نسل جوان ایران

علوم انسانیزبان و ادبیات فارسی ادبیات فارسی محضدستور و زبان ادبیات فارسی

دو همدل يا دو همزبان

ارسال کننده : جناب آقای مهدی جلالی
سطح فعالیت : مدیر ارشد
ایمیل : njiran42[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۱۲ تیر ۱۳۹۶
دفعات بازدید : 827
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 20
فرمت فایل : pdf
حجم فایل : 400kb

قیمت فایل : رایگان
دانلود فایل

امتیاز مثبت : 0
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

چكيده در اين نوشته كوشيده ام پاسخي براي اين سؤال پيدا كنم كه : آيا در شعر حافظ هيچ نشانه اي دال بر اثرپذيري حافظ از شعر مولانا هست يا نه؟ در انجام اين كار، خود را به دو دليل ناگزير از تفكيك حساب محتواي شعر اين دو شاعر از حسابِ صورت آن يافته ام: يكي به دليل سرشتِ تغيير گريز و ايستاي معاني و مضامين در هر فرهنگ سنتي از جمله در فرهنگ ايران ؛ و ديگري به دليل ضرورت بهره گيري از دو پايگاه نظري متفاوت (يعني نظرية بينامتنيت و نظرية استع اره و مجاز مرسل )، به ترتيب، براي تحليل محتواي شعر و تحليل صورت آن . حاصل كوشش من اين بوده است كه، به لحاظ محتوي، تنها مي توان نشان داد كه ميان اين دو شاعر نوعي همدليِ معطوف به هم فرهنگي وجود دارد و ، به لحاظ صورت، شعرِ اين دو هيچ شباهتي با يكديگر ندارد؛ چه، اولا شعر مولانا شعري صور ت شكن است؛ حال آ نكه شعر حافظ شعري است سخت صورتگرا؛ ثانياً شعر مولانا شعر سلوك در راستاي محور همنشيني است؛ حال آن كه شعر حافظ شعر عروج در راستاي محور جانشيني است؛ و ثالثاً حافظ، به شهادت شعر او، از مولانا بيش از آن مضمون و صورت در جهت بهينه سازي وام نگرفته كه از شاعران ديگر مضمون و صورت وام گرفته است.

ندارد

سال 2007 ميلادي را يونسكو سال مولانا جلال الدين محمد مولوي اعلام كرده بود . در آن سال، نشس ت ها و همايش هايي دربارة مولانا برپا شد و  كتاب ها و مقاله هاي فراواني دربارة او نوشته شد، همه بدان مقصود كه جايگاه اين شخصيت يگانه را در فرهنگ ما و در فرهنگ جهاني تعيين كنند و  ببينند نقشِ اين مرد گرا ن قدر در تكوين فرهنگ به طور كلي و در ارتقاء آن چه بوده است و آن همه به چه مي سنجد. در آن سا ل، يك سؤال كه بسيار  مطرح شد و در مجامع مختلف بحث فراوان دربارة آن درگرفت اين بود كه مولانا از شخصيت هاي فرهنگي پيش از خود چه مايه اثر پذيرفته و در شخصيت  اي پس از خود چه مقدار اثر گذاشته است . در آن ميان، از جمله پاي حافظ به ميان آمد تا معلوم شود ميان مولانا و حافظ چه اندازه  اثربخشي و اثرپذيري احتمالاً وجود داشته است . آنچه در زير مي آيد گزارشي از جست وجوها و تأملاتي در همين زمينة اخير است ؛ اما نخست بايد  به تمهيد مقدماتي رو ششناختي و نظري بپردازيم: 2. ضرورتِ روش شناختيِ تفكيك محتوي از صورت در تعيين نوع و ميزان اثرپذيري حافظ از مولانا،  ضروري است حساب محتواي اشعار آنان را از حساب صورت آن ها جدا نگه داريم . اين ضرورت دو دليل دارد : يكي اينكه محتواي اشعار اين دو شاعر به  فرهنگي تعلق دارد كه، دست كم، در روزگار مولانا و حافظ فرهنگي سنتي بوده است ، و در فرهنگ هاي سنتي معا ني و مضامين سرشتي تغييرگريز و ايستا دارند . در چنين  فرهنگ ها فقط واقعه هاي دوران ساز مي توانند تغيير و پويشي در آن زمينه ها به وجود آورند؛ و چنين واقعه ها هم كم رخ مي دهند . همين سرشت  تغييرگريز و ايستا سبب مي شود فضاي معنا ئي ك ل فرهنگ قر ن ها ثابت بماند و در ميان مردمي كه قرن ها از هم فاصله دارند نوعي هم فرهنگي پديد  آيد .

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران