نسل جوان ایران

علوم انسانیزبان و ادبیات فارسی ادبیات فارسی محضتاریخ ادبیات

ارتباط بین قصه و تعلیم و تربیت از نگاه مولانا در دفتر اول(مثنوی)

ارسال کننده : جناب آقای رضا رحیمی
سطح فعالیت : مدیر کل
ایمیل : reza.rahimi663[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۱۰ تیر ۱۳۹۹
دفعات بازدید : 158
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 139
فرمت فایل : word
حجم فایل : 454kb

قیمت فایل : 50,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 1
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

با مطالعه مثنوی و قصه های آن می توان به مضامین اخلاقی و تربیتی زیادی پی برد. شیوه نگارش مثنوی مولانا به صورت قصه در قصه می­باشد و این ویژگی بارز نشان می دهد که هر قصه هدف خاصی را دنبال می کند. مباحثت اخلاقی، عرفانی مثنوی با آیات قرانی و احادیث نبوی و آیات و قصص همراه می باشد در این پژوهش سعی شده است تا ارتباط بین قصه و تعلیم و تربیت از نگاه مولانا در دفتر اول مورد بررسی قرار گیرد و از طریق روش توصیفی تحلیلی مباحث اخلاقی و افکار و وسعت نظر مولانا نشان داده شود. در این تحقیق داستان ها و ابیاتی که شامل مضمون تعلیم و تربیت در دفتر اول مثنوی مورد توجه قرار گرفته است و بررسی قرار دهد لذا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، برگزیده ترین مباحث اخلاقی در مثنوی مولوی که ناشی از تاثیر افکار و وسعت و عمق نفوذ معنوی اوست و برگرفته از آیات قرآن و احادیث نبوی و روایت های ائمه معصومین و عارفان بلند مرتبه است استفاده می شود. شیوه نگارش مثنوی معنوی قصه در قصه می باشد و این یکی از ویژگی های بارز آن می باشد که از بیان هر قصه هدف خاص خود را ذکر می کند ادبیاتی که در قصه های مولانا وجود دارد و شامل مضمون های تعلیم و تربیت می­باشد را در دفتر اول می­باشند را استخراج نموده و سعی شده تا جایی که امکان دارد بیت هایی که مضمون تعلیم و تربیتی دارد نادیده گرفته نشود. با مطالعه مثنوی می توان دریافت که مولانا اخلاق را مختص انسان می داند پس باید برای تعلیم و تربیت انسانها ارزش زیادی قائل شد. در این زمینه مولانا تلاش می کند ضمن بیان تجربیات و عقاید خود در قالب قصهها موضوعات و مضامین اخلاقی، تربیتی را به طور مشخص بیان نماید البته باید توجه داشت که سبک قصه ها و شگردهای خاص مثنوی، که به نوبه خود هر مخاطبی را جذب خود می کند باعث می شود نکات تربیتی و اخلاقی به صورت مشخص دریافت و در وجودش تقویت نماید.بنابراین در این پایان نامه در پی تحلیل ساختار پاره ای از قصه­های بلند و مشهور مثنوی و بررسی عناصر قصه­ی مختلف آنها هستیم تا ضمن تبیین سبک قصه پردازی مولانا و بررسی مهم ترین قصه های مثنوی، بتوانیم با اندیشه های بلند عرفانی و جنبه های اسرارآمیز شخصیت وجودی او آشنا شویم و هنر قصه پردازی مثنوی را از دید ساختار قصه­ها باز بینیم.

فهرست مطالب

چکیده1

فصل اول. 2

(کلیات پژوهش)2

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 6

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق. 7

1-4- اهداف تحقیق. 8

1-5- فرضیه های پژوهش... 9

1-6- روش انجام پژوهش... 9

1-7- سازماندهی پژوهش... 9

فصل دوم. 10

(تعریف مفاهیم، تبیین مبانی نظری و تاریخچه)10

2-1- ادبیات تعلیمی. 11

2-1-1- تعریف ادبیات تعلیمی. 11

2-1-2- انواع شعر تعلیمی. 12

2-1-3- تعلیم در گذر زمان. 13

2-2- زندگی نامه مولانا14

2-2-1- نام و تخلص... 14

2-2-2- زادگاه مولانا15

2-2-3- مولانا و خانواده او. 16

2-2-4- موقعیت خانواده و اجتماع در زمان رشد مولانا17

2-2-5- جوانی مولانا18

2-2-6- اوضاع اجتماع و حکومت در دوره مولانا19

2-2-7- پايان زندگي مولوي.. 25

2-2-8- فرزندان مولانا25

2-3- آثار مولانا25

2-3-1-غزلیات شمس... 26

2-3-2- رباعیات.. 27

2-3-3- مجالس سبعه و مکاتبات.. 28

2-3-4- فیه مافیه. 28

2-3-5- مثنوی معنوی.. 29

2-3-5-1- پیش زمینه های فکری مولانا در نوشتن مثنوی.. 32

2-4- فضایل و رذایل اخلاقی به طور کلی در مثنوی.. 34

2-4-1- فضایل اخلاقی. 34

2-4-2- رذایل اخلاقی. 34

2-4-2-1- برخی از افعال زشت و مذموم اخلاقی. 34

فصل سوم. 36

(جایگاه قصه در ادبیات تعلیمی مثنوی مولانا)36

3-1- قصه در مثنوی.. 37

3-1-1-موضوع قصه های مثنوی.. 37

3-2- شخصیت و شخصیت پردازی در مثنوی.. 39

3-3- انواع شخصیت در مثنوی.. 41

3-4- قصه و قصه پردازی در مثنوی.. 42

3-5- ویژگی های قصه پردازی مولوی.. 43

3-6- عوامل مهم جذابیت حکایت ها و قصه های مثنوی.. 46

فصل چهارم. 48

(ارتباط قصه و تعلیم و تربیت در دفتر اول)48

4-1- قصه شاه و کنیزک.. 49

4-1-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 50

4-1-2- جمع بندی قصه. 56

4-2- قصه آن پادشاه جهود که نصرانیان را میکُشت از بهر تعصب.. 56

4-2-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 57

4-2-2- جمع بندی قصه. 62

4-3-قصه پادشاه جهود دیگر که در هلاک دین عیسی سعی مینمود62

4-3-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 63

4-3-2- جمع بندی قصه. 68

4-4- قصه شیر و نخجیران. 69

4-4-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 70

4-4-2- جمع بندی قصه. 75

4-5- قصه آمدن رسول روم نزد امیرالمؤمنین عمر(رض)76

4-5-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 77

4-5-2- جمع بندی قصه. 81

4-6- قصه بازرگان و طوطی. 82

4-6-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 83

4-7- قصه پیر چنگی با عمر. 89

4-7-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 90

4-7-2- جمع بندی قصه. 95

4-8- قصه خلیفه که در کرم از حاتم طائی گذشته بود95

4-8-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 96

4-8-2- جمع بندی قصه. 101

4-9- قصه رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار. 102

4-9-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 102

4-9-2- جمع بندی قصه. 106

4-10- قصه مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری.. 107

4-10-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 108

4-10-2- جمع بندی قصه. 111

4-11- قصه خدو انداختن خصم بر روی امیرالمؤمنین علی (ع)112

4-11-1- تحلیل ساختاری سطح روایی قصه. 112

4-11-2- جمع بندی.. 116

فصل پنجم. 118

(نتیجه گیری)118

نتیجه گیری.. 119

پیشنهادها123

منابع. 124

Abstract128

 

هر قصه­ی عناصری دارد و لزوم ساختاری که باعث انسجام و هماهنگی عناصر آن می شود. بنابراین در بحث از ساختار و عناصر، باید به عناصری که نویسنده در شکل گیری قصه، آنها را آگاهانه یا ناآگاهانه به کار برده است، توجه داشت. بر تعداد این عناصر در سبک قصه پردازی امروزی روز به روز افزوده می شود، چنان که اگر چه پاره ای از قصه­ها گاهی بر پایه ی یک یا چند عنصر برجسته شکل می گیرند، در بعضی از قصه­ها تعداد این عناصر بسیار زیاد است. البته این امر بستگی به سبک قصه پردازی نویسنده و موضوع و مضمون مورد نظر او دارد. گاهی گستردگی این عناصر به حدی است که متخصصان هنر قصه نویسی معمولا در ارائه چهار چوبی کامل از این عناصر نمی توانند به اتفاق نظر برسند، حتی در ماهیت برخی عناصر نیز اتفاق نظر وجود ندارد. مثلا میرصادقی روایت یا ساختار را جزو عناصر نمی داند و بر عکس بهشتی ساختار را جزء عناصر ذکر می کند اما روایت، گفت و گو و حادثه را به عنوان عنصر قصه­ی تعریف نمی کند. از طرفی عناصری چون زبان، تکنیک، فرم، پیام، سبک، نقشه و عناصری هستند که گاهی به عنوان عنصر قصه­ی تلقی شده اند و گاهی در چهارچوب ساختار قصه­ی بیان شده اند. عناصر قصه­ی مؤلفه هایی هستند که قصه نویسان خودآگاه یا ناخودآگاه، آنها را در قصه جای می دهند. رمانها یا قصه های کوتاه خود بخود متضمن این عناصرند و بهترین گنجینه برای مطالعه در باب کاربرد آنها هستند.

قصه های کوتاه و بلند مثنوی نیز از این امر مستثنی نیستند. مولانا از جمله ی شاعرانی است که ضمن بیان تجربیات و عقاید خود در قصه­ها به کاربرد پاره­ای عناصر قصه­ی در بعضی از آنها توجه داشته و در قصه­ها و حکایت های مثنوی، به ارائه موضوعات و مضامین اخلاقی، عرفانی، تعلیمی، دینی و ... در چهارچوبی کامل پرداخته است. باید توجه داشت که «قصه های مثنوی که همواره بر وجه تمثیل دلالات و خطابات او را توجیه می کند و دعاوی وی را به اذهان تقریب می نماید البته مجرد قصه نیست، نوعی تمثیل و استدلال است» (زرین کوب، ۱۳۸۶: ۴۲)

به هر حال چه این قصه ها را تمثیل در نظر بگیریم یا فارغ از آن، نکته ای که اهمیت دارد سبک قصه پردازی مولاناست که با شگردهای خاصی صورت می گیرد، چون:

«الف) پیچیده کردن طرح قصه (Plot) از طریق افزودن بعضی حوادث به روایت اصلی.

ب) شخصیت پردازی از طریق برقراری گفتگوهای کوتاه یا مفصل میان شخصیت ها و توصیف احوال درونی آنان.

ج)برقراری گفتگوهای بلند یا کوتاه میان شخصیتها متناسب با مقام و موقع آنها.

د) بیان قصه ها از زاویه دید دانای کل.

ه) تنوع بخشیدن به شیوهی بیان قصه و نظم حوادث.

و) ایجاد تعلیق از طریق شیوهی بیان غیرعادی، توصیف احوال درونی، به تأخیر انداختن علت بیان حوادث، قطع و وصل کردن جریان حوادث و ...»(پورنامداریان، ۱۳۸۰: ۳۱8- ۳۱7 ).

این شیوه ی بیانی خاص مولاناست. بنابراین در این پایان نامه در پی تحلیل ساختار پاره ای از قصه­های بلند و مشهور مثنوی و بررسی عناصر قصه­ی مختلف آنها هستیم تا ضمن تبیین سبک قصه پردازی مولانا و بررسی مهم ترین قصه های مثنوی، بتوانیم با اندیشه های بلند عرفانی و جنبه های اسرارآمیز شخصیت وجودی او آشنا شویم و هنر قصه پردازی مثنوی را از دید ساختار قصه­ها باز بینیم.

در آغاز، سیر پژوهشی این پایان نامه به این صورت بود که ابتدا باید قصه های بلند و مشهور مثنوی را انتخاب می کردیم، به همین دلیل و به دلیل حجم زیاد کار و کمبود وقت و با صلاح دید استادان بزرگوار، به ناچار دست به گزینش زدیم و از میان انبوه قصه­های بلند، صرفا به تحلیل قصه های ی پرداختیم که دارای چند عامل بودند؛ ابتدا بلند و طولانی بودن قصه­ها و سپس شهرت و اعتبار آنها مد نظر بود. با این گزینش تعداد قصه ها کم شد، ولی باز هم دامنه ی کار گسترده بود و در نهایت از میان این قصه ها نیز دوباره دست به انتخاب زدیم و قصه های ی که بیشترین عناصر را داشتند، یا قصه هایی که عنصری به صورت برجسته در آن به کار برده شده بود و بالاخره قصه های ی که بیشتر، سبک قصه پردازی مولانا را نشان می دادند، انتخاب شدند. البته این امر ساده نبود، چرا که این گزینش­ها در نظر افراد مختلف، متفاوت است و این موضوع نیز بر دشواری انتخاب­ها می افزود. به هر حال پس از بررسی­های فراوان و مطالعه­ی چندین و چند بار قصه­ها، قرار بر این شد تا از هر دفتر چند قصه مورد بررسی قرار گیرد. البته به دلیل آشنایی بیشتر مخاطبان با قصه­های دفتر اول سعی بر این شد تا قصه های این دفتر بیشتر بررسی شود و از دفاتر بعدی نیز قصه­هایی به نسبت کم تر انتخاب شد. به این ترتیب پس از انتخاب قصه­ها مرحله اول به اتمام رسید.

سپس به تدوین عناصر قصه­ی مختلف پرداختیم. در این مرحله مشکل اصلی گستردگی عناصر قصه­ی در کتب متنوع قصه پردازی بود. به همین دلیل جهت محدود کردن تعاریف پژوهش و ارائه­ی چهار چوب مورد نیاز، از میان تمامی عناصر قصه­ی، با راهنمایی استادان گرانقدر، تنها دوازده عنصر انتخاب شد که مبنای این انتخاب هم بیشتر کاربرد آنها در قصه های مثنوی بود. از این نظر، عناصری انتخاب شد که به صورت خلاصه عبارتند از: موضوع یا همان مفهوم کلی قصه که در یک کلمه بیان می شود. مضمون که پیام اصلی شاعر در آن است و مولانا به این دو عنصر توجه خاصی دارد. ساختار یا همان کلیت یکپارچه­ی قصه­ها و طرحی که همان روابط علی میان حوادث را مطرح می کند. حادثه یا واقعه که در قالب طرح به وقوع می­پیوندد و مولانا این عناصر را متناسب با مقاصد مورد نظر خود تغییر می­دهد. روایت یا همان بیان سیر زمانی وقوع حوادث و شخصیت­ها و انواع آنان از قبیل ساده، ایستا، پویا، قراردادی، تمثیلی و ... که در سبک قصه پردازی مولانا اهمیت خاصی دارند و اساس قصه ها را تشکیل می­دهند، عناصر دیگر چون کشمکش و نقطه­ی تقابل شخصیت­ها یا وقایع، در کنار گفت و گوها که به صورت مکالمه بین دو نفر رد و بدل می­شوند و زاویه ی دید یا دریچه ای که راوی از آن دریچه قصه را روایت می کند، هم چنین لحن یا شیوه­ی روایت قصه و شیوه­ی سخن گفتن شخصیت ها و در نهایت فضای قصه که به عنوان پوششی عناصر دیگر را در خود جمع می­کند و خواننده آن را از ابتدا تا انتهای قصه حس می کند در بیشتر قصه های مثنوی کاربرد دارند و با داشتن این چهارچوب کامل می توان تحلیلی درست از قصه ارائه داد. البته ممکن است عناصر دیگری چون صحنه، تعليق، گره گشایی، نقطه اوج، بحران، حقیقت مانندی و ... نیز در قصه ها به کار رفته باشند، اما افزودن این عناصر به چهارچوب تعیین شده، هم باعث پراکندگی پایان نامه می­شد و هم حجم کار بالا می رفت. بنابراین با تحلیل عناصر مورد نظر گاهی اشاره ای به عناصر دیگر نیز شده است؛ به عنوان مثال حقیقت مانندی در بحث روایت، و تعلیق، گره گشایی و نقطه اوج در بحث از طرح و ساختار آمده است که این امر بر یکپارچگی و انسجام تحلیل­های انجام شده افزوده است.

در مرحله بعد و پس از تبیین قصه­ها و عناصر قصه­ی، کار تحلیل قصه ها شروع شد و با فیش برداری از آنها و آوردن ابیات مورد نظر، تحلیل قصه­ها به اتمام رسید و در نهایت نتیجه ی کلی با استناد به بررسی های انجام شده و متناسب با فرضیات و سؤالات بیان شده.

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران