمريكا با پيشرفت ميزان دستگيري جوانان بزهكار به خاطر دست زدن به جنايت هاي خشونت بار مواجه بوده است .4

دستگيري نوجوانان به دليل تجاوز همراه با زور دو برابر شده است .4

ميزان قتل نوجوانان چهار برابر شده است رايجترين دليل منف نوجوانان در مقابل اين نجايع ابتلاي آنها به بيماريهاي ذهني است اثرات افسردگي اعم از خفيف يا شديد ، در يك سوم نوجوانان مشهور است و دختر ها وقوع حالت افسردگي در زمان بلوغ دو برابر مي شود . ( دانيل گامن ، 1380 ص 313 )4

كلاً مي توان نغمه هاي سكوت را به فهرست خطرات عاطفي اي كه براي سلامتي زيان بارند اضافه كنيد و پيوندهاي نزديك عاطفي را به فهرست عوامل حمايت كننده بيفزائيد تحقيقاتي كه در دو دهه انجام شده و بيش از سي و هفت هزار نفر را شامل مي شود نشان مي دهد كه انزولي اجتماعي – يعني اين احساس را كه مسي را نداريد تا احساسات خصوصي خود را با او در ميان بگذاريد يا تماس نزديكي داشته باشيد احتمال ابتلا به بيماري يا مرگ را دو برابر مي كند گزارش در سال 1987 در مجله چاپ شد چنين نتيجه مي گيرد كه انزوا به خودي خود همانقدر در ميزان مرگ و مير تأثيردارد كه سيگار كشيدن ،‌فشار خون بالا ، چاقي مفرط و انجام ندادن تمرينات جسماني در اين مؤثرند . ( دانيل گامن ، 1380 ص 243 )5

و با توجه به تحقيقات و پژوهش ها روز به روز به اهميت اينكه افراد و در كل نوجوانان كاوارد دوران جديدي از زندگيشان مي باشند بايد يتوانند احساس خود را بشناسند و احساسي را كه در طرف مقابل خود بوجود مي آورند پي ببردند و پس از شناخت آن به رابطه متقابل دست يابند.6

در اينجا اين سؤال مطرح مي شود كه اصولاً چرا برخي از هوش هيجاني بالايي برخوردارند عده اي هوش پايين و در كل در اين حيطه سؤالات برشماري مي تواند ايجاد شود .6

گسترده علمي موضوع مورد پژوهش.. 8

1-موضوع پژوهش :8

بررسي رابطه هوش هيجاني و سلامت رواني8

2- ابعاد موضوع پژوهشي :8

با نگاهي به موضوع مورد بررسي و با توجه به پژوهشها و بررسيهايي تا به اميرو انجام گرفته و به ثبت رسيده است احتمالاً ممكن است تفاوت ميان افراد از لحاظ هوش هيجاني با سلاما رواني آنها به بساري از مسائل كه در اينجا گنجانيده . نمي شود پرداخته شده باشد . در اين پژهش ما به دنبال مسائلي از لين قبيلي هستيم كه :8

با شناخت از هوش هيجاني مي توان سلامت عمومي را در افراد پيش بيني كرد .8

با بررسيهاي انجام شده مي توان در نظر داد كه كدام يك از مؤلفه هاي سلامت عمومي مي تواند بيشتر در هوش هيجاني تأثير داشته باشد و در جهت رفع يك تلاش نمود .8

3- هدف پژوهش :9

هدف اصلي اين پژوهش بررسي رابطه هوش هيجاني با مؤلفه هاي جسماني بايد كاركردي اجتماعي ، افسردگي شديد ، اضطراب و در كل سلامت عمومي باشد شناساندن يك مسئله كه چطور هوش هيجاني در سلامت عمومي فرد مي تواند تأثير گذار باشد و با در نظر گرفتن اينكه خانواده ها با كلامشان و عملكردشان مي توانند كودك را در جهت شناخت خود و رفتارش و در عين حال شناخت ديگران نقش داشته باشند و با توجه به اينكه هوش هيجاني زير مجموعه اي از هوش اجتماعي است و مي تواند فرد را در جهت سازگاري با جامعه همراه نمايد .9

4- امكان بررسي موضوع اهميت آن از لحاظ علمي و نظري :10

عوامل متعددي در سازگاري و رضايت از زندگي دخيل مي باشند كه مي توان هوش هيجاني را در اينجا نام برد كه در جهت سازگاري و بهداشت رواني هر چه بيشتر افراد تأثير گذار مي باشند .10

هوش هيجاني نيز مانند هوش غير شناختي دشوار است هوش هيجاني نوع ديگري اسز هوش است كه مشتمل بر شناخت احساسات خويشتن و استفاده از آن براي اتخاذ تصميم هاي مناسب در زندگي است . توانايي مطلوب خلق و خو وضع رواني و كنترل تكانش هاست عاملي است كه به شكست ناشي از دست نيافتن به هدف و شخص ايجاد انگيزه اميد مي كند ( دانيل گلمن 1388 ، ص 18 ) در واقع باعث مي شود كه فرد همدلي و هم حسي را لمس نمايد .10

گلمن ضمن مهم شمردن هوش غير شناختي و هيجاني مي گويد هوش بهر در بهترين حالت خود تنها عامل 20 درصد از موفقيت هاي زندگي است و 80 درصد موقعيت ها به عوامل ديگر دابسته است و سرنوشت افراد در بساري از موارد در گروه مهارت هايي از هوشهايي ديگر از قبيل هوش هيجاني را تشكيل مي دهد .11

با توجه به اينكه سلامت عمومي در سازگارتري بهتر فرد با محيط پيرامون خود از مسائل اصلي جامعه مي باشد مي توان انتظار داشت كه هوش هيجاني مي تواند چقدر در تأثير گذاري فرد در سازگاري هر چه بيشتر او با اجتماع خود نقش آفرين باشد و او در جهت كمال و موفقيت روز افزون ياري نمايد .11

5- سوالهاي پژوهش :11

ساختار جامعه بر پاية سلامت عمومي جامعه استوار است .12

در اين پژوهش سوالهايي از اين فبيل مطرح مي شود .12

آيا هوش هيجاني با مؤلفه بدني سازي رابطة معناداري دارد .12

آيا هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معناداري دارد .12

آيا هوش هيجان با مؤلفه بدكاركردي اجتماعي رابطة معنا داري دارد .12

آيا هوش هيجاني با مؤلفة افسردگي و خيم رابطة معنا داري دارد .13

آيا هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معنا داري دارد .13

6- فرضيه هاي تحقيق :‌13

با توجه به سؤالهايي كه مطرح شد فرضيه هاي زير تدوين شده است .13

هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معناداري دارد .13

هوش هيجاني با مؤلفه بدن سازي رابطة معناداري دارد .13

هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معنا داراي دارد .13

هوش هيجاني با مؤلفه بدكاري اجتماعي رابطة معنا داري دارد .13

هوش هيجاني با مؤلفه افسردگي و خيم رابطه معنا داري دارد .14

7- متغير پژوهش و تعريف عملياتي و اطلاعاتي :14

6-7-1- متغير پيش بيني كننده :‌14

متغيري است كه تغيير آم در دست پژوهشگر است كه به آن متغير مستقل نيز مي گويند . متغير پيش بيني كننده ( مستقل) در اين پژوهش ميزان هوش هيجاني مي باشد.14

7-2- متغير پيش بيني شونده :14

متغيري است كه تحت تأثير متغير پيش بيني كننده (مستقل) مقدارش فرق مي كند و در اين پژوهش ميزان متغير پيش بيني شونده وابسته ، است (دلاور ، 1374 ، ص 49 ) سلامت رواني همراه مؤلفه هايش .14

متغير وابستة رفتاري را كه مي خواهد اثر متغير مستقل را بر روي آن مورد مطالعه قرار دهد مشخص مي كند لذا افراديكه در پرسشنامه آزمون هوش هيجاني نيمرة بالايي را كيب كند از سلامت رواني بالايي برخوردار است . (مفلامري ، 1379)15

7-3- هوش هيجاني :15

با توانايي درك خود و ديگرا يعني شناخت هرچه بيشتر احساسات ، عواطف خويش و ارتباط سازگاري قفرد با مرد و محيط پيوند دارد . (گلكن ، 1380)15

7-4- هيجان :15

پاسخ به بلافاطلة ارگانيسم با توجه به درجة جذابيت يك موقعيت خاص ( واكمير ، 1990 ، ص 29 )15

7-5- سلامت رواني :16

سازمان جهاني بهداشت ، بهداشت رواني را چنين تعريف مي كند بهداشت رواني در درون مفهوم كلي بهداشت جاي ميگيرد و بهداشت يعني توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي ، رواني جسمي ، شخصي كه از بهداشت رواني برخوردار است مي‌توان شمار صفهاي خود را با دنيايي بيرون و درون حل كند . اگر شخص توان انجام دادن سازگاري با محيط را نداشته باشد تعارض هاي او به صورت نوروز نشان مي دهد و به شخص نوروتيك تبديل مي شود .16

7-6- علائم جسماني :16

تعريف نظري :16

علائم جسماني نشانه هايي بيمارگونه حاكي از يك بيماري جسماني هستند . كه ممكن است در اثر مصرف دارو و يك بيماري جسماني با يك اختلال رواني ظاهر شوند . (كاپلان و سادوك ، 1993 ، ص 95 )17

تعريف عمليات :18

علائم جسماني ، نمراتي است كه پرشهاي هفت گانه مقياس در فرم 28 ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد و ميزان علائم كه هر آزمودني از خود نشان مي دهد ميزان نمره اي است كه از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .18

7-7- اضطراب و اختلال در خواب :18

تعريف نظري :18

اضطراب ، احساس دلواپسي ، به علامت انتظار نظري است كه ممكن است دروني يا بيروني باشد .18

بي خوابي يا اختلال در خواب فقدان يا كاهش توانايي به خواب رفتن است كه به سه كل بي خوابي اول شب ، وسط شب و آخر شب ظاهر مي شود كه غالباً با يك اختلال نظير اضطراب و افسردگي ، يك علت عضوي معلوم يا مصرف مواد مربوط مي شود . (كاپلان و سادوك ، 1994 )18

تعريف عملياتي :19

اضطراب و بي خوابي نمراتي است كه از پرسشنامه هاي هفت گانه مقياس از فرم 28 ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان برخورد داري هر آزمودني از آن ميزان نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .19

8-7- اختلال در كنش اجتماعي :19

تعريف نظري :19

كنش اجتماعي در فرهنگ علوم رفتاري به صورت زير تعريف هر عنل طبيعي يا مصنوعي كه آثار اجتماعي توليد مي كند اين اصلاح در برنامه نحصيلي براي ااشاره به جنبه فعاليتهاي عمومي مربوز به زندگي گروهي در تمام فرهنگها بكار مي رود ( شعاري نژاد ، 1364 ، ص 30 )19

تعريف زير از كنش اجتماعي ، مجموعه عملياتي است كه از طريق آن پاكي از اشكال ساخته يافته اجتماعي تجلي مي نمايد نقش است كه يك عضو و يا جزء از حيات اجتماعي در درون ساخت جزيي يا كلي ايفا مي كند تمامي جلوه هاي عيني و قابل مشاهده كه موجبات انطباق و سازگاري يك نظام خاص اجتماعي را فراهم مي آورد و بر همين اساس اختلال در كنش اجتماعي يا كنش اجتماعي نا مطلوب هر جلوه عيني يا قابل مشاهده است كه اين سازگاري نظام را كاهش ميدهد .20

تعريف عملياتي :21

اختلال در كنش اجتماعي ، نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس از فرو 28 ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان آن در هر ازمودني ، ميزان نمراه ايت كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .21

9-7- افسردگي شديد يا اساسي :21

تعريف نظري :21

اين اصلاح بسيار وسيع و تا حدودي مبهمي است براي شخص عادي حالتي مشخص يا غمگين و گرفتگي و بي حوصلگي است و براي پزشك گروه وسيعي از اختلالات خلقه يا زير شاخه هاي متعدد را تداعي مي كند .21

خصووصياتاصلي حالات افسردگي كاهش عميق ميل به فعاليتهاي لذا بخش روز مره مثل معاشرت ، تفريح ، ورزش ؟ روابط جنسي است .اين ناتواني براي كسب لذت حالتي ناقد و پايا دارد . به طور كلي ، شدن افسردگي بستگي به تعاد علايم و درجة متعدد آن دارد و خفيف ترين شكل ممكن است فقط محدودي از علايم اصلي وجود داشته باشد . مهمترين علامت افسردگي همين ناتواني در كسب لذت در چيزهايي است كه قبلاً لذت بخش بوده است و غمگيني يكي از خصوصيات افسردگي است لذا در تمام انواع جزيي از علائم بيماري نيست . بيمار ممكن است بجاي غمگيني از گيچي و اضطراب و عدم تمركز فكري شكايت داشته باشد احساس درماندگي ، ميل به خود سلامت گري ، كاهش اعتماد به نفس از شايع ترين علائم افسردگي است ( پورافكاري ، 1373 )21

در افسردگي اساسي بيمار ممكن است رابطة خود را با واقعيت از دست بدهد ، دچار هذيان شود و چه بسا دست به خودكشي بزند غالباً گفته مي شود كه چنين فردي پسيكوتيك است . ( وهاب زاده ، 1373 ، )22

تعريف عملياتي :23

افسردگي اساسي نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس از فرم 28 ماده اي پرسشنامه يلامت عمومي بدست مي آيد و شدت آن در هر آزمودني نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .23

چكيده فصل :23

در اين فصل موضوع تحقيق عبارتست از رابطة هوش جرياني با سلامت رواني كه از جهت ابعاد هدف و اهميت آن از لحاظ علمي و نظري مورد بحث قرار گرفت موضوع تحقيق از نظر شناخت آگاهي از وجود هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد .هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد . هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش و هيجان در افراط و رابطة آن با سلامت رواني و مؤلفه هاي آن مي باشد در پايان فصل تعاريف عملياتي و اصطلاحي متغير هاي مستقل و وابسته ارائه شده است .23

فصل دوم

تاريخچة هوش هيجاني :26

اصطلاح هوش هيجاني در سال (1995) توسط دانيل گلمن مطرح شد و بحث هاي بسياري را بر انگيخت هوش هيجاني با توانايي درك خود و ديگران يعني شناخت هرچه بيشتر احساسات ،‌عواطف خويش و ارتباط و سازگاري فرد با مردم و محيط كه پيوند دارد .26

پژوهشگران با ارزيابي مفاهيمي چون مهارتهاي اجتماعي . توانايي هاي بين فردي ، رشد رواني و وقوف فرد بر هيجانهاي خويش و توان كنترل آن هيجان ها توصيف و تبين هوش هيجاني غير شناختي پرداخته اند .26

بار – آن هوش هيجان ( هوش غير شناختي ، را عامل مهمي در شكوفايي توانايي هاي افراد براي كسب موفقيت در زندگي تلقي مي كند آن را با سلامت عاطفي و در مجموع با سلامت رواني مرتبط مي داند26

باز آن را براي اولين بار در سال 1980 هوش بهر هيجاني را مطرح كرد و در همان سالبه تدوين پرسشنامه هوش هيجاني پرداخت به اعتقاد بار آن هوش شناختي تنها شاخص عمده براي پيش بيني موفقيت افراد نسيت ، زيرا بيشاري از افراد با هوش شناختي بالايي دارند ولي آن طور كه بايد در زندگي موفق نيستند .27

با وجود اين سنجش بهر اجتماعي به نحوي روز افزون در تعيين و تشخيص حدود و توانايي هاي ذهني و رفتاري افراد اعم از هنجار و ناهنجار مورد استفاده قرر مي‌گيرد. بديهي است با توجه به اشارة مختصري كه به كاستي هاي اين مقياس شده توقع پافشاري بر نتايج مرتمت مرتب بر آن از احتياط علمي به دور است .شايان به ذكر است كه با همة تلاشهايي كه از سال 1995 تا كنون براي تبيين و تعريف هوش به عمل آمده ، بعد عاطفي يا هيجاني آن بدان گونه كه بايد مورد توجه قرار نگرفته است .27

از اين تاريخ به بعد گزارش كساني كه از دير باز در انديشة تدوين ابزاري براي سنجش اين حيطه ذهني غير شناختي بودند و مي خواستند آن را با معيار مناسب ديگري محك بزنند و جلوه هاي آن را با عدد و رقم مجسم كنند منتشر شد و در اختيار انديشمندان . روان شناسان قرار گرفت .28

اين كه تلاش جديد تا چه اندازه روشنگر بخش ديگري از واقعيت هاي پيچيده ذهن آدمي است موضوعي است كه آينده به آن پاسخ خواهد گرفت .28

تعريف و پيشينه هوش هيجاني :29

تعريف هوش هيجاني نيز مانند هوش غير شناختي دشوار است اين اصطلاح از زمان انتشار كتاب معروف گلمن (1995) به گونه اي گسترده به صورت بخشي از زبان روزمره درآمد و بحثهاي بسياري را بر انگيخت گلمن مصاحبه اي با جان اينل (1996) هوش هيجاني را چنين توصيف مي كند : « هوش هيجاني نوع ديگري از هوش است اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويشتن و استفاه از آن براي اتخاذ تصميم هاي مناسب در زندگي است توانايي اداره مطلوب خلق و خوي با وضعرواني ، كنترل و تكانش ها است عاملي كه به هنگام شكست ناشي از دست نيافتن به هدف در شخص ايجاد انگيزه و اميد مي كند . هم حسي يعني آگاهي از احساسات افراد پيرامون شماست مهارت اجتماعي يعني خوب كنار آمدن با مردم و كنترل هيجانهاي خويش در رابطه با ديگري و توانايي تشويق و هداست آنان است »29

گلمن در همين مصاحبه ضمن مهم شمردن هوش شناختي و هيجاني مي گويد هوش بهر ( ) در بهترن حالت خود تنها عامل 20 درصد از موفقيت هاي زندگي است ، 80 درصد موفقيت ها به عوامل ديگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسياري از موارد در گروه مهارت هايي است كه هوش هيجاني را تشكيل مي دهد .30

« هوش غير شناختي ابعاد شخصي هيجاني اجتماعي و حياتي هوش را كه اغلب بيش از جنبه هاي شناختي آن در عملكرد هاي روزانه مؤثرند مخاطب قرار مي دهد .30

هوش هيجاني با توانايي درك خود و ديگران ( خود شناسي و ديگر شناسي ) ارتباط با مردم و سازگاري فرد با محيط پيرامون خويش و پيوند دارد . به عبارت ديگر هوش غير شناختي پيش بين موفقيت هاي پيرامون خويش و پيوند دارد يه عبارت ديگر ههوش غير شناختي پيش بين موفقيت هاي فرد رادر ميسر مي كند و سنحش و اندازه گيري آن به منزله اندازه گيري و سنجش و توانايي هاي شخص براس سازگاري با شرايط زندگي و ادامة حيات در جهان است . ( بار – آن ، 1997 ص 28)30

پيتر سالوي (1990) ضمن اختراع اصطلاح سواد هيجاني به پنج حيطه در اين مورد اشاره مي كند .31

شناخت حالات هيجاني خويش :‌ يعني خود آگاهي31

اداره كردنهيجان ها : يعني مديريت هيجانها ، به روش مناسب31

خود انگيزي يعني كنترل تكانش ها تا تأهير در ارضاي خواسته ها و توان رار گرفتن در يك وضعيت رواني مطلوب31

تشخيص دادن وضع هيجان ديگران ،‌همدلي31

برقراري رابطه با ديگران32

هوش هيجان و مؤلفه هاي آن :32

هوش هيجان عبارت است از توانايي نظارت بر احساسات و هيجاتان خود ، ديگران و توانايي و تفكيك احساسات خود و ديگران و ديگران و استفاده از دانش هيجاني در جهت هدايت تفكر و ارتباطات خود و ديگران ( ميروسالووي ، 1990)32

هوش هيجاني هم عناصر دروني است و هم بيروني شامل ميزان خود آگاهي ، خود انگاره ، احساسات ، استقلال و ظرفيت خود شكوفايي و قاطعيت مي باشد عناصر بيروني شامل ظرفيت فرد براي قبول واقعيت انعطاف پذيري و توانايي حل مشكلات هيجاني ، توانايي مقابله با استرت و تكانه هاي مي شود ( گلمن ، 1995 ، ص 85 )32

خود آگاهي :33

از نظر گلمن خود آگاهي ريشه و اساس مؤلفه هاي هوش هيجاني است و تا زمانيكه از سطح خود آگاهي پاييني برخورد داريم و در انتخاب هدف و برنامه ريزي – براي رسيدن به هدف مديريت كنترل احساسات خود و بر انچيختگي خود و بكار گيري نظمي كه بتوان بر اساس آن با احساسات ديگران هماهنگ شود رشد مهارت هاي اجتماعي متناسب با هدف و عمل با مشكلات مواجه مي شويم . تعريفي كه گلمن )1995( براي خود آگاهي در نظر گرفته عبارتست از درك عميق و روشن احساسات ، هيجانات نقاط ضعف و قوت و نياز و سائق هاي خود .33

شعور اجتماعي :33

شعور اجتماعي سومين مؤلفه هوش هيجاني مي باشد و عبارت است از درك احساسات و جنبه هاي مختلف ديگران و بكار گيري سك عمل مناسب و واكنش مورد علاقه براي افرادي كه پيرامون ما قرار گرفته اند ( گلمن ، 1990 ، ص 213 )33

اين مؤلفه با احساس مسئوليت در قبال ديگران نسبت بيشتري دارند زيرا هر چه افراد پيرامون يا مقابل براي ما اهميت بيشتري داشته باشند سعي بيشتري خواهيم كارد واكنش مناسب در قبال آنها نشان دهيم و شرط واكنش مناسب ،درك نوع احساس طرف مقابل مي باشد .34

اين مؤلفه براي افرادي كه با مراجعين زياد و متفاوت برخوردارند وضرورض مي باشد خيلي از متخصصين هوش هيجاني عقيده دارند كه نشان اصلي هوشياري اجتماعي توان همدلي است .34

در بين مؤلفه هاي هوش هيجاني تشكيل همدلي از همه راحتتر مي باشد همه ما همدلي يك دوست ، يك معلم با حساس كرده ايم و تشخيص داده ايم كه واكنش او تا چه حد باعث دلگرمي ما شده است .34

خود انگيزي.. 36

يكي ديگر از مؤلفه هاي هوش هيجاني مي باشد و خيلي از روانشناسان آنرا شرط بقا مي نامند به عقيدة آنان انسان سالم هيچ كاري را بدون هدف از پيش تعيين شده انجام نمي دهد و براي رسيدن به هدف و حتي انتخاب هدف خود انگيزي لازم ميباشد از نظر گلمن ، خود انگيزي زبان سائق پيشرفت مي باشد و كوشش است در جهت رسيدن به حد مطلوبي از فضيلت افرادي كه اين خصيصه را زياد دارند هميشه در كارهاي خود نتيجه محور سائق زيادي در آنها براي رسيدن به اهداف و استانداردهاي وجود دارد اين افراد اهداف چالش برانگيز را خيلي سريع مرتب و ميزان مخاطرات آنها را حساب مي كنند و اطلاعات و راهبردهايي را بكار مي برند كه باعث كاهش عدم اطمينان آنها و افزايش عملكرد آنها شود اين افراد خيلي شريع ياد مي گيرند كه چگونه بازده كاري خود را افزايش دهند و خيلي سريع با اهداف گروه يا سازمان سازگار مي شوند .36

اين افراد هميشه انتقاد شديد و سازننده در گروه از خود نشان مي دهند و موقعيت آنها در گروه طوري است كه مديران هميشه از توانايي هاي آنان حساب مي برند . اين افراد هميشه به توانايي خود اعتماد دارند و هميشه نسبت به آينده اميدوار هستند .37

اگر قرار است يك صف ضروري براي افراد در نظر بگيريم خود انگيزي مي باشد زيرا فقط از طريق خود انگيزي است كه مي توان به پيشرفت فراي انتظار رسيد از آنجا كه افراد زير چتر تفاوتهاي فردي قرار گرفته اند و از لحاظ نياز و سائق با هم متفاوت مي باشن پس عوامل انگيزش در آنها متفاوت مي باشد تعداي از افراد از طريق عوامل بيروني مثل افزايش حقوق و پرستره شغلي و نمره برانگيخته مي شوند و تعدادي به خاطر خود پيشرفت و نفس كار برانگيخته مي شوند گلمن (1995) در اين رابطه معتقد است افراديكهانجام كار براي آنها مهم است در طول كار علاقة زيادي به چالشهاي خلاقانه از خود نشان مي دهند و عشق به يادگيري و انجام كار در آنها بيشتر وجود دارد اين افراد انرژي بيشتري صرف اين كار مي كنتد و سؤالي كه هميشه ذهن آنها را مشغول مي كند اين است كه با چه روش بهتري مي توان اين كار را انجام داد . اين افراد زمانيكه عمل آنها به شكست مي انجامد بازهم مطلوب باقي مي مانند در چنين مواقعي خود تنظيمي با انگيزه پيشرفت در جهت غالب شدن برناكامي تركيب مي شود دو شخص با آمادگي بيشتري در جهت مقابله با موانع يا كار جديد شروع به كار مي‌كند به طور كلي مراحل خود انگيزي مطلبو بدين شكل است كه در ابتدا اهداف را ربه بندي مي كنيم و ميزان اهميت هركدام را مشخص كنيم اسن مسئله كاملاً در گروه خود شناسي مي باشد و هر چه خود شناسي ما بيشتر باشد بهتر مي توانيم اهداف خود را بر اساس نيازهاي واقعي اولويت بندي كنيم .37

4- مهارتهاي اجتماعي :39

مهارتهاي اجتماعي يكي ديگر از مؤلفه هاي هوشي هيجاني مي باشد و شامل توانايي ها براي مديريت روابط با خود و ديگران مي باشد مهارتهاي اجتماعي فقط شامل دستيابي نمي شود اگر چه افرادي كه اين مهارت را زياد دارند خيلي سريع يك جو دوستانه با افراد ايجاد مي كنند ولي اين مهارت بيشتر به دوستيابي هدفمند مربوط مي شود افرادي كه مهارتهاي اجتماعي قوي دارند به راحتي مي توانند ميسر فكري ديگران را در سمتي كه مي خواهند هداست كنند خواه براي ايجاد رفتار جديد باشد خواه برانگيختن او براي ايجاد رفتار عملكرد و يا توليد جديد باشدد (گلمن ، 1910 )39

افرادي كه مهارتهاي اجتماعي بالايي دارن هميشه درصد هستند كه يك چرخة وسيعي از اطلاعات با افراد را بدست آورند و خيلي سريع جنبه هاي مشترك افراد را شناسايي كنند بعد از آن يك رابطه مؤثر برقرار كنند و اين عمل حاكي از آن است كه اعمال چنين افرادي بر اساس فرضيات حساب شده و دقيق مي باشد چنين افرادي در اولين فرصت در محيط كاري يك شبكه ارتباط قوي برقرار مي كند .40

بر اين اساس همة ما اين را مي پذيريم افرادي كه در جهت پيشرفت بر انگيخته مي شوند خوش بيني آنها نسبت بر آينده است حتي مواقعي كه با شكست مواجه مي شوند زياد مي باشد .40

افراد فقط از طريق مهارتهاي اجتماعي بالا مي دانند در كجا چه مواقع از خود حالات هيجاني نشان دهند و همچنان كه پيداست اين مشكلات تعداد زيادي از افراد جامعه مي باشد مخصوصاً زندگي امروزي كه افراد در طول روز بايد به سمت رفع نيازهاي خود با افراد متفاوتي مواجه شوند و هر موقعيتي اقتضاي خاص خود را دارند ما در طول روز با افراد متفاوتي برخورد مي كنيم و در هر برخورط پيام عاطفي خاص به طرف مقابل ارسال مي كنيم طبيعي است هرچه مهارتهاي براي ارسال نوع پيام بيشتر باشد راحتتر مي توانيم طرف مقابل را تحت تأثير قرار دهيم .40

اساس فرهنگي هوش هيجاني :41

يكي از مشكلات مشاوران در مدارس دربارة نمرة كسبشده توسط دانش آموزان است كه داراي زمينه هاي فرهنگي متفاوتي مي باشند و در چنانچه بعد از اجراي آمون مثل هوش هيجاني تفاوت زيمنه هاي فرهنگي دانش آموزان فراموش مي شود و موقعيت واقعي آنان به مخاطره مي افتد .41

همچنانكه قبلاً گفته شد نظريه هوش هيجاني توسط ميروسالووي (1990) معرفي شده است و منظور آنها از هوش هيجاني عبارتست از توانايي درك درست برانگيختني ، براز هيجانات و توانايي استفاده از احساسات به منظور تسهيل فكر ، همچنان كه پيداست همه در اين تواناييها قابل يادگيري دارند بدين رو محتواي فرهتگي و محيطي تأثير فوق العاده اي بر روي هر كدام از اين توانائيها مي گذارد .42

تفاوت با هوش هيجاني. 42

نظريه پردازان هوش هيجاني با دلايل تربيتي و رواني را در تفكيك كرده اند در اول گفتن اين نكته ضروري است كه در هوش هيجاني اندازه اي از توانايي هستند خود توانايي نظريه پردازان هوش هيجاني معتقدند كه به ما مي گويد كه چكار مي توانيم انجام دهيم و اين شامل توانايي ما براي يادآوري تفكر منطقي و انتزاعي مي شود در حاليكه هوش هيجاني شامل توانايي ما در جهت خوداگاهيهيجاني و اجتماعي مي شود و مهارتهاي لازم در اين حوزه ها اندازه گيري مي كنند هوش هيجاني شامل مهارتهاي ما در شناخت احساسات خود و ديگران و مهارتهاي كافي در ايجاد روابط سالم با ديگران و ضمن مسئوليت پذيري در مقابل خلاقيت با ديگران مي باشد . ( گلمن ، 1995 ص 101 )42

گلمن نيز معتقد است كه هوش هيجاني شامل توانايي ها براي حل مشكلات هيجاني ؤ انعطاف پذيري و قبول آن مي شود هوش هيجاني به ما مي گويد چنانچه در شناخت تواناييهاي خود و منتقل شدن بر جايگاه اصلي ما در جامعه چگونه اين فرايند را مطلوب و خوشايند سازيم هوش هيجاني دلالت بر بهزيستي فرد دارد .43

زمينه هاي بحث هوش هيجاني. 43

زمانيكه دانشمنان در مورد هوش شروع به تحقيق كردند فقط جنبه هاي شناختي آنم از ققبيل حافظه و حل مسئله را در نظر قرار دادند ولي در ميان اين دانشمندان افرادي بودند كه زود تشخيص مي دادند كه جنبه هاي غير شناختي هوشي نيز به نوبه خود براي موقعيت مفيد هستند براي مثال ديويد كسلر هوش را چنين تعريف كرده است .44

ظرفيت فرد براي عمل هدفمندانه كار تفكر منطقي برخورد موثر با محيط پيرامون خويش از همان موقع (1920)44

وكسلر به جنبه هاي غير شناختي هوشي به اندازة جنبه هاي شناختي اهميت داده است و كسلر نيز پيشنهاد داده است براي پيش بيني موفقيت افاد توانايي هاي غير شناختي او لازم است و كسلر تنها محققي نبود كه عقيده داشت جنبه هاي غير شناختي هوشي براي تطبيق و موفقيت لازم هستند رابرت نژندايك يكي از محققين است كه در مورد اهميت هوشي اجتماعي صحبت كرده است مانترو بر اين باور بود كه يه تنهايي نمي تواند يك پيشبيني كننده خوب براي عملركد شغل افراد باشند در بهترين شرايط فقط 25 درصد موفقيت افراد را پيش بيني مي كند .44

يك محقق ديگر پيشنهاد داده است كه آزمودنهاي شناختي واقع گرايانه است .45

9- كالبد شكافي يك تسخير هيجاني 45

9-1 مقدمه. 45

در انسان بادامه مغز كه از لغت يوناني به معني بادام گرفته شده است خوشه اي بادامي شكل از ساختارهاي به هم پيوسته اي است كه در بالاي ساقه مغز ، نزديك انتهاي حلقة ليبيك قرار گرفته است درهر يك از دو نيمكره مغز يك بادامه قرر دارد كه در طرفين سر جاي گرفته اند بادامه مغز انسان در مقايسه با نزديكترين بستگان تكامل آن يعني نخستينها تا حدودي بزرگتر است .45

هيپو كامپ بادامه مغز دو قسمت مهم « مغز بويايي ) اوليه بودند كه در جريان تكامل موجب پيدايش قشر مخ و سپس قشر تازة مخ گرديدند .46

هنز هم اين ساختارهاي ليمپيك اثر مارهاي مربوط به يادگيري و به خاطر سپاري را انجام مي دهند متخصص با دامه مغز در مسائل هيجاني است هرگاه با دامه مغز از ساير قسمتهاي مغذ جدا شوند بدين مي انجامد كه فرد به ناتواني چسمگيري در سنجش معناي هيجاني وقايع دچار شود گاهي به اين و منعيت « كوي عاطفي » مي گويند .46

بادامه به عنوان مخزن خاطرات هيجاني عمل مي كند و از همين رو اهميت دارد . زندگي بدون بادامه مغز زندگي اي عادي از معناي شخص است .46

فقط عاطفه نيست كه با بادامة مغز وابسته است تمام هيجانهاي انسان به آن بستگي دارد . حيوانهايي كه بادامه مغزشان برداشته شده يا پيوند هايش قطع شدده است فاقد ترس و خشم هستند ميلي به رقابت و همكاري ندارند در اين حيوانها هيجان كم اثر است يا از بين مي رود ترشه اشك كه نشانه اي هيحاني و مختص نوع بشر است بوسيله بادامه مغز و ساختاري نزديك آن به نام شنج كمربندي تحريك مي شود . و در آغوش گرفتن نواش كردن يا آرام كردن شخص گريان به هر نحو ممكن تسكين اين بخشهاي مغز مي شود و هق هق گريه خود را متوقف مي سازد .47

ژوزف لودو عصب شناسي مركز عصبي دانشگاه نيويورگ اولين كسي بود كه نق محوري بادامه مغز را در مغز هيجاني كشف نمود لودو از زمره عصب شناسي جديدي محوري بادامه مغز را در مغز هيجاني كشف نمود لودو از زمره عصب شناسي جديدي است كه روش هما و تكنولوژي را در مغز نوآورانه اي به كار گرفت تا در نقشه بداري از مغز به هنگام فعاليت به موارد جزيي تحقيقي دست يابند كه قبلاً نا شناخته بوده اند و به همين خاطر توانستند در زمينة رمز گشايي اسراري بپردازند كه نسل هاي پيشين دانشمندان آنها را غير قابل دستيابي مي دانستند .47

9-2- سيستم ارتباط عصبي :48

زماني كه احساسات تكانشي بر عقل غلبه كند – اساسي بودن نقش تازه كشف شده بادامه مغز جلوه گر مي شود علائمي از حواس به بادامه مغز مي رسد و او را وا مي دارد تا هر تجربه اي را به دقت موشكافي كند و مشخص سازد كه آيا تجربه ناراحت كننه است يا خير بادامه مغز را در حيات رواني در موقعيت قدرتمندي قرار مي دهد چيزي شبيه به يك نگهبان رواني ، كه هر موقعيت و هر ادراكي را با اين پرسش ابتدايي بررسي مي كند كه آيا من از اين موقعيت نفرت دارم آيا به من آسيب مي رساند ؟48

از آن مي ترسم كه در صورتي كه چنين باشد يعني در شرايط موجود پاسخ اين سوال به هر نحو مثبت باشد بادامه مغز بلافاصله مانند يك سيستم ارتباط عصبي واكنش نشان مي دهد پيامس حاكي از بحراني بودن شرايط در به تمام قسمت هاي مغز ارسال مي كند .49

در ساختمان مغز جايگاه بادامه شبيه به سازمان اعلام خطر است كه هر گاه سيستم ايمني خانه علائمي حاكي از وجود مشكل را مخابره مي كند اپراتورهاي آن بر ارسال پيامهاي اضطراري به آتش نشاني پليس و همسايه در حال آماده باش هستند .49

زمانيكه زنگ خطر مثلا ترس ، به صدا در مي آيد بادامة پيامهاي اضطراري را به تمام قسمتي هاي اصلي مغز مخابره مي كند و موجب ترشح هورمونهاي جنگ و گريز مي شود مراكز مخصوص حركت كردنرا بسيج مي كند و سيستم قلبي و عروقي ، عضلات ، و احشاء را فعال مي سازد و ساير مدارهاي بادامه مغز علايمي مخابره مي كنند كه باعث ترشح اضطراري هرمون نورايي نفرين مي شود كه در نتيجه آن ، ميزان آمادگي واكنش در مناطق كليوي مغز افزايش مي يابد از جمله مناطقي كه حواس را گوش به زنگ تر مي كنند و در واقع مغز را برانگيخته نگاه مي دارد علايمي ديگر از بادامه مغز به ساقة مغز پيام مي دهند تا حالت ترس را در چهره ايجاد كند ، حركات با مربوط ديگري را كه عضلات در حال انجام آنند متوقف مي سازد ضربان قلب و فشار خون را افزايش مي دهد و تنفس را كند مي كند و عضلات را براي نشان دادن واكنش مناسب آماده مي سازد در همين زمان ، سيستم هاي حافظهه قشر مخ را زيرورو مي شوند تا هر اطلاعاتي كه با وضعيت اضطراري جاري مربوط باشند استخراج كنند و اين كار را مقدم بر هر فكر ديگري انجام مي شود . ( دانيل گلمن ، 1380 ، ص 41 )50

9-3- قراول هيجاني :51

لو يكي از مؤثرترين كشف هاي علمي دربارة هيجان ما در دهة گذشته نشان داد كه ساختمان مغز بدامه آن موقعيتي ممتاز همچون يك قراول هيجاني است كه مي تواندمغز را تحت كنترل خود در آورد تحقيقات او نشان داد كه علائم حسي كه از چشم يا گوش صادر مي شود ابتدا با تالاموس ارسال مي شود به قشر تتازه مخ يعني مغز منعكس مي شود اينگونه انشعاب به بادامه مغز اجازه مي دهد تا قبل از قشر تازه مخ شروع به پاسخدهي كند ، يعني اطلاعات را قبل از ادراك كامل و عرضه بهترين پاسخ ممكن ، از چندين سطح از مدارهاي مغز جمع آوري كند .51

ديگاه رايج در علم عصب شناسي اينو بوده كه چشم و گوش و ديگر اندامهاي حسي علايمي را به تالاموس و از آنجا اين علايم بهمين شكالي كه اشياء را ادراك مي كنيم كنار هم قرار داده مي شود علايم بر حسب معناي آنها دسته بندي مي وند تا مغز بتواند شي را شناسايي كند و بفهمد حضورش به چه معناست نظرية قديمي بر آن است كه علايم از قشر تازه مخ به مغز ليمبيك فرستاده مي شوند و از آنجا پاسخ مناسب از مغز صادر مي شود و به ساير قسمت هاي مغز و بدن مي رسد .52

روش كار در غالب اوقات همين است اما لود و علاوه بر آن دستهاز رشته هاي عصبي را كشف كرد كه مساقيماً از تالاموس به بادامه مغز مي روند اين گذرگاه كوچك تر و كوتاهتر كه چيزي شبيه يك كوچه ميانبر عصبي است و به بادامه مغز اجازه مي دهد كه برخي داه ها را مستقيماً از حواس دريافت كند اين كشف ، اين نظريه را كه بادامه مغز براي تنظيم واكنش هاي هيجاني خود بايد صرفاً بر علايم ارسالي قشر تازه مخ اتكا كند ، منسوخ كرده است بادامه مغز مي تواند از طريق اين مسير اصطراري به محض اينكه يك مدار انعكاس موازي ميان بادامه مغز و قشر تازه مخ بوجود مي آيد ، پاسخي هيجاني را به راه اندازد . بادامه مي تواند ما را وادار كند براي دست زدن به كاري از جا بجهيم .52

در حاليكه قشر تازه قدري آرام تر اما كاملاً آگاهانه تر برنامه سنجيده خود را براي واكنش نشان دادن آشكار مي كند .53

بادامه مغز مي تواند خاطرات و مجموع پاسخ هايي را در خود جايي دهد ، كه بدون درك كامل علت ، آنها را انجام دهيم و اين بخاطر وجود راه ميان بر ميان تالاموس و بادامه مغز است كه كاملاً قشر تازه مخ را دور مي زند .53

به نظر مي رسد كه هيپوكامپ كه مدتها ساختار اصلي دستگاه ليمبيك محسوب مي شد ، وظيفه اش بيشتر ثبت و فهم الگوهاي ادراكي است تا عرضه واكنش هاي هيجاني ، سهم اصلي هيپوكامپ آن است كه حافظه اي تحقيق و روشن از بافت اشياء پديد مي آورد كه براي معناي هيجاني حياطي است هيپوكامپ حقايق صرف را به خاطر مي سپاد بادامه مغز چاشني هيجاني آن حقايق را در خود نگاه مي دارد اگر هنگام سبقت گرفتن از ماشين در جاده با اندك فاصله اي از برخورد با ماشيني كه از روبرو مي آمد ، جان به در برده باشيم هيپوكامپ جزئيات حادثه ، همچون عرض جاده اي كه روي آن بوده ايم همارهانمان و شكل ماشين مقابل خود را حفظ مي كند .54

تحقيقات ديگر نشان داده كه در چند ميلونيم ثانيه پس از ادراك چيزي نه فقط به طور نا خود آگتاه آن را درك مي كنيم بلكه مشخص مي كنيم كه آن را دوست داريم يا نه «ناخوداگاه شناختي» نه فقط هويت آنچه را مي‌بينمي بلكه عقيده مان دربارة آن را نيز به هوشياري عرضه مي كند هيجانهاي ما ذهني متعلق به خود دارند ذهني كه ديدگاهشان مي تواند از فكر خرد گرا كاملاً مستقل باشد .55

9-4- متخصص حافظه هيجاني :55

آن عقايد ناهشيار كه گفتيم خاطرات هيجاني ما هستند و مخزن آنها بادامه مغز است اكنون به نظر مي رسد كه تحقيقات لودورد ديگر عصب شناساي به اين نكته رسيده است كه مغز براي ثبت خاطرات هيجاني كه از قوت ويژه اي برخوردار باشند از روش ساده اما زيركانه استفاده مي كند . همان نظام هاي هشدار دهندة عصبي شيميايي كه بدن يا گريز نشان دهد آن لحظه را نيز بروشني در حافظه ثبت مي كند تحت شرايط استرس زا عصبي كه از مغز به غدد فوق كليوي كشيده شده موجب ترشح هرمونهاي اپي نفرين و نوراپي نفرين مي گردد كه در تمام بدن انتشار مي يابد و آن را براي مقابله با شرايط اضطراري آماده مي سازد اين هرمونها گيرنده هاي موجود بر روي عصب واگ (عصب ريوي – معدي ) را بكار مي اندازند عصب واگ علاوه بر اينكه حامل پيامهاي مغز براي تنظيم فعاليت قلب است علايمي را كه اپي نفرين و نوراپي نفرين به راه انداختند نيز به مغز باز مي گرداند بادامه مغز عمده ترين پايگاهي است كه اين علايم به آنجا مي روند اين علايم نورون هاي بادامه مغز را فعال مي كنند تا علايمي به ساير مناطق مغز ارسال كنند تا حافظه را براي ثبت آنچه در حال وقوع است تقويت نماييد . به نظر مي رسد كه تحريك بادامه مغز اكثر لحظات برانگيختگي هيجاني را با قوت افزوني تري در حافظه ثبت مي كند به همين دليل است كه مثلاً به ياد داريم كه در اولين قرار ملاقات با همسرمان به كجا رفتيم يا اينكه در لحظة شنيدن خبر انفجار سفينة فضايي چلنجر در حال انجام چه كاري بوده ايم .55

هر چه تحديد باامه مغز شديدتر باشد ثبت خاطره دقيقتر است رويدادهايي كه بيش از ديگر روويدادها در زندگي موجب ترس يا هيجان شديد شده باشند در ضمره خاطرات فراموش نشدني ما قرار دارند اين بدان معناست كه در عمل مغزها دو نظام حافظه دارند يكي براي رويدادهاي معمولي ، و ديگري براي رويدادهاي سرشار از هيجان مسلماً وجود نظامي ويژه براي ثبت خاطرات هيجاني در روند تكامل منطقي عالي داشته باعث گرديده است حيوانات به خصوص از آنچه آنها را تهديد يا ارضاء كرده است خاطره روشني به ذهن بسپاند اما امروز اين خاطرات هيجاني ممكن است ما را به راه خطا بكشاند .57

9-5- هماهنگي فكر و هيجان. 58

پيوندهاي ميان بادامه مغز از ساختار ليمبيك وابسته به ان و قشر تازه مخ كانون راهبردهاي هماهنگ كننده ميان قلب و سر يا تفكر و احساسات است با اين مدار بندي مي توان روشن ساخت كه چرا هيجان ما هم در اتخاذ تصميمهاي عاقلانه هم در داشتن تفكر روشن تا به اين حياتي اند اگر قدرت هيجان ما را سلب كنيم خود تفكر نيز مختل مي گردد .58

عصب شناسان براي حافظه اي كه واقعيات ضروري را براي انجام تكليف با حل مشكلي خاص در ذهن نگاه مي دارد . اصلاح « حافظه فعال ، را بكار مي برند اعم از جنبه هاي در زهن نگاه داشتن اجزاي مسئله اي استدلالي در سر جلسه امتحان » منطقه اي از مغز كه مسئول « حافظه فعال » اسن فشر پيش پيشاني است اما وجود مدارهاي ميان مغز ليمبيك و قطعات پيش پيشاني به اين معناست كه علايم حاكي از هيجان شديد مانند اضطراب خشم يا امثال آن مي توانند موجب ايستايي گردند اگر فعاليت اين قطعه را مختل كنند ناراحتي هيجاني مدام مي تواند موجب نقبض توانايي هاي فكري كودك گردد وظرفيت يادگيري او را به كار بيندازد .58

اين نقايص اگر هم بسيار ضعيف باشند از طريق آزمونها هوشي معلوم نمي شوند اما خود را در مقياس هاي هدفدارتر عصب – روان شناختي و نيز بي قراري و تكانشوري مداوم كودك نشان مي دهد براي مثال در تحقيقي از دانش آموزان پسر مدارس ابتدايي كه نتايج هوشهبر بالاتر متوسط ، اما نتايج درسي شان ضعيف بوده از طريق ازمونهاي عصب روان شناختي مشخص گرديد كه كاركرد قشرپيشاني آنها آسيب ديده است .59

به علاوه آنها تكانشي ، مضطرب و معمولاً خرابكا و دچار مشكل بودند كه اين نشانگر عدم كنترل قشر پيش پيشاني بر خواسته ها و اميال دستگاه ليمبيك آنهاست اين كوركان به رقم داشتن توان فكري فرا.ان بيشاز سايرين در معرض خطراتي همچون شكست تحصيلي – الكليسو و بزهكاري قررار دارند به اين دليل كه توانايي فكري آنان ناقص است بلكه به اين خاطر كه كنترل آنها بر روي زندگي هيجان شان آسيب ديده است .60

مغز هيجاني كه كاملاً مستقل از آن مناطق قشري است كه آزمون هاي هوشي با آنها سر و كار دارند هم خشم و شفقت را در كنترل خود دارند تجارب دوران كودكي به اين مدارهاي هيجاني شكل مي دهند .60

نقش هيجاني راحتي در عقلاني ترين تصميم گيري خاي خود نيز مشاهده مي كنيم .61

دكتر آنتونيو داماسيو عصب شناس دانشگاه پزشكي دانشگاه پزشكي دانشگاه آيوا ، تحقيقات دقيق انجام داده است تا معلوم كند بيماران كه دچار ضايعه مدار بادامه مغز شده اند دقيق چه جنبه هاي از حيات ذهني اشان آسيب ديده است نحوه تصميم گيري آنان بسيار اشتباه است با وجود اين در توانايي هاي هوشي صحيح و سالم ، در كار و زندگي شان تصميمات ناگواري اتخاذ مي كنند و حتي گاهي اوقات ممكن است تصميماتي بسيار ساده از قبيل قرار ملاقات گذاشتن نيز ذهنشان را مدت هاي طولاني به خود مشغول كند .61

به اعتقاد داماسيو دليل تصميم گيري اين دست كه آنها به آموخته هاي هيجاني اشان دسترسي ندارند مدار قطعه پيش پيشاني با دامه به عنوان نقطه تلاقي فكر و هيجان هرگاه خزانه خوش آمدن ها به آمدن ها است كه در طول زندگي امان كسب مي كنيم چنانچه ارتباز ميان بادامه مغز با حافظه هيجاني قطع شود ، هر قدر هم قشر تازه مخ بر فكر فرو رود باز هم واكنش هاي هيجاني كه با گذشته پيوند خورده اند به راه نخواهند افتاد همه چيز رنگ خنثي اي يكنواختي به خود مي گيرد در چنين حالتي هيچ محركي خواهفردي عزير يا فردي نفرت انگيز باشد ديگر نه توجهي به خود جلب مي كند و نه تنفري بر مي انگيزند اين بيماران تمام آن درسهاي هيجاني را فراموش كرده اند زيرا ديگر به ادامه مغز يعني جايي كه آنها را ذخيره كرده اند دسترسي ندارند .61

10- مختصري درباره بهداشت رواني :62

اگرچه از تاريخچه بهداشت رواني در ايران اطلاعات كافي در دسترس نيست ولي از مدارك ناكافي بدست آمده و با توجه با اعتقادات مذهبي ، سنت و علمي آن زمان در كشورهاي ايران و عربي مي توان قبول كرد كه رفتار يا بيماران رواني به محو مطلوب انجام مي شود و از زمانهاي قديم معلمخايي براي نگهداري بيماران رواني وجود داشته است اكثر تصورها اين است اكثر تصورها اين است كه علوم پزشكي يونان در نگرش كشورهاي عربي زبان و ايران تأثير گذاردهولي شواهد وجود داشته و از كتابهاي يوناني حتي به صورت ترجمه در اين مدرسه استفاده مي شد .63

از زمان ساسانيان در جندي شاپور اهواز براي بيماران رواني مكان بخصوصي تركيب يافته و در قرن هشتم چندين بيمارستان در بغداد وجود داشته است كه از پرشكان حاذق در اسلام ابو علي سينا و نيز مانند زكرياي رازي براي بيماران رواني كه آنها را هر مريض هاي دماغي نيز ميگفتند دستورات دارويي تجويز مي كرد ابوعلي سينا براي درمان بيماران رواني عقيده به تلقين داشت و به عقيده اكثر مورخان به پيوند اعصاب را براي اولين بار عرضه كرده است از تأليفات او مي توان به كتاب قانون كه معرفيت جهاني دارد اشاره كرد كه در اين كتاب فصولي براي بيماران رواني وجود دارد كه تا چند قرن در كتب اروپاييچنين چيزي ه بشخ نمي خورد و همچنين در كتاب (شفا) كه مربوط به فلسفه است دربارة مزاجها آنها را به چهار نوع ملانكولي دموي صفرايي ، بلغمي ، يودايي ، اشاره كرد ابعاد سرشتي در سايت پاتولوژي بيماران داشته است حدود دو دهة قبل براي اولين بار نخستين كتاب بهداشت رواني توسط دكتر سعيد شاملو به رشته تحرير درآمد در اين زمان در ايران تنها عدة محدودي نسبت به اين موضوع بسيار مهم توجه ، علاقه و يا اطلاعات دقيق و صحيحي داشته اند و مسئله بهداشت رواني نه تنها مطرح نبود بلكه حتي از سوي مسئولان و متخصصان به درمان بيماران رواني كه به سبب مشكلات فردي و اجتماعي بايد مورد توجه قرار گيرند .63

در سالهاي اخير در كشور ايران مانند ساير كشورهاي جهان علاقه مخصوص هم از طرف مقامات دولتي و هم از جانب مردم به امر بهداشت رواني نشان داده است اگر چه هنوز مدت زماني از توجه علاقه نگذشته ولي اثرات آن در بهبود اوضاع بيمارستانها و بكاربردن روشهاي صحيح در پيشگيري مشاهده مي گردد تأثير وقايع مهم زندگي بر سلامي بارها و به دفعات نشان داده شده است .65

فصل سوم

روش تحقيق :67

در اين تحقيق تأثير يك عامل را بر عامل ديگر مورد ايابي قرار مي دهمي يعني تأثير هوش هيجاني را بر سلامت رواني ( مؤلفه هاي بدني سازي – اضطراب – بدكاركردي اجتماعي – افسردگي و خيم ) بررسي مي كنيم .67

جامعه مورد بررسي. 67

در اين تحقيق جامعه مورد مطالعه اي جامعه اي است محدود كه شامل دانشجويان دانشگاه آزاد بجنورد مي باشد .67

نمونه منتخب :67

تعداد نمونه در اين پژوهش 30 نفر مي باشد كه 15 نفر از دانشجويان شامل پسران و 15 نفر از دانشجويان شامل دختران مي باشند حداكثر سن آزمودني ها در اين پژوهش 27 و حداقل سن آزمودني در اين پژوهش 19 سال مي باشد .67

روش نمونه گيري :69

در روش نمونه گيري از نمونه قابل دسترسي استفاده شده است يعني نمونه گيري به صورت داوطلبانه انجام گرفته است افراد پژوهش به صورت داوطلبي انتخاب شده اند هر فرد در صورت تمايل داوطلب شده است كه به سؤالهاي آزمونها پاسخ گويد .69

ابزار و روش اجراي پژوهش.. 69

براي اندازه گيري متغيرهاي مستقل و وابسته از دو پرسشنامه استفاده شده است كه در سطوه زير به توصيف آنها مي پردازيم .69

5-1- آزمون هوش هيجاني (سيبر يا شرينگ)69

همچنان كه قبلاً گفته شد تا كنون كسي موفق به ساخت يك ابزار علمي براي اندازه گيري هوش هيجاني افراد نشده است از آنجا كه اهميت نقش اين سازه بر موفقيت افراد بر كسي پوشيده نيست تلاشهاي زيادي در جهت ساخت ابزار مناسب براي سنين مختلف در كشورهاي پيشرفته در حال انجام است كه تمام سازندگان مباني نظري ابزار خود را از مير و سالو وي گرفته اند و اين ابزارهاي در حالت اعتبار يابي هستند .69

در اين تحقيق از آزمون هوش هيجاني سيبر يا شرينگ استفاده شده است اطلاعات اصلي همراه اين آزمون هوش هيجاني سيبر يا شرينگ استفاده شده است اطلاعات اصلي همراه اين آزمون هوش هيجاني سيبر يا شرينگ استفاده شده است اطلاعات اصلي همراه اين آزمون به پيشنهاد سازنده آن اين است كه اين ابزار در حال اعتبار يابي مي باشد و اطلاعات دقيقي مربوط به ميزان در دسترس نمي باشد كه بتوان نتايج تحقيق اخير را با آن مقايسه كرد فرن اصلي اين آزمون داراي 70 سؤال مي باشد و از دو ققسمت تشكيل شده است قسمت اول 40 سؤال و قسمت دوم داراي 30 سؤال مي باشد كه در قسمت اول هر سوال حاكي از يك موقفعيت زندگي است و آزمودني بايد خود را در آن موقعيت قرار دهد يكي از گزينه هاي كه به حالات روحي او مصادق بيشتري دارد انتخاب كند در قسمت دوم ابتداي هر سؤال يك داستان هيجاني آورده شده است از ازمودني خواسته مي شود تا پاسخ خود را با توجه به داستان انتخاب كند.70

روش اجراي آزمون :71

ابتدا پرسشنامه هوش هيجاني به هريك از آزمودني داده شده و به آن آزمودني توضيحاتي درباره عبارتهاي توصيفي آن داده شده بدين صورت كه اين پرسشنامه دربارة احساس شما نسبت به خود و ديگران است و داراي 33 سؤال مي باشد در قسمت اول سؤالات مربوطه به ابعاد هوش هيجاني مي باشد كه نمره هركدام از آنها جداگانه محاسبه مي شوند اين مؤلفه ها عبارتند از خودآگاهي – خود كنترلي – خود انگيزي هوشياري اجتماعي و مهارتهاي اجتماعي .71

روش نمره گذاري :73

هر آزمودني 6 نمره جداگانه دريافت مي كند كه 5 نمره آن مربوط به هر كدام از مؤلفه هاي و 1 نمره به صورت كل مي باشد سمت مربوط به هر سؤال و بعد در جدول الف آورده شده است و پاسخها به صورت 5 درجه و ترتيبي مي باشد . در بعض ياز سؤالات چنانچه آزمودني گزينة‌الف را انتخاب كند نمرة 1 و چنانچه 5 را انتخاب كند نمره 5 مي گيرد و بالعكس اگر آزمودني در سؤالات 19-12-14-13-33-18-22-28 گزينة الف را انتخاب كند نمره ها و چنانچه آزمودني ب و ج و د را انتخاب كند به ترتيب نمرة كمتري مي گيرد و نمره گذاري سؤالات ديگر بر عكس مي باشد .73

جدول مربوط به هر كدام از سؤالات در مؤلفه هاي هيجاني در آزمون سيريا شرينگ است74

خود آگاهي74

خود كنترلي74

هوشياري اجتماعي74

مهارتهاي اجتماعي74

174

574

274

1774

774

974

1074

1174

2274

874

1574

1174

1674

2574

1174

2074

2474

1874

2974

2874

2674

3274

2374

474

1374

3174

3374

3074

374

2174

2774

574

1274

5-2- پرسشنامه سلامت رواني()75

اين پريشنامه توسط گلبرگ جهت تفكيك موارد مبتلا به اختلالات رواني از جمعيت مراجعه كننده ره مراكز پزشكي عمومي ساخته شده است و بنا به اظهار گلد برگ (1972) پرسشنامة سلامت عمومي در صدد يافتن ناراحتي هاي جدي اكسيز و فري يا افسردگي سايكوتيك گرچه شواهد متعددي درباره اين مقساي وجود دارد كه حاكي از يافتن چنين مواردي است كه امروزه اسن پرسشنامه داراي فرمهاي مختلفي بوده و به منظور استفاده از فرهنگهاي مختلف حداقل به 36 زباد ترجمه شده بسياري از متخصصان تصريح كردند كه اين پرسشنامه هم استفادة باليني داشته و هم در جامعه كاربرد دارد . فرم اصلي و اولية اين پرسشنامه مشتمل بر 60 عنوان از نوع ساخته پاسخ است .75

متن پرسشنامه دربارة وضع كسالت و ناراحتيها و به طور كلي سلامت عمومي فرد با تأكيد بر مسائل روان شناختي جسماني و اجتماعي در زمان حال است .76

از اين طريق علايم فرض يو حالتهاي تندرستي فرد مورد ارزيابي قرار مي گيرد . در تمام سؤالها ازمودني بايد گزينه هايي را كه با اوضاع او بيشتر مطابقت دارد مشخص كند .76

پاسخ آزمودنيها به هريك از پرسشنامه ها در يك چهار درجه اي ، صفر ، كمي ،‌زياده ، خيلي زياد ، يا بيشتر از هميشه مشخص مي شود و در همة گزينه ها درجات پايين نشان دهندة سلامتي و در جات بالا حاكي از عدم يلامتي وجود ناراحتي در فرد است اوليه مشتمل بر چهار مقياس فرعي است علائم جسماني ، اضطراب و اختلال در خواب اختلال در كنش اجتماعي . افسردگي شديد .76

روايي و اعتبار :77

مهمترين عامل در ارزشيابي يك وسيلة سنجش ، روايي آن است مقصود از روايي يك تست مناسب بودن ، با معنا و مفيد بودن استنباطهاي خاصي اسا كه از روي نمره هاي ان به عمل مي ايد . (‌مؤمن ، حيدر علي ، 1372 ، ص 307 )77

جويز مندرس همبستگي بين نمرات حاصل از دو پرسشنامه و در استرليا را به ميزان 76/0 + گزارش نموده چوينگ و اسپرز (1994) و حيايست و ويژگي نسخه 28 ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بر روي جمعيت كامبوجي هاي ساكن كشور نيوزلند به ترتيب با 85/0 و 8/92/0 درصد گزارش نموده اند .77

گلد برگ (1998 ) نتايج مربوط به 70 مطالعه انجام شده در مورد روايي در نقاط مختلف دنيا را با وزني كه براي واريانس مربوط به روايي هاي برآورده شد فرا تحليل نمود و متوسط حساسيت ويژگيهاي را به ترتيب برابر با 84% و 82% گزارش نموده .77

روش اجراي آزمون :79

طبق هماهنگي انجام شده جمعيت اجراي پرسشنامه ، ابتدا پژوهشگر هدف از اجراي آزمون را براي هر يك از آزمودني ها توضيح داده و از آنها خواسته مي شد كه پس از كامل كردناطلاعات مربوط به پرسشهاي دموگرافيك اطلاعاتي در زمينة‌ ( تاريخ ، توليد ، شغل و منطقه ، محل اشتقال ، و ميزان تحصيلات ) پاسخ هنده ذكر نام به اختيار افراد گذاشته شدو اين امر احساس امنيت و اطمينان و نيز رعايت صداقت در پاسخگويي به سؤالها را افزايش داده است لازم به ذكر ايت كه بالا بودن نمره در پرسشنامه نشان سلامت و پايين بودن نمره نشان دهندة عدم سلامت فرد است .79

كساني كه در يك ماه گذشته در زمينه هاي مورد نظر هيچ گونه احساس ناراحتي نكرده اند براي هر ماده نمره صفر و جمعاً 0=0*7 نمره مي گيرند . اشخاصي كه در زمان ياد شده در تمامي زمينه هاي مطرح شده ،‌مقدار كمي احساس ناراحتي كرده اند براي هر كدام نمره يك و جمعاً 7 نمره مي گيرند به همين ترتيب كساني كه مقدار بسيار زيادي در زمينه هاي زياد شده احياي ناراحتي داشته اند براي هر ماده نمره 3 و جمعاً 3*7نمره مي گيرند .79

روش نمره گذاري :81

جهت نمره گذاري پاسخهاي افراد به هر يك از سؤالهاي پرسشنامه سلامت عمومي تا كنون 5 روش نمره گذاري تدوين گرديده است كه عبارت هستند از :81

روش قراردادي.. 81

روشهاي 1 و 2 قراردادي81

مدل ساده لاياكرت81

روش اصلاح شده لاياكرت81

در تمام روشهاي ياد شده نمره پايين نشان دهندة سلامتي و نمره بالا نشانگر اختلال است در اثر اجراي اين روشها براي هر فرد پنج نمره بدست مي آيد چهار نمره به مقياس فرد و يك نمره به كل موارد پرسشنامه مربوط مي شود .81

بهترين و مناسبترين روش نمره گذاري استفاده از مدل ساده لايكر با نمره هاي (0-1-2-3) مي باشد ( گلدبرك ، 1972 )81

گزينه ها82

نمره ها82

اصلاً82

082

در حد معمولي82

182

تقريباً بيشتر از معمولي82

282

به مراتب بيشتر از حد معمول82

382

شواهد ديگري نيز وجود دارد كه كارايي روش نمره گذاري طيف ساده لايكرت را به چهر روش ديگر نشان مي دهد مثلاً بنجامين و همكاران (1982) نشان داده اند كه استفاده از نمره گذاري طيف ساده لايكرت نسبت به روش نمره گذاري قراردادي به طور معنا داري در تشخيص اختلالات مزمن بيماران رواني مؤثر بوده است . ( مرمن – 1376 )82

5-3- روشهاي آماري و منطق استفاده از آن. 82

روشهاي آماري در اين پژوهش براي داده هاي توصيفي شامل محاسبه كلية ميانگينها ، انحراف استاندارد و هم نمودارها وي جداول مربوط مي باشد نتايج چارچوب فرضيه ها با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون مي باشد .82

فصل چهارم

در اين فصلا ابتدا يافته هاي توصيفي ارائه شده است سپس به تحليل نتايج در چهار چوب فرضيه ها مي پردازيم .85

يافته هاي توصيفي :85

يافته هاي توصيفي به منظور جمع آوري ، تلخيص ، تنظيم و ارائه اطلاعات به صورت روشن و قابل درك و در صورت لزوم تعيين روابط موجود بين اطلاعات جمع آوري شده به صورت جدول بندي يا ترسيمي است ( شريعتي نجفي زند ، 1370 ، ص 14 )85

بنابر توضيح ذكر شده در اين قسمت ميانگينها ،‌ انحراف استانداردها ، تفاوت ميانگين و تفاوت انحراف استانداردها ، حداقل و حداكثر نمره براي كلية گروهها و در ارتباط با هر دو متغير مستقل و وابسته محاسبه و در قالب چندين جدول نمودار ارائه شده است و سعي بر اين است كه حتي الامكان هر آنچه به عنوان يافته توصيفي بدست آمده نمايش داده شود .85

داده هاي توصيفي مربوط به الگوههاي هوشي هيجاني و سلامت عمومي در جدول و نمودار ارائه شده است .86

. 87

. 87

87

87

902587

921687

1849687

902587

810087

1392487

864987

921687

921687

828187

828187

2656187

462487

1000087

864187

1081687

688987

1488487

1904487

810087

883687

2110487

1000087

1040487

90087

28987

250087

72987

122587

250087

122587

14487

40087

10087

160087

302587

35687

16987

8187

15687

36187

184987

136187

4987

19787

25687

250087

302587

285087

163287

680087

256587

315087

200687

332587

115287

196087

91087

364087

896587

108887

130087

83787

353687

157787

524687

510687

63087

131687

236387

170087

51087

9587

9687

13687

9587

9087

11887

9387

9687

9187

9187

9187

16387

6887

10087

9387

10487

8387

12287

13887

9087

9487

14887

10087

10287

3087

1787

5087

2787

3587

1787

3587

1287

2087

1087

4087

5587

1687

1387

987

3487

1987

4387

3787

787

1287

1687

1787

5587

فرضيه اول رابطة هوش هيجاني با سلامت رواني87

ميانگين ................ 87

= انحراف استاندارد88

= ضريب همبستگي پيرسون88

............................. 88

آزمون معنارادي همبستگي88

................ 88

......... 88

جدول در سطح معنادار بودن در سطح 5% با درجان آزادي 28 برابر با 25% است چون نسبت محاسبه شده 71/2 بزرگتر از جدول است بنابراين ضريب همبستگي محاسبه شده معنادار است .88

. 89

. 89

89

89

1416189

960489

883689

941689

1841689

1040489

1000089

2190489

883689

1810089

1904489

1488489

688989

1081689

814989

1000089

462489

2656989

828189

828189

980189

921689

864989

1392489

810089

902589

184789

121689

102589

8189

1689

989

1689

10089

14489

189

589

589

189

6489

12189

989

1689

1689

1689

2589

8189

6489

489

989

989

2589

389

2289

6489

36189

8189

8489

107189

39289

84689

83489

136089

122489

10089

74089

47089

9089

110489

134289

24989

41689

37289

40089

34089

146789

64889

18289

29789

28889

46589

42789

72089

76089

258489

86489

76089

11989

9889

9489

9689

13689

10289

10089

14889

9489

13889

12289

8389

10489

1389

10089

6889

16389

9189

9189

9989

9689

9389

11889

9089

9589

13689

9689

9589

1989

489

389

489

1089

1289

189

589

589

189

889

1189

389

489

489

489

589

989

889

289

389

389

589

489

889

889

1989

989

889

فرضيه همبستگي پيرسون89

. 91

. 91

. 91

91

91

902591

55591

9591

991

87825891

368691

2643891

313291

25291

. 93

. 93

. 93

93

93

57825893

236993

4903893

313293

22493

. 95

. 95

. 95

95

95

57825895

241695

30286995

313295

19595

فصل پنجم

بحث و نتايج كلي :97

فهرست منابع و مآخذ

p>h3 dir="RTL">اما در برنامه آموزشي استاندارد مدرسه به كاستي جديد و مسئله ساز تر جهي نشده است يك معلم مدرسه در بروكلين اشاره مي كند كه تأكيد موجود در مدارس نشان مي‌دهد كه ما يه ميزان توانايي خواندن و نوشتن محصلان بيشتر به اين نكته اهميت مي دهيم كه آيا هفتة آينده زنده خواهند ماند يا نه .

نشانه هاي اين كاستي را مي توان در وقايع خشونت باري چون تير اندازي به يان و تايرون مشاهده كرد مشكلي كه در مدارس آمريكارواج يافته است اين اتفاقات از وادث منجر افراد ترند افزايش بحران در ميان نوجوانان و مشكلات دوران كودكي در آمريكا كه سازننده بمبهاي جهاني است را مي توان در خلال آمارهايي از اين دست ملاحظه كرد .

در سال 1990 در مقايسه با دو دهه قبل از آن ايالات متحده آمريكا با پيشرفت ميزان دستگيري جوانان بزهكار به خاطر دست زدن به جنايت هاي خشونت بار مواجه بوده است .

دستگيري نوجوانان به دليل تجاوز همراه با زور دو برابر شده است .

ميزان قتل نوجوانان چهار برابر شده است رايجترين دليل منف نوجوانان در مقابل اين نجايع ابتلاي آنها به بيماريهاي ذهني است اثرات افسردگي اعم از خفيف يا شديد ، در يك سوم نوجوانان مشهور است و دختر ها وقوع حالت افسردگي در زمان بلوغ دو برابر مي شود . ( دانيل گامن ، 1380 ص 313 )

كلاً مي توان نغمه هاي سكوت را به فهرست خطرات عاطفي اي كه براي سلامتي زيان بارند اضافه كنيد و پيوندهاي نزديك عاطفي را به فهرست عوامل حمايت كننده بيفزائيد تحقيقاتي كه در دو دهه انجام شده و بيش از سي و هفت هزار نفر را شامل مي شود نشان مي دهد كه انزولي اجتماعي يعني اين احساس را كه مسي را نداريد تا احساسات خصوصي خود را با او در ميان بگذاريد يا تماس نزديكي داشته باشيد احتمال ابتلا به بيماري يا مرگ را دو برابر مي كند گزارش در سال 1987 در مجله <!-- [if gte vml 1]> <!-- [if gte mso 9]> <![endif] چاپ شد چنين نتيجه مي گيرد كه انزوا به خودي خود همانقدر در ميزان مرگ و مير تأثيردارد كه سيگار كشيدن ،‌فشار خون بالا ، چاقي مفرط و انجام ندادن تمرينات جسماني در اين مؤثرند . ( دانيل گامن ، 1380 ص 243 )

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران