نسل جوان ایران

کتابهاکتابهای متنی

دانلود کتاب خداحافظ آقای چیپس

ارسال کننده : سرکار خانم زهرا رحیمی
سطح فعالیت : نویسنده
ایمیل : NJIRAN33[@]GMAIL.COM
تاریخ ارسال : ۲۹ دی ۱۳۹۹
دفعات بازدید : 79
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 135
فرمت فایل : WORD
حجم فایل : 2/05KB

قیمت فایل : 2,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 5
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

جیمز هیلتن، نویسنده انگلیسی، در ۹ سپتامبر ۱۹۰۰ در شهر لی از ولایت لنکر به دنیا آمد و در طفولیت، به خاطر شغل پدرش که به مدیریت یک مدرسه ابتدایی در لندن برگزیده شد، به آن شهر رفت. هنوز جنگ اول جهانی در جریان بود که در کیمبریج به مدرسه می رفت و نخستین آثار نثر و نظم خود را در مجله مدرسه، که خود دبیری اش را به عهده داشت، چاپ و منتشر می کرد. احساسات ضد جنگ وی، که بعدها در رمانهای او ظاهر شد، ریشه در همین دوران داشت. در ۱۹۲۱ از کالج کرایست در کیمبریج فارغ التحصيل و لیسانسية تاريخ و زبان انگلیسی شد. در همین شهر بود که با نوشتن مقاله ای برای منچستر گاردین در ۱۷ سالگی و انتشار نخستین رمانش به نام خود کاترین در ۱۹سالگی، نویسندگی را به صورت حرفه ای آغاز کرد.

اگر چه هیلتن طی دهه بیست، افزون بر روزنامه نگاری و همکاری با برخی از روزنامه های معتبر دوبلن و لندن - از جمله دیلی تلگراف .، شش رمان نوشت و همه را منتشر ساخت چندان نام و توفیقی نیافت. اما با انتشار (۱۹۳۱) رمان و اکنون بدرود چنان نام و کام یافت که نویسندگی را برای همیشه پیشه خود ساخت، و پس از چاپ و انتشار چند رمان دیگر از جمله قتل در مدرسه که در ۱۹۳۱ با نام مستعار گلن تروور" نوشت) جایزه ادبی هاثورن، خاصه برای رمان افق گمگشته ، به وی تعلق گرفت. سپس، با خلق همین رمان کوچک خداحافظ، آقای چیپس (۱۹۳۴) بود که در اندک زمانی شهرنش عالمگیر شد و در شمار یکی از رمان نویسان محبوب عصر خود به حساب آمد.

جیمز میلتن در اواسط دهه ۳۰ در کالیفرنیا رحل اقامت افکند و در ۱۹۴۸ تبعه امریکا شد، و در ۱۹۵۴ به بیماری سرطان در گذشت. وی در امریکا، علاوه بر رمان نویسی و نوشتن بعضی مقالات تحقیقی و نمایشنامه، به سناریونویسی پرداخت و هشت رمان وی نیز از جمله همین کتاب با نظارت خود او به صورت فیلم سینمایی در آمد.

خداحافظ، آقای چیپس، بویژه پس از معرفی آن توسط منتقدمشهور امریکایی آلكساندر وولکات، که هم در نیویورکر مقاله ای در باب آن نوشت و هم در برنامه رادیویی پرشنونده اش (جارچی شهر) راجع به آن داد سخن داد، به صورت یکی از پرفروشترین رمانهای زمان در آمد و چندان رواج و شهرتی در بین مردم امریکا او اروپا و برخی دیگر از کشورهای جهان یافت که به قول ادوارد ويكز ، هر جا که میرفتی مردم را سرگرم صحبت درباره آقای چیپس مییافتی، تو گویی که آنها چیپس را براستی دیده و او را می شناخته اند. از همین رو بود که در بسیاری از نامه هایی که جیمز هیلتن از سراسر جهان دریافت می کرد، نویسندگان نامه ها ادعا می کردند که چیپس واقعی معلم ایشان بوده است. آنها در این ادها پر بیراه نبودند، چرا که چیپس سرنمون بسیاری از معلمان خوب در این کره خاکی است - چهره های قدیس گون و محبوبی که زندگی خود را کریمانه و با عشق و اخلاص و غیرت وقف آموزش شاگردان می کنند و جان و جهانشان را در کوره معرفت می پالایند تا از فرزندان آدم «انسان» بسازند و به هستی شان معنی بخشند.

 

ندارد

بی گمان هر یک از ما می توانیم در دشت خاطر خود جای پای معلمی کمابیش شبیه به آقای چیپس رابیابیم - معلمی که در زندگی ما اثر گذار بوده یاد و نامش هنوز در ذهن و ضمير ماست. شیرینی و جذابیت این رمان کوچک عمدتا ناشی از همین آشنایی و مهر و الفتی است که ما به این دسته از معلمان داریم. معلمانی که «مهر پدری» فقط بخشی از مهربانی مهرگونه آنهاست. برای نمونه آن ناظم مدرسه و معلم بزرگوار صاحب این قلم در سالهای آخر دبیرستان که با رفتار خود رازداری و دری اعتماد به دیگران را به من آموخت. او چندان نگران حال و کار و روزگارم بود که حتی پس از آن که ترک یار و دیار کردم و برای تحصیل از شیراز به تهران آمدم قرار و آرام نگرفت مگر آنگاه که هم مسکنی مطلوب و هم شغلی کوچک در شهر بزرگ برایم یافت. حیفم می آید که با آوردن نامش از شانش بکاهم. عمرش دراز، روزگارش شاد، و دم مسیحاوش اش برقرار باد. آقای چیپس نیز معلمی از این دست است، و کتاب حاضر شرح زندگی اوست که جز خیر شاگردانش را نمی خواهد و از تن و جان مایه میگذارد تا آنچه را خوب و درست می داند به آنها بیاموزاند، و آنچه بر او می رود نه در قالب یک زندگینامه خشک بلکه در داستانی شیرین و پرکشش عرضه می شود: ورودش به مدرسه بروکفیلد، ناتوانی اولیه اش در ادارة کلاسها به خاطر نداشتن دیسیپلین کافی، ازدواج دیر اما پر از شورا و شعفش با زنی که او را می سازد و زندگیش را سامان می دهد، مرگ زودرس زن و فرزند، بازنشستگی نادلخواه او در سن ۶۵ | سالگی، طلوع دوباره و بازگشت دلخواه و فخرآمیزش به همان مدرسه پس از بازنشستگی و عهده دار شدن کفالت مدرسه، تلاش یک تنه اش برای حفظ روحیه شاگردان در دوران مصیبت بار جنگ، کناره گیری از کاری که همیشه به آن عشق می ورزید و زندگی در گذشته ای پر از باد و یادگار و جد وهزلی نوام، و سرانجام غروب غمگین و مرگ آرام و زیبایش در کجایی که عاشقی کرد. این همه در قصهای ساده اما با بافت و پرداختی چنان هنرمندانه و «نرم و شکننده توسط جیمز هیلتن بازگو می شود که بحق نمونه ای عالی در نوع خود است، چندان که گریه دز مرگ آقای چیپس نوعی شعف است: شعف از بازیافت این حقیقت خوش که جهان هرگز خالی از حجت نیست.

اگر چه پس از انتشار این کتاب بودند ناقدانی چون خانم جونز که آن را بی ارزش دانستند و جایی در ادبیات انگلیسی برایش نیافتند، اکثریت با ناقدانی بود که آن را «شاهکاری کوچکه برشمردند و نویسنده اش را درمان نویسی بزرگ». از جمله کسانی که آثار جیمز هیلتن را بس جدی گرفتند یکی هم پریچت"، نویسنده بزرگ انگلیسی، بود که در نقدی بر ما تنها نیستیم هنر هیلتن را مخصوصا در شخصیت پردازی ستود.

 

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران