نسل جوان ایران

کتابهاکتابهای متنی

دانلود کتاب دون ژوان

ارسال کننده : سرکار خانم زهرا رحیمی
سطح فعالیت : نویسنده
ایمیل : NJIRAN33[@]GMAIL.COM
تاریخ ارسال : ۲ بهمن ۱۳۹۹
دفعات بازدید : 65
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 140
فرمت فایل : PDF
حجم فایل : 1/23KB

قیمت فایل : 2,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 5
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

سراغاز

سال ۱۹۸۴، *****د را در مصاحبه ای با ریان مک ایوان» اظهار داشته: «ما مدام زندگی نامه های خودمان را می نویسیم و به اشیاء و امور، معنای بدیعی میدهیم؛ معنایی خاص خودمان را از معنایی که خوشمان می آید و مناسب ماست. بیوگرافی هایی را انتخاب می کنیم که تملق مان را میگویند و آرام مان میکنند و هر آنچه که می تواند مبتذل و پست مان کند، را حذف میکنیم. بازنویسی تاریخ و داستان در این معنا و مفهوم - و حتا در معنایی که موردنظر آورول است . هیچ چیزش غیرانسانی نیست. برعکس، حتا بیش از حد انسانی است.

*****د را با این گفته ها، نه تنها شک و بدگمانی اش را نسبت به تاریخ و داستان سیاسی بی طرف (خنثی) بیان می کند، بلکه نسبت به بی طرفی و غیر مغرضانه بودن خود اتوبیوگرافی ها نیز مشکوک است. زندگی نامه ها قبل از هر چیز متن هستند؛ پس به اجبار، انتخاب ها و تحلیل هایی هستند که به زاویه ی دید و نگرش نویسنده ی آنها بستگی دارند که خود نویسنده ها نیز به یک محیط شخصی و اجتماعی وابسته هستند که با زمان تغییر می کنند و نویسنده ها از آن تأثیر می پذیرند... و چنین می شود که به زندگی نامه های به ظاهر قابل اعتمادترین، موارد سؤال برانگیز و تعجب برانگیز اضافه می شوند.

*****درا عقاید خود را در مورد اشخاص رمانها و زندگی نامه اش بسیار واضح بیان کرده: هیچ عقیده و نظریه ای که او را با یکی از اشخاص ادبی خود مشابه و یکسان می کند، نمی پذیرد. و در مصاحبه ای دیگر، می گوید:

- برای نویسنده لازم است که خود را به مانند شخصی دیگر معرفی و نشان دهد؛ برای این که بتواند تصویر چهره ی خود را به حد کافی از خود دور کند. در عین حال، شخصیت رمان مطمئنا می تواند یک نویسنده باشد، ولی نه دقیقا شخصی که مینویسد.

*****درا همیشه هنگام مقایسه ی زندگی و اثر، تأکید را روی اثر می گذارد؛ مقالهی مربوط به میلان *****درا، در «دایرة المعارف ادبیات معاصر فرانسه، - ۱۹۸۸ - به سردبیری «ژرم گارسن، را که خود *****درا آن را نوشته، دلیلی بر این مدعاست: مشخصات زندگی نامه ای به حداقل رسیده؛ حتا در مورد تاریخ تولد که آن را فقط با ۱۹۲۹ مشخص کرده؛ و اشاره شده پدر *****درا، نوازنده ی پیانو، شاگرد الیویس پاناچک»، و اولین فعالیتش ساختن موسیقی بوده. این مقاله، هم چنین علاقه ی زودرس *****درا را برای هنر مدرن و شیفتگی اش به یک گروه پیرو که از نظریات چپی ملهم می شدند، را مشخص میکند.

علی رغم خلاصه نویسی خود *****درا، تولد وی، اول آوریل ۱۹۲۹، در شهر «برنوای چکسلواکی می باشد. او در سال ۱۹۴۷ به حزب کمونیست این کشور پیوست و در خلال بیست و سه سال بعد، دو بار از حزب اخراج شد. بار اول در ۱۹۵۰ و بار دوم ۱۹۷۰، سال ۱۹۴۸، دبیرستان اریتروس، برنو را برای ادامه ی تحصیل در دانشگاه «چارلز پراگ، ترک میگوید؛ همان سال کمونیست ها قدرت را به دست می گیرندمیلان *****درا /۷ و کشور را به یک ایالت امپراتوری روس تبدیل می کنند. برای *****درا، سال های پنجاه به خاطر تجربیات وجودي بديع اش، غنی و پربار هستند؛ ولی در زمینه ی فکری، یک سیر قهقرایی می باشند. *****درا آن زمان شعرها، مقاله ها و نمایشنامه هایی نوشته که امروزه به نظر خود ارزشی ندارند. اولین کتاب منتشرهی *****درا، کتاب شعری به نام «انسان، باغ بزرگ» است که سال ۱۹۵۳ در چکسلواکی انتشار یافت و مورد عدم استقبال قرار گرفت. اولین متن به نثر در ۱۹۵۸، آغاز دوره ی «عشق های خنده داره می باشد و این آغاز میلان *****درای نثر نویس است. سال ۱۹۶۲، نمایشنامه ای نیز تحت عنوان «صاحبان کلیدها» در ابرنو» منتشر می کند که این اثر هم با شکست مواجه می شود.

در ادامه ی «خودنگاری، مندرج در «دایرة المعارف ادبیات فرانسه ، *****درا رمانهایش را طبق تاريخ تأليف برمی شمارد:

ندارد

 

. از هر آنچه روزگاری نوشته ام، چیزهایی که برایم اهمیت دارند و اجازهی تجدید چاپشان را می دهم، تنها رمانهایم هستند و می توانم شبیه آهنگ سازها، به آن شماره های آپوس ( opus: بهترین اثر هر موسیقی دان، آهنگساز یا نویسنده که خودش انتخاب می کند) بدهم. اپوس 1: رمان «شوخی، سال ۱۹۶۵ تمام شده و بار اول در پراگ، به سال ۱۹۶۷ انتشار یافته. اپوس ۲: «عشق های خنده داره، از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۸ نوشته شده؛ نخست به صورت تکه تکه انتشار یافته و بعد یک جا سال ۱۹۷۰ در پراگ چاپ شده و بالاخره، در شکل نهایی اش، همان سال فقط در پاریس با ترجمه ی فرانسوی نشریافته است. اپوس شماره ی ۳: رمان «زندگی جای دیگر است»، در ۱۹۶۹ با ۱۹۷۰ خاتمه یافته و برای اولین بار، با ترجمه ی فرانسه به سال ۱۹۷۳ در پاریس منتشر شده است. اپوس ۴: رمان «والس خداحافظیه، در ۱۹۷۱ - ۱۹۷۲ نوشته شده، چاپ آن به زبان فرانسه در پاریس به سال۱۹۷۳ منتشر شده. اپوس ۶: «سبکی تحمل ناپذیر هستی» (بار هستی، ترجمه ی فارسی)، سال ۱۹۸۲ نوشته شده، اولین چاپش ۱۹۸۴ در فرانسه می باشد. اپوس ۷: رمان «جاودانگی»، ۱۹۸۸ به پایان رسیده، اولین چاپ آن ۱۹۹۰ فرانسه می باشد. جدا از این رمان ها، دو کتاب دیگر نیز نوشته ام که بی هیچ قید و شرطی، آنها را دوست دارم و می خواهم به ویرایش شان ادامه بدهم. یکی، نمایشنامه ای به نام «ژاک واربابش» که پیشکشی است به دیدرو»؛ تغییری جسورانه و آزاد از رمان «ژاک قضا و قدری» دیدرو می باشد که او به دیدرو - به عنوان یک رمان نویس برایم اهمیتی بس عظیم دارد. دومی، مجموعه ای شامل هفت مقاله که به فرانسه نوشته شده و در ۱۹۸۶، با عاریه گرفتن از نام جزوه ی درسی دانشگاهی ام به نام «هنر رمانه، آن را ویرایش و انتشار داده ام.

وتسلاو کراتیک، در کتاب «دنیای داستانی میلان *****درا، در برابر این جمله ی *****درا میگوید:

. دلیلی نمی بینم که به داوری خود *****درا در مورد آثارش احترام و ارزش قایل نشوم. در این پژوهش، تنها دو موضع خود را از *****درا متمایز می کنم: ۱. من توجه و اهمیتی قاطع دارم به اثری با نام هنر رمان»، که در چک انتشار یافته و خود نویسنده آن را مانند « جزوهی درسی دانشگاهی، فرض می کند، چرا که من، بنابر عقیده ام، آن را اولین طرح بوطیقای او راجع به زمان می بینم ۲. مجموعه داستان عشق های خنده دار را به لحاظ زمان، قبل از رمان «شوخی» قرار می دهم و همیشه آن را مجموعه داستان می انگارم؛ زیرا بخش اعظم این مجموعه، قبل از این که رمان پایان یابد، انتشار یافته بودند. دو تا از داستان هایش چاپ شده بودند (اولی در ۱۹۶۳، دومی در ۱۹۶۵).

گوند را حتا قبل از انتشار رمان «شوخی»، به عنوان نویسنده ی مجموعه داستان عشق های خنده داره تأثیری عظیم و مهم در نثر چک گذاشته بود. *****درا، دقیقا با متن های کوتاه، هنر قصه گویی و حکایت کردنش را بسط داد. او با استراتژی های متفاوت و نقاب های مختلف روایتی - داستان گویی، تلاش کرده تا راه و روش رمانهایش را پیدا کند. من مجموعه داستان عشق های خنده داره را در حکم شروع كوندرا برای نوشتن آثار داستانی می دانم؛ حتا اگر کتاب فرم نهایی اش را سال ۱۹۷۰، یعنی پنج سال بعد از رمان «شوخی» گرفته باشد و آن را به عنوان گشایش هنری *****درا ملاحظه می کنم.

در پیشگفتار کتاب جهالت می خوانیم

برخی از منتقدان ادبی، آثار *****درا را رمانهای فلسفی، و برخی این خصیصه را نقطه ی ضعف آثار او دانسته اند. اما آن چه مشخص است، *****درا در آثارش سؤال هایی را مطرح و در پیوند با روند قصه، پاسخ هایی را بیان می کند که حوزه ی فرهنگی اروپا برای آنها یافته. این پرسش ها، گاه چنان بار معنایی و عمیقی می یابند که وارد حوزه ی پدیدارشناسی فلسفه می شوند. اما در کل، همگی تفکر برانگیزند و در محدوده ی «پرسش از وجوده قرار می گیرند. این خصیصه، باعث می شود برخی به غلط آثار او را رمان فلسفی بنامند. حال آن که حوزهی رمان و ادبیات داستانی، حوزه ای کاملا مستقل از فلسفه است. اما این هر دو با تمام وجود از هم متأثر و در دادوستدی ابدی هستند. *****درا یکی از فعالان حوزه ی ادبیات داستانی است که در حاضر کردن تفکر و فلسفه در اثر خویش بسیار ماهر است.

اگر به مسیر داستانهای *****د را در زمان خطی نگاهی بیندازیم، روند شکل گیری این تفکر فلسفی - یا به قولی «فلسفیدن» . به خوبی مشهود است و هرچه به آثار متأخرش می رسیم، ظهور این مایه جدی تر می شود.

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران