نسل جوان ایران

علوم انسانیزبان و ادبیات فارسی ادبیات فارسی محضدستور و زبان ادبیات فارسی

بررسی گونه های فخر در اشعار حافظ ، خاقانی و شهریار

ارسال کننده : جناب آقای مهدی جلالی
سطح فعالیت : مدیر ارشد
ایمیل : njiran42[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۱۲ تیر ۱۳۹۶
دفعات بازدید : 932
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 16
فرمت فایل : word
حجم فایل : 169kb

قیمت فایل : رایگان
دانلود فایل

امتیاز مثبت : 0
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

شعر و ادبیات از بدو پيدايش محملي براي رشد انديشه ها، سخنان و ابراز احساسات بوده است. اکثر مردم اين شیوه گفتمان را می ستایند. در کنار اصول و قوانین مربوط به شعر، ابتکارات فکري-رفتاري نيز در خلق آثار شیوا و آموزنده، موثر بوده است.مفاخره از جمله مضامین شعری است، که اغلب شاعران بدان طبع آزمایی نموده اند.دلایل فخر در آثار ادبی کهن در سه موضوع، خودشیفتگی، حسد و صنعت ادبی بیان شده است. درمقدمه ی این پژوهش ابتدا متن و بطن آثار نگارین حافظ ، خاقانی و شهریاررا در مضامین مختلف فخر دسته بندی می نماییم و با بازخوانی اشعار شاعران، مفهوم مفاخره را که ارتباط مستقیمی با شرایط روحی و روانی زندگی شاعر دارد ، به عرصه ظهور می رسانیم . وسپس در این جستار به تحلیل و بررسی منطق مکالمه ی باختینن، نظریه ی خواننده محور ونظریه ی دریافت ونظریه ی سنت تی اس البوت در شعر شاعران(خاقانی،حافظ،شهریار) تا چه اندازه قابل هضم وجذب می باشد ومی توان در پرتو آن وارد ساخت مکالمه ی شاعران وگرته برداری نا محسوس آنها از شاعران گذشته گردید. هارلودبلوممنتقد برجسته و روان شناسی آمریکایی است کهاضطراب تاثیر را در دستور کار خود قرار می دهد. ایشان بیان می دارد که هر شاعری که  پدید می آید همواره تحت تاثیر شاعران پیشین از خود قرار می گیرد و در عین حال مجبور می شود از سنت استفاده کند. به بیان دیگر شاعر برای مبارزه با اضطراب و ترس وجودش آن را نفی کند یا با او بستیزد. بلوم معتقد است که هر شاعر بزرگی یک اتفاق بزرگ است و شاعران پسین مجبور  هستند به واسطه ی آن شاعر بزرگ، با آن اتفاق ارتباط برقرار کنند و به همین خاطر تحت تاثیر آن شاعر بزرگ هستند؛ به طور مثال، شکسپیر، میلتون  و... شاهد یک اتفاق و یک چرخش بزررگ در عرصه ی بشری بودند و شاعرانی که بعد از آن ها آمدند مجبور بودند به خوانش این شاعرانی که شاهد این حادثه و اتفاق بودند بسنده کنند. بلوم از رابطه ی پدر و پسر برای تحلیل رابطه ی شاعران پدر و شاعران پسر استفاده می کند و معتقد است که  شاعران پسر زیر سلطه ی شاعران پدر هستند. این حس تاثیرگذاری موجب می شود تا مکانیزم های دفاعی به طور ناخودآگاه شکل بگیرد. گاهی  توجه حافظ‌ به‌ سخن و هنر خود‌ و فخر به آن به سبب حـسد حـاسدان است. هنرمند و شـاعر وقتی می‌بیند،انسان‌های مدعی و حسود کـه در هـنر  بـه پایه‌ی وی‌ نمی‌رسند و با ادعاهای آزار دهنده و حسادت،اسباب رنجش سخنور‌ راستین‌ را فراهم‌ می‌آورند،دراین‌حال از فخر به عنوان مکانیزمی  روانی در برابر آنان بهره می‌برد و از خود و هـنرش دفـاع مـی‌کند.این وضع در پهنه‌ی ادب فارسی برای اغلب بزرگان شعر و سـخن پیـش‌آمده‌ است،به‌  ویژه زمانی‌ که ناهنجاری‌ها در جامعه رواج می‌یافته این نوع‌ رفتارها که مبین کژ رفتاری‌های اجتماعی است،بیشتر نمود می‌یافته است.در‌ عصرحافظ کـه پریـشانی‌های روحـی و رفتاری فراوان بوده،حافظ نیز از تیر‌ حاسدان‌ و غرض‌ ورزان مدعی در امان نـبوده است.

چكيده

مقدمه:

بحث و بررسی:

مفاخره:

پيشينه پژوهش

بررسی نظریه های ادبی

الف: نظریه تی سی الیوت

ب: نظریه هارلودبلوم (اضطراب تاثیر):

ج : نظریه دریافت (Reception theory):

ح: نظریه خواننده محور:

نتیجه گیری :

منابع:

اگر فضای سرودن اشعار مفاخره را در نظر نیاوریم، در شناخت اهداف شاعر از مفاخره طبق سنت، خاقانی به واسطه ی ستایش های خود و نکوهش هایی که از رقیبانش دارد، شخصی عقده ای شناسانده می شود و طبق نظریه ی قدما، مفاخرات وی تحت تاثیر مسائل روحی و روانی و حسد می باشد.

در سراسر شعر پارسی از آغاز تا امروز شاعران از هنر و توان هنری و موقعیت خاص و برتری خود از دیگران سخن رانده اند و از این رو در شعر حافظ هم مفاخره دیده می شود. طبق نظریه ی قدما این مفاخره از نوع حسد و خودستایی و صنعت ادبی نمی باشد بلکه به صورت ناخودآگاه و ذاتی و فطری از مهارت و سخنوری خود تعریف نموده است.

خاقانی ، حافظ و شهریار شخصیت هایی هستند که مفاخره های آنان ماندنی، خواندنی و قابل بحث در این پژوهش می باشد. حاصل پژوهش نشان می دهد که هیچ کس پدیده ی خودستایی را نستوده است و حتی برخی آن را، نهایت غرور و تکبر و فخرفروشی می دانند و در عالم هنر و ادبیات شاعران مورد بحث گاهی به نمونه هایی از مفاخره می رسیم که انصافا به جای تعریف یا در کنار تعریف از خود، معرفی کردن صورت گرفته است.

طبق تحلیل صورت گرفته در اشعار شهریار، مفاخرات، طبق مفاخرات نظریه های قدما بر اساس صنعت ادبی می باشد. و در راستای طرح نظریه های نقد ادبی معاصر نظریه اضطراب و تاثیر، منطق گفتگوی باختین، نظریه سنت تی اس البوت و نظریه ی دریافت و خواننده محور در مفاخرات شاعران مورد بحث به صورت پررنگ و کم رنگ متجلی می باشد. براین اساس پرسش اصلی پژوهش این است که:

1- آیا دلایل سنتی فخر در مفاخرات شاعران متجلی است؟ (انعکاس دارد؟)

2- آیا نظریه های نقد ادبی معاصر در مفاخرات شاعران مورد بحث قابل انعکاس و انطباق می باشد؟

بحث و بررسی:

مفاخره:

مفاخره در لغت از ريشه ثالثي «فَخَرَ، يفخَر، فخرا است در معني مباهات و ستايش به خصال و مناقب و مکارم خود يا نزديکان»(معلوف،571:1378).«در اصطلاح ادب، مفاخره به اشعاري اطلاق مي شود که شاعر در مراتب فضل و کمال و سخن داني و تخلق به اخلاق حميده و ملکات فاضله از حيث علم، طبع ، عزت نفس و شجاعت و سخاوت و امثال آن و احيانا افتخارات قومي و خانوادگي و به طور خالصه در شرف و نسب و کمال خويش سروده است«)محمودي،1389: 113). به زبان ديگر «مفاخره از باب مفاعله به معني نازيدن و سرافرازي کردن است»(امين ، 1388: 35).»بايد توجه داشت که مفاخره در اصل برشمردن صفات جنگويانه و ذکر رشادتها و پهلواني ها بوده است و بعدها بيان کمالات معنوي هم در آن، جاي گرفته است«(شميسا، 1383: 228)

در ادبیات عرب نیز اصلی ترین شعر، حماسه از نوع رجز و سپس قصاید مفاخره بوده است، ولی در ادبیات فارسی «مفاخره از فروع اصلی حماسه است و زیربنای آن بار اغراق و در اصل بر شمردن صفات جنگجویانه و ذکر رشادتها و پهلوانی ها بوده و بعدها بیان کمالات معنوی جای آن را گرفته است ولی به هر حال مفاخره از لغات و تعبیرات حماسی خالی نیست »(شمیسا، 1383: 240). مفاخره در لغتنامه دهخدابه معنای «نازش و بر یكدیگر بالیدن و اظهار بزرگی و مناقبت در حسب و نسب و جزء آن»(دهخدا، 1373: ذیل واژه ) و در اصطلاح « به اشعاری اطلاق می شود که شاعر را مراتب فضل و کمال و سخن دانی و تخلق به اخلاق حمیده و ملكات فاضله از حیث علوّ طبع و عزت نفس و شجاعت و سخاوت و امثال آن و احیانا افتخارات قومی و خانوادگی و به طور خلاصه در شرف و نسب و کمال خویش سروده است»(مؤتمن، 1364: 258). با سیر و جست وجویی در آثار بازمانده از شاعران تاریخ ادبیات فارسی از قرون اولیه تا دوران معاصر، نمونه های زیادی از فخریه سرایی را می توان پیدا کرد ، چرا که «هر شاعری زاده ی طبع خود را مانند بهترین فرزند خوب صورت دوست دارد و بر اثر همین محبت طبیعی، در تعریف و توصیف اشعار خویش راه مبالغه می پیماید و از آنجا که شاعری با خیال پردازی، رابطه مستقیم دارد و اثر این رابطه مستقیما متوجه نفس می شود لهذا نفس لذت خاصی را که از آن به ذوق تعبیر شده است از ارتباط روح با خیال، ادراك و در نتیجه حالت انبساط و سروری احساس میکند و چون در اظهار آن چه در زوایای نفس پنهان است قدرتی دارد بی اختیار به تحسین خود و حماسه سرایی و خودستایی می پردازد»(سمیعی، بیتا: 334). در میان شاعران مفاخره گو، قصیدهسرای نامداری چون خا قانی، با طمطراق خاص خود ، راه افراط در پی گرفته و با طعنه زدن به شاعران دیگر، آنها را ریزه خار معانی و عطسه ی خود دانسته است. در مقابل، غزل سرای بی بدیل ادب فارسی، حافظ، دارای مفاخرات معتدل و مقبولی است.

پيشينه پژوهش

درباره نوع مفاخره و معرفي آن در کتابهاي انواع ادبي و انواع شعر و نثر فارسي مطالعاتي صورت گرفته است و چارچوبها و پيشينه آن تشريح و تبيين شده است. مفاخره در آثار ادبي نيز فراوان بررسي شده است. ما تنها به بیان فهرست وار اشاره اي به بخشي از آن مي کنیم.

نيکدار اصل ،محمدحسين(1389).«بررسي گونه هاي فخر در ديوان حافظ» بوستان ادب، شماره سوم؛ محمدي، هاشم(1389).«خودشيفتگي شاعران پارسي تا قرن هشت هجری»نامه پارسي، شماره 53؛ محمودي، مريم(1389).«مفاخره در شعر رودکي»مجله زبان و ادبيات فارسي دانشگاه آزاد فسا، شماره دوم؛ کافي، غلامرضا(1392).«بررسي گونه هاي فخر در ديوان طالب آملي». بوستان ادب، شماره دوم؛ فرزام پور، علي اکبر.(1354)«خودستايي شاعران». مجله يغما، شماره 2؛ صيادکوه، اکبر(1390)«خاقاني شخصيت خودشيفته و کمال گرا« انديشه هاي ادبي، شماره 8؛ امين ، سيد حسن(1388)«خودستايي و مفاخره در شعر پارسي»؛ مجله حافظ، شماره 64.

آنچه که تا کنون مغفول مانده است، بررسي مفاخره در نظریه های ادبی است که تاکنون اثري درباره آن تدوين نشده است و اين مقاله فتح بابي براي مطالعه در اين حوزه به شمار مي رود.

بررسی نظریه های ادبی

نظریه های ادبی عمدتا ایرانی نمی باشند و خاستگاه آنها غرب می باشد که در ادامه به بررسی تعدادی از آنها می پردازیم :

الف: نظریه تی سی الیوت

نظریه تی سی الیوت تحت عنوان سنت و استعداد فردی بیان می دارد که هر شاعری که شاعری می کند و یا هر خلاق ادبی که اثر ادبی را خلق می کند صرف استعداد فردیش نیست بلکه اسیر سنت زمانه خود شده است به صورتی که ریشه های سنت بر دست و پای او چنان پیچیده شده که سخن ایشان ناشی از وقایع روزگار خود می باشد. به بیان ساده تر خلق هر اثر ادبی بر اثر آن سنت شکل می گیرد و نمایان می شود.در همین راستا می باشد که شاعران تازه کار از شاعران بزرگ تقلید می کنند و شاعران بزرگ از سنت و محیط پیرامون خود تاثیر می پذیرند.

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران