نسل جوان ایران

علوم انسانیزبان و ادبیات فارسی ادبیات فارسی محضدستور و زبان ادبیات فارسی

مقاله مولفه های پست مدرنیسم در رمان کولی کنار آتش نوشتة منیرو روانی پور

ارسال کننده : جناب آقای رضا رحیمی
سطح فعالیت : مدیر کل
ایمیل : reza.rahimi663[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۱ دی ۱۳۹۹
دفعات بازدید : 103
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 26
فرمت فایل : word
حجم فایل : 88kb

قیمت فایل : 5,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 10
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

«رمان کولی کنار آتش یک از موفق­ترین رمان­های ادبیات داستانی معاصر است که نویسنده توانسته است بسیاری از ویژگی­های رمان­های پست­مدرنیستی را به خدمت بگیرد. پژوهش حاضر تلاش دارد تا با تبیین مولفه­های داستان­های پست­مدرنیستی به تحلیل عناصر و ساختار داستانی رمان کولی کنار آتش بپردازد. از جملة مولفه­هایی که این رمان از آن بهره برده است می­توان به موارد ذیل اشاره کرد: 1. فراداستان؛ 2. عدم قطعیت، 3. تخلیط شخصیت­ها و ابهام در هویت آن­ها؛ 4. استفاده از عناصر اسطوره­ای؛ 5. طرح معماهای بی­پاسخ؛ 6. توجه به شعرگونگی و ادبیّت؛ 7. داستان در داستان؛ 7. تناقض؛ 8. آمیزش تخیّل و واقعیت؛ 9. شیوة پایان­بندی متفاوت؛ 10. تعدد روایت، چرخش­های ناگهانی راوی؛ 11. بی­مکانی و یا ابهام در مکان وقوع حوادث. هرچند تمامی این مولفه­ها سخت به یکدیگر وابسته هستند، اما از میان همة این مولفه­ها، عدم قطعیت، فراداستان، تخلیط شخصیت­ها و نیز ابهام در زمان و مکان داستان اهمیت ویژه­ای دارد. خواننده بعد از پایان داستان متوجه می­شود که تمام اتفاقات در ذهن نویسنده اتفاق افتاده است و واقعیت ندارد؛ همچنین شخصیت نویسنده با شخصیت قهرمان اصلی داستان (آینه) و همچنین فرزانة نقاش تخلیط (و یکی) می­شود. نویسنده با استفاده از تکنیک فراداستان، بارها به تصنعی بودن داستان و این نکته که رمان را بر مبنای تابلوهای نقاشی فرزانة نقاش می­نویسد، اعتراف می­کند. او به عنوان نویسنده، بارها با قهرمان داستان به گفتگو می­نشیند و در مسیر زندگی او را تغییر و تحول ایجاد می­دهد. زندگی­ متعدد قهرمان داستان در جهان موازی به ابهام کلیت داستان منجر شده است.»

 

کلیدواژه ها: مولفه­های پست مدرنیسم؛ رمان کولی کنار آتش؛ منیرو روانی­پور

چکیده:

مقدمه:

پیشینة تحقیق:

بحث و بررسی:

پیرنگ رمان کولی کنار آتش:

مولفه­های پست مدرنیستی رمان کولی کنار آتش و تحلیل آن:

نتایج

یادداشت­ها

منابع:

چنانکه گفته شده است، مفهوم «واقعیت» از دیرینه­ترین مسائل تاریخ فلسفه و هنر است. «پیدایش جنبش­ها و سبک­های متفاوت، پیامد پاسخ­هایی بوده است که نظریه­پردازان به این پرسش بنیادین داده­اند. با پیدایش گفتمان­های نو در اوایل قرن بیستم، این سوال که: «واقعیت چیست؟» بار دیگر در فلسفه و ادبیات مطرح شد»(پاینده، 1391: 17). طرح این سوال، همراه با اکتشافاتی دیگر در علم فیزیک باعث شد تا «نظریة قطعیت» به یک «حکم توخالی» تبدیل شود و تحوّلات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی پس از جنگ جهانی اول، به این باور دامن زد(ن.ک: اسحاقیان، 1386: 14). از این روی، عدم قطعیت یکی از بنیاتی­ترین موضوعاتی بود که در اصول داستان­نویسی تأثیر بسزایی به جا گذاشت. پسامدرن اتفاقی متفاوت با مدرنیسم نیست؛ و حتی در مواردی آنچنان نزدیک است که شاید خواننده به شک بیفتد که آیا رمان یا داستانی که در دست دارد، مدرن است یا پست­مدرن؟(برای نمونه: ن. ک: پاینده، 1391: 357). ديويد هاروی[1]عقیده دارد که «در حرکت از مدرنیسم به سمت پست­مدرنیسم، تداوم، تشابه و استمرار به مرّات بیش از تفاوت و گسست به چشم می­خورد. به زعم هاروی، پست­مدرنیسم بیانگر بحرانی است در مدرنیسم که طی آن تجزيه، پراکندگی، چندگانگی، سیالیت و گذرا بودن تثبیت گشته و قطعیت می­يابند؛ در حالی که امکان هرگونه ثبات، پايداری، وحدت، اجتماع، يگانگی، ديرپايی و ماندگاری با شک و ترديد و بدبینی بیش از حد توأم است»(نوذری، 1379: 132). برايان مك­هيل[2] نیز از زمرة کسانی است که پسامدرنيسم را ادامة مدرنيسم مي­دانند(پاينده، «ب» 1389: 32). مک­هيل برای توضيح تفاوت ادبيات مدرنيستی و پسامدرنيستی، از مفهوم «عنصر غالب»(1) استفاده کرده است. بر اين اساس، «عنصر غالب در رمان مدرن، سمت و سويی معرفت­شناسانه[3] دارد. پرسش­های مطرح شده در اين رمان­ها در جهت فهم جهان و جايگاه فرد در آن است. به اعتقاد مک هيل، «عنصر غالب» در ادبيات داستانی پسامدرنيستی، ماهيتی وجودشناسانه[4] دارد»(پاینده، 1391: 340). سؤال­های طرح­شده در چنين آثاری، به ماهيت هستی مربوط می­شود؛ از جمله: دنيا چيست؟ انواع دنياهای موجود کدامند؟ اين دنياها چه ساختاری دارند و از چه نظر با يکديگر متفاوتند؟ تقابل دنياهای متفاوت چه پيامدی دارد؟ يا وقتی مرز بين اين دنياها نقض می­شود، چه رخ می­دهد؟»(همان: 341).توجه به این نکتة فلسفی باعث می­شود که در ادبیات و رمان­پست مدرن نیز نماياندن دنياهايی باشد که مرز ميان آن­ها کمرنگ يا نابود شده است؛ به گونه­ای که تشخيص آن­ها از يکديگر ناممکن است. اين دنياها بيشتر موازی يا درهم آميخته­اند؛ به گونه­ای که نمی­توان گفت کدام واقعی و کدام خيالی است.

با این توضیح، «پسامدرنیست­ها معتقدند که ابتدا باید جهان و نفس را ادراک کرد تا سپس بتوان به پرسش­های وجودشناسانه پاسخ داد. خواندن داستان­های پست­مدرن یعنی مواجهه شدن با این پرسش بنیادی که چه جهانی، یا چه ویژگی­هایی در جای­جای این داستان خلق شده است؟ داستان­های پسامدرن با این ویژگی از داستان­های مدرن متمایز می­شوند که از دادن پاسخی قطعی به این پرسش سرباز می­زنند و خواننده را دچار نوعی عدم قطعیت وجود شناختی می­کنند»(همان: 345). رمان پست­مدرن که زاییدة چنین عصری است، در شکل و ساختار و زبان و عناصر داستانی و ... تحت تأثیر چنین برداشت­های فلسفی و هستی­شناختی قرار گرفته است و سیمای دیگرگونه یافته است، از این روی، ادبيات پسامدرن نيز مانند تعبير پسامدرن، مناقشه­پذير است كه در پی نظريات متفاوتی سر برآورده است. البته با وجود نظريات گوناگونی كه در باب ادبيات پسامدرن وجود دارد، دو ديدگاه اصلی از اهميت بيشتري برخوردار است؛ «ديدگاه اول در آرايتاريخ نگار انگليسی آرنولد توينبی[5] و فردريک جيمسن[6] ريشه دارد كه پسامدرنيسم را يک دورة تاريخی بعد از مدرنيسم و آثاري را كه بعد از مدرنيسم به وجود آمده است، آثار پسامدرنيستی می­دانند. در ديدگاه دوم پسامدرنيسم به دورة تاريخی خاصی محدود نيست، بلکه مجموعه­اي از شيوه و تمهيدات آفرينش هنري است كه حتی پيش از مدرنيسم نيز وجود داشته است ولی سبکی نبوده است كه در آن دوره­ها غلبه داشته است»(همان 34-27).

در پژوهش حاضر با توجه به مولفه­های رمان­های پست­مدرن به بررسی رمان کولی کنار آتش اثر منیرو روانی­پور پرداخته خواهد شد. دربارة مولفه­های مدرنیستی و پست مدرنیست در رمان نو، موارد بسیاری ذکر شده است که شامل ویژگی­های عناصر داستانی، حوزة معنایی و زبان و ساختار داستان است. برخی از این ویژگی­ها یا مولفه­ها عبارتند از: 1. تعدد راوی یا زاویة دید متعدد یا چرخش­های ناگهانی راوی؛ 2. تشتّت زمانی؛ 3. تشتّت مکانی؛ 4. جریان سیّال ذهن؛ 5. فراداستان؛ 6. ضدقهرمان؛ 7. عدم انسجام؛ 8. بی­طرحی و قصّه­گریزی؛ 9. پایان باز یا پایان متعدد یا پایان مبهم یا ساختار دایره­ای داشتن؛ 10. تخلیط شخصیت­ها، پیچیدگی شخصیت­ها، توجه به روان­شناسی شخصیت­ها؛ 11. وجود فضاهای سوررئال یا جادویی؛ 12. عدم قطعیت؛ 13. تناقض­گویی؛ 14. توجه به ادبیّت و شاعرانگی؛ 15. داستان در داستان؛ 16. استفاده از اسطوره و عناصر اسطوره­ای برای ابهام­سازی و گسترش ­زمان و مکان؛ 17. آمیزش واقعیت و تخیّل؛ 18. کشف­ناپذیری؛ 19. تک گویی درونی و ...

 

[1] . David Harvey

[2] . Brian McHale

[3] . Epistemologic

[4] . Onotologic

[5] . Arnold J. Toynbee

[6] . Fredric Jameson

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران