نسل جوان ایران

کتابهاکتابهای متنی

دانلود کتاب مرگ قسطی

ارسال کننده : سرکار خانم زهرا رحیمی
سطح فعالیت : نویسنده
ایمیل : NJIRAN33[@]GMAIL.COM
تاریخ ارسال : ۲۹ دی ۱۳۹۹
دفعات بازدید : 76
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 731
فرمت فایل : WORD
حجم فایل : 9/58

قیمت فایل : 2,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 5
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

آنچه سلین ترسیم می کند واقعیت نیست، و هم و هذیانی است که واقعیت برمی انگیزد، آندره ژید... من همان طوری می نویسم که حرف می زنم، بدون هیچ شگرد و ادا اصولی... همه تقلایی که می کنم برای این است که به همان زبانی بنویسم که با آن حرف می زنیم، چونکه کاغذ کلام را بد ضبط می کند. همه مسأله این است... رسیدن به عصاره زبان... به نظر من این تنها شیوه بیان حس و عاطفه است، چیزی که من می خواهم روایتگری نیست. انتقال احساس است. چنین کاری با زبان رسمی رایج، با سبک و سیاق ادیبانه، غیر ممکن است. همچو زبانی مال گزارش های اداری، بحث و مناظره و نامه نویسی برای دختر عمه یا دختر خاله ست. که در هر حال هم خشک و تصنعی است... آرمان هایی که به زبان «کلاسیک» نوشته شده اند اصلا رمان نیستند، فقط طرح رمان اند. همه کار نوشتن شان هنوز مانده. شور عاطفی را کم دارند در حالی که تنها چیزی که مهم است همین است. در تأیید این حقیقت همین بس که اگر رفیق بازی نبود، اگر ملاحظه و رودربایستی نبود، اگر تعارف و مجامله نبود، اگر کمبود نبود از خیلی پیش از اینها دیگر کسی رمان نمی خواند... زبانشان به هیچ دردی نمی خورد، مرده است، از نظر احساسی همان قدر غیرقابل خواندن است که لاتین. می پرسید من چرا این قدر از زبان محاوره، از گویش آرگو و دستور زبان خاصش وام میگیرم و حتی اگر نیازش پیش بیاید خودم درجا لغت درست میکنم؟ برای این که، چون به گفته خودتان زیبا زود می میرد، به زبانی برسم که در مدت زمانی که من ازش استفاده می کنم در حال زندگی باشد. زنده باشد. این است امتیاز اساسی اش به زبان به اصطلاح سلیس، زبان فرانسه رسمی و «ناب»، که مرد مرده است. از اول هم مرده بوده، از زمان ولتر... این را همه حس میکنند اما هیچ کس نمی گوید، جرات نمی کند. زبان هم مثل چیزهای دیگرست. همیشه می میرد، باید بمیرد، واقعیتی است که باید به آن رضا داد... زبان کتاب های من هم می میرد. بزودی، بدون شک، اما این برتری را نسبت به خیلی های دیگر دارد که یک سالی، یک ماهی، یک روزی زندگی کرده. هرچه هست همین است، بقیه ش خودستایی و خرفتی ابلهانه است، ادعای رسیدن به یک شکل وأحد، مطلق و ابدي نوشتن سبک شیوا! زبان زیبا! مومیایی زیبا!... تازه من بیرحمی آن بزرگواری را ندارم که گفته بیشتر اوقات هنرمندان به بهانه کار هنری سعی میکنند چیزهایی مرده تر از خود مرگ به وجود بیاورند. باری اضافی روی مرگ می گذارند که خودش ندارد، چون خودش هنوز دارای نوعی زندگی است.

... من همان طوری می نویسم که حس می کنم... ازم خرده می گیرند که بددهنم، زبان بی ادبانه دارم. در این صورت این خرده را باید از رابله، ویون، بروگل و خیلی های دیگر هم گرفت... از بیرحمی و خشونت دائمی کتاب هایم انتقاد می کنند... چه کنم، این دنیا ذاتش را عوض کند، من هم سبکم را عوض میکنم...؟

شاید همه اهمیت و یگانگی نوبي فردينان سلين را، به عنوان نوآورترین نویسنده قرن بیستم فرانسه و یکی از تأثیرگذارترین رمان نویسان دوران معاصر غرب، بتوان در همین چند جمله ای خلاصه کرد که گفته است، بخش اول را در توضیح سبک و نگرش خودش و دومی را در جواب به منتقدانش، با همان صراحت و شوری که از زمان انتشار اولین کتابش تا زمانی که دیگر آخرین کلاسیک زنده» ادبیات فرانه بود هرگز فروکش نکرد.

سلین را با همان اولین کتابش، سفر به انتهای شب، با دانته، رابله، فرانسوا ويون، مارسل پروست و جيمس جويس مقایسه کردند. بعدها هم، پس از دوره طرد و بدنامی او به دلایلی که خواهد آمد و در نهایت چندان ربطی به ادبیات نداشت، آثار او را از خميرة آثار کلاسیک همه زمان ها دانسته و خودش را در جرگه نویسندگانی از هومر و لوکرسیوس بیرون از زمان و برکنار از فراز و نشیب های تاریخ انسانی که شاهکارها و سازندگانشان سرانجام به آنجا می رسند و دیگر ماندگار می شوند.

مقایسه با هر کدام از نام هایی که آورده شد میناهای تحلیلی مشخص هرچند متفاوت دارد. بدعت زبانی و نگرش همه زمانی دانته برغم محدودیت زمان و مکان روایتش، طنز و سخره ای که از تاروپود تراژدی شکسپیری جدانشدنی است، حضور زنده و پرتپش آدم های اتوده» گمنام در شعر فخیم ویون، هزل رندانه رابله، توصیف موشکافانه و «حرف آخر» پروست از دنیایی رو به مرگ، انفجار زندگی بخش جویس در زیربنای زبان انگلیسی و شیوه های کهنه داستان سرایی اش... سلین مقداری از همه اینها ست به اضافه چیز دیگر، چیزی فقط از آن او که حتی در نفی آنچه خودش با فروتنی، یا با باور عميق جدلی، درباره مرگ زبانش» گفته زبان او را هنوز بالنده ترین وسیله ای می کند که به آن می شود نوشت و به نظر می رسد که بر غم او عمر درازی پیش رو داشته باشد. شاهدش طیف بسیار وسیع نویسندگانی از ژان پل سارتر و هنری میلر گرفته تا جک کرواک و کرت وونگات که از سبک او بشدت تأثیر گرفته اند، تا نفوذ آشکاری که شیوه نگرش و بیان او بر «زائر»ها و مکتب های تازه ادبی می گذارد و با پاگرفتن و رواج آنها محکم تر هم می شود

ندارد

سلین را در مقیاسی خیلی وسیع تر از جویس برای زبان انگلیسی زنده کننده زبان فرانسه می دانند، به پشتوانه تلاش پیگیر یک تنه پهلوانانه و نوعی شم نبوغ آميزش در ابداع زبانی کاملا تازه، با شکستن همه هنجارهای کهنه زبان رسمی جاافتاده، القای حس زندگی با کاربرد دستور زبان محاوره، استفاده از مخزن عظيم اما تحقیر شد واژگان آرگو، دواندن و به تعبیری باز کردن راه هجوم عناصر زنده و پویای گفتار عامیانه در خلوتکده غبار گرفته زبان فرهنگستانی» و در آخر جسارت هنرمندانه و خلاقیت بی مهار واژه سازی و تعبیرپردازي خودی در هر کجا که آن همه نوآوری و قاعده شکنی هنوز همه نیازش را برای گفتن، برای انتقال احساس برنمی آورده است. اما این فقط یک جنبه از همه ساده تر، از همه مرئی تر کارستانی است که او کرده که همان طور هم که اغلب پیش می آید بخش عمده شهرتش به آن است. بخش اصلی، با بخش های اصلی، که نه فقط برای فرانسه بلکه برای همه ادبیات امروز جهان معتبر است، در ساختن و پروراندن الگویی ست که هانری گودار، مفسر آثار سلین، آن را انقلاب در نثر روایی» رمان می نامد. صرف کاربرد تعبیرهای عامیانه با استفاده از زبان آرگو جندان تازگی ندارد و نشانه نوآوری خاصی هم نیست، کما اینکه سلین اغلب با این جنبه از شهرتی که به او نسبت داده می شود و حتی با اینکه اصلا به زبان ارگو بنویسد، سخت مخالفت نشان داده است. او در عوض از زبانی حرف می زند که مانند معجونی ساخت و ابتکار خودش است و البته از واژگان آرگو هم در آن، با اماک و به عنوان چاشنی استفاده میکنده زبان مخصوصی که درباره اش با طتز نیشدار خاص خودش می گوید دستورش پیشم محفوظ است و بدون هیچ شکسته نفسی بیجا آن را حاصل استخوان خرد کردن و پیروی از یکی از دو سه چهره بزرگی می داند که در کار و زندگی همیشه سرمشق او بوده اند: باخ، تا جایی که نقل قولی از او را شعار باریکه تبلیغاتی روی جلد مرگ ت قی میکند برای این کار بینهایت زحمت کشیده ام، هر کسی که به اندازه من زحمت بکشد به همین نتیجه می رسد . نه، فقط بحث «معجون» یک زبان خود پرورده، هر اندازه هم کارآمد، مطرح نیست، آن «انقلاب» لایه هایی خیلی عمیق تر را تکان می دهد و زیر و رو می کند.

برای رسیدن به شگرد محالے وار «نوشتن» زبانی «گفته»، برای دستیابی به ترکیب پارادوکسی زبان محاوره روی کاغذ این ضرورت بدیهی وجود دارد که همه شکل های اتصال و تداوم و همگی متداول زبان نوشته درهم بریزد و جایشان را بالبداهگی و بی نظمی طبیعی و گذرایی ذاتی زبان شفاهی بگیرد. چنین ضرورتی، که در کتاب سفر به انتهای شب به نحوی شاید بیشتر شمی مطرح شده بود، در مرگ قسطی حالت استوار و نوام یافته اسلوبی را به خود گرفت که دیگر نباید چندان تغییری می کرد و نکرد هم، چرا که حاصل انتخابی فطعی و نهایی با پیش بینی پیامدهایی دوران ساز بود، این انتخاب قطعی ضرورت از هم گيختن نظم کهنه و لخت زبان رسمی نوشتاری در همه زمینه های روایی، منطقی و دستوری است. ویژگی زبان «نوشته رمان سنتی، که سلین طرد می کند فقط در زمینه زبانی صرف نیست، در نظم و ترتیبی هم هست که شیوه روایت در آن به خود می گیرد، در مجموع دانسته هایی هم هست که خواننده باید بنا به فرض آنها را پیشاپیش داشته باشد تا روایت را بفهمد. در این صورت نویسنده فرصت داشته که به قصه ای که می خواسته تعریف کند نظمی بدهد، ترتیب زمانی رویدادهایش را براساس منطقی چه خیالی چه مستند مشخص کند، مدام هم در پی این باشد که خواننده آنچه را که در داستان می آید بفهمد و منطقا پذیرفتنی بداند و در نتیجه آنچه را که بعدا خواهد آمد دنبال کند. به همین ترتیب، فکر و نظری هم که بیان می شود، برای این که بدرستی به مخاطب منتقل شود، نظمی را ایجاب می کند که کلام باید در ورای تراوش های بالبداهه اندیشه از ذهن، و اغلب در مقابله با آن، به خودش بگیرد. در حالی که در عالم شفاهی، کسی که چیزی را تعریف می کند یا فکر و نظری را به زبان می آورد در زمان حال، در لحظة بلافصل حال حرف می زند، نه فرصت این را داشته که کلماتش را بدقتانتخاب کند و نه امکان این را که به جمله هایش ترتیب و نظمی بدهد. در همان حالی که حرف می زند به چیزهایی هم، اغلب پراکنده، الزامأ ناهمگن فکر می کند، توجهش به عناصر و رویدادهای پیرامونش هم هست. همین طور به مخاطب و واکنش های او. نتیجه چنین وضعینی مجموعه بی نظمی از فکر و رویداد و خاطره، ترکیب ظاهرة ناهماهنگی از عناصر زنده ایست که به طور طبیعی درهم میدوند، از هم فاصله می گیرند، باهم تناقض پیدا می کند و انقطاعها، ناهمزمانی ها، ناهمخوانی های ذاتی خودشان را بر کل کلام هم تحمیل می کنند.

چنین ترکیب درهم تنید؛ آشفته ای از فکر و رویداد و وضعت، طبعة تصنعی و نارسا می ماند اگر نویسنده آنها را، پا به پای شکل گیری شان، با جمله های زبان نوشتاری عادی، با رعایت نظم عرفی کلمات و سلسله مراتب عناصر روایتگری و قواعد دستوری تعریف کند. این درست همان شیوه بیانی است که سلین طرد می کند و با همه توان، پیگیرانه در کار از هم گسیختن هنجارها و قواعدش در همه زمینه هاست. تا جایی که حتی به نفی نشانه های قراردادي نقطه گذاری می رسد. سه نقطه » معروفی که او به کار می برد بیانگر تعليق و انقطاعی است که شکستن قالب های خشک جمله نوشته طبعأ برجا می گذارد و سلین آن را برای ضبط خلاءهای فاصله ها، مکث ها و در یک کلمه هوایی به کار می گیرد که در لابه لای جمله ها و کلمه های زبان زنده محاوره جریان دارد.

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران