نسل جوان ایران

کتابهاکتابهای متنی

دانلود رایگان کتاب خرده جنايت هاي زناشوهري اريك امانوئل اشميت

ارسال کننده : جناب آقای رضا رحیمی
سطح فعالیت : مدیر کل
ایمیل : reza.rahimi663[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۳۰ مرداد ۱۳۹۹
دفعات بازدید : 114
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 76
فرمت فایل : pdf
حجم فایل : 269kb

قیمت فایل : رایگان
دانلود فایل

امتیاز مثبت : 4
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

آپارتمان تاريك است
صداي قفل و آليد مي آيد.
در باز مي شود و از لاي در سايه دو نفر از وراي روشنائي قرمز رنگ راهرو به چشم مي خورد.
زن وارد اتاق مي شود ، مرد با چشماني در دست ، آمي عقب تر در درگاه باقي مي ماند ... انگار ترديد دارد آه داخل شود.
ليزا به طرف پريز مي دود ، با عجله تمام چراغ ها را يكي پس از ديگري روشن مي آند ب صبرانه مي خواهد هر چه زودتر همه جا ديده شود.
وقتي همه جا روشن شد درست مثل اينكه دآور نمايشي اماده آرده باشد ، دست هايش را باز مي آند و اپارتمان را نشان مي دهد.
ليزا : خوب ؟
مرد سرش را به علامت نفي تكان مي دهد . زن نگران اصرار مي آند...
ليزا : چرا ! عجله نكن. فكرت را متمرآز آن.
مرد نگاه دقيق و موشكافانه اي به اسباب ها مي اندازد سپس با حالتي مغلوب و ترحم انگيز گردنش را آج مي آند.
ليزا : هيچي ؟
ژيل : هيچي.
زن با اين پاسخ قانع نمي شود از او مي خواهد چمدانش را زمين بگذارد .در را مي بندد بازوهايش را مي آشد و او را به طرف مبل مي برد.

ندارد

آپارتمان تاريك است
صداي قفل و آليد مي آيد.
در باز مي شود و از لاي در سايه دو نفر از وراي روشنائي قرمز رنگ راهرو به چشم مي خورد.
زن وارد اتاق مي شود ، مرد با چشماني در دست ، آمي عقب تر در درگاه باقي مي ماند ... انگار ترديد دارد آه داخل شود.
ليزا به طرف پريز مي دود ، با عجله تمام چراغ ها را يكي پس از ديگري روشن مي آند ب صبرانه مي خواهد هر چه زودتر همه جا ديده شود.
وقتي همه جا روشن شد درست مثل اينكه دآور نمايشي اماده آرده باشد ، دست هايش را باز مي آند و اپارتمان را نشان مي دهد.
ليزا : خوب ؟
مرد سرش را به علامت نفي تكان مي دهد . زن نگران اصرار مي آند...
ليزا : چرا ! عجله نكن. فكرت را متمرآز آن.
مرد نگاه دقيق و موشكافانه اي به اسباب ها مي اندازد سپس با حالتي مغلوب و ترحم انگيز گردنش را آج مي آند.
ليزا : هيچي ؟
ژيل : هيچي.
زن با اين پاسخ قانع نمي شود از او مي خواهد چمدانش را زمين بگذارد .در را مي بندد بازوهايش را مي آشد و او را به طرف مبل مي برد.

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران