نسل جوان ایران

علوم انسانیفقه و مبانی حقوق اسلامیاصول فقه

ركوع و احكام مربوط به آن

ارسال کننده : جناب آقای مهدی جلالی
سطح فعالیت : مدیر ارشد
ایمیل : njiran42[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۱۲ تیر ۱۳۹۶
دفعات بازدید : 877
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 8
فرمت فایل : word
حجم فایل : 40kb

قیمت فایل : رایگان
دانلود فایل

امتیاز مثبت : 0
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

(مسأله 841 ) : بجا آوردن يك ركوع در هر ركعت از نماز واجب ، واجب است مگر در نماز آيات كه در هر ركعت از آن پنج مرتبه ركوع واجب است ، چنانچه خواهد آمد ، و ركوع ركن در نماز است و به ترك آن چه عمدا و چه سهوا ، نماز باطل میشود .

(مسأله 842 ) : اگر شخصى ركوع را سهوا ترك نمايد و به خاطرش بيايد تا آنكه به سجده رفته و دو سجده را بجا آورد ، نمازش در اين صورت باطل است حتى در غير از دو ركعت اول ، و همچنين اگر بعد از دخول در سجده اول و قبل از ورود در سجده دوم به خاطرش بيايد نيز نمازش باطل است ( 1 ) ولى اگر پيش از سجده كردن به خاطرش بيايد بايد ركوع را بجا آورده ( 2 ) و بعد به سجده برود و نمازش صحيح است .

(مسأله 843 ) : اگر شخصى قيام متصل به ركوع را ترك كرده باشد بايد راست شده و بايستد و به ركوع رود و اگر ايستادن را انجام داده باشد و بعد از خم شدن ركوع را فراموش كرده باشد ، بايد به صورت ركوع كننده برخيزد تا به مرتبه ركوع برسد ( 1 ) ، و سپس ركوع را بجا آورد ( 2 ) ، و اگر قدرى خم شده و به مرتبه ركوع نرسيده ، ركوع را فراموش كرد احوط آن است كه تا به مرتبه‌اى كه آن را فراموش كرده بوده ، برگردد .

( مسأله 844 ) : اگر يك ركوع را در نماز زياد كند نمازش باطل است ، چه در دو ركعت اول و چه در غير آن ، و چه به مقدار تشهد بنشيند يا ننشيند .

( مسأله 845 ) : شخص اگر در بجا آوردن ركوع شك كند و ايستاده باشد بايد آن را انجام دهد و اگر ايستاده است ولى نمى داند كه قيام قبل از ركوع است يا بعد از آن ، بايد ركوع را بجا آورد و اگر داخل در سجده شد آن شك اعتبار ندارد ، و هر گاه به قصد سجده كردن خم شد و شك كرد كه ركوع بجا آورده يا نه ، نيز شك او اعتبارى ندارد ( 3 ) .

( مسأله 846 ) : اگر ركوع را تلافى كند و بعد به خاطرش بيايد كه آن را انجام داده است نمازش باطل است .

( مسأله 847 ) : واجب است در ركوع خم شدن به صورتى باشد كه در آن حال گذاشتن چيزى از كف دست بر روى زانو در حال اختيار ممكن باشد و اگر كسى به صورت راكع باشد ( پشت او خميده باشد ) به حسب خلقت يا به سبب مرضى و مانند اينها واجب است كه به مقدار كمى براى ركوع خم شود و اگر نتواند به صورت مذكور خم شود ، بايد هر مقدار كه براى او ممكن باشد خم شود ( هر چند با تكيه كردن به چيزى باشد ) و يا اينكه از دو جانب خود خم شود ، و اگر نتواند به هيچ وجه خم شود بايد با سر اشاره كند و اگر اين هم ممكن نباشد بايد با دو چشم اشاره كند و اگر ممكن نباشد با يك چشم اشاره كند .

(مسأله 841 ) : بجا آوردن يك ركوع در هر ركعت از نماز واجب ، واجب است مگر در نماز آيات كه در هر ركعت از آن پنج مرتبه ركوع واجب است ، چنانچه خواهد آمد ، و ركوع ركن در نماز است و به ترك آن چه عمدا و چه سهوا ، نماز باطل میشود .

(مسأله 842 ) : اگر شخصى ركوع را سهوا ترك نمايد و به خاطرش بيايد تا آنكه به سجده رفته و دو سجده را بجا آورد ، نمازش در اين صورت باطل است حتى در غير از دو ركعت اول ، و همچنين اگر بعد از دخول در سجده اول و قبل از ورود در سجده دوم به خاطرش بيايد نيز نمازش باطل است ( 1 ) ولى اگر پيش از سجده كردن به خاطرش بيايد بايد ركوع را بجا آورده ( 2 ) و بعد به سجده برود و نمازش صحيح است .

(مسأله 843 ) : اگر شخصى قيام متصل به ركوع را ترك كرده باشد بايد راست شده و بايستد و به ركوع رود و اگر ايستادن را انجام داده باشد و بعد از خم شدن ركوع را فراموش كرده باشد ، بايد به صورت ركوع كننده برخيزد تا به مرتبه ركوع برسد ( 1 ) ، و سپس ركوع را بجا آورد ( 2 ) ، و اگر قدرى خم شده و به مرتبه ركوع نرسيده ، ركوع را فراموش كرد احوط آن است كه تا به مرتبه‌اى كه آن را فراموش كرده بوده ، برگردد .

( مسأله 844 ) : اگر يك ركوع را در نماز زياد كند نمازش باطل است ، چه در دو ركعت اول و چه در غير آن ، و چه به مقدار تشهد بنشيند يا ننشيند .

( مسأله 845 ) : شخص اگر در بجا آوردن ركوع شك كند و ايستاده باشد بايد آن را انجام دهد و اگر ايستاده است ولى نمى داند كه قيام قبل از ركوع است يا بعد از آن ، بايد ركوع را بجا آورد و اگر داخل در سجده شد آن شك اعتبار ندارد ، و هر گاه به قصد سجده كردن خم شد و شك كرد كه ركوع بجا آورده يا نه ، نيز شك او اعتبارى ندارد ( 3 ) .

( مسأله 846 ) : اگر ركوع را تلافى كند و بعد به خاطرش بيايد كه آن را انجام داده است نمازش باطل است .

( مسأله 847 ) : واجب است در ركوع خم شدن به صورتى باشد كه در آن حال گذاشتن چيزى از كف دست بر روى زانو در حال اختيار ممكن باشد و اگر كسى به صورت راكع باشد ( پشت او خميده باشد ) به حسب خلقت يا به سبب مرضى و مانند اينها واجب است كه به مقدار كمى براى ركوع خم شود و اگر نتواند به صورت مذكور خم شود ، بايد هر مقدار كه براى او ممكن باشد خم شود ( هر چند با تكيه كردن به چيزى باشد ) و يا اينكه از دو جانب خود خم شود ، و اگر نتواند به هيچ وجه خم شود بايد با سر اشاره كند و اگر اين هم ممكن نباشد بايد با دو چشم اشاره كند و اگر ممكن نباشد با يك چشم اشاره كند .

ندارد

مسأله 848 ) : گفتن ذكر ( واجب ) در ركوع واجب است و همچنين درنگ كردن به مقدار ذكر نيز در صورت قدرت واجب است و قيام بعد از ركوع به مقدارى كه راست بايستد نيز واجب است و اگر راست ايستادن ممكن نباشد واجب نيست و همينطور ذكر ركوع هم هرگاه ممكن نباشد وجوب آن ساقط مىشود .

( مسأله 849 ) : واجب است كه بعد از قيام پس از ركوع ، مقدارى درنگ و تأمل نمايند و در آن مسماى درنگ در عرف كفايت مىكند ولى هيچ يك از موارد ذكر در ركوع و درنگ نمودن در حال ذكر وراست شدن از ركوع و درنگ نمودن بعد از آن ، از اركان نماز نيستند .

( مسأله 850 ) : شخصى كه در نظر دارد ذكر زايد بر ذكر واجب در ركوع را بگويد ، واجب است كه ذكر واجب را تعيين كند ( 1 ) و احوط تعيين آن در ابتدا است .

( مسأله 851 ) : در ذكر ركوع اگر يك مرتبه " سبحان ربي العظيم " بگويد و يا سه مرتبه بگويد : " سبحان الله " كفايت مىكند و احوط در صورت اول زياد كردن لفظ " وبحمده " است بلكه احوط ( 1 ) از آن سه دفعه گفتن آن با وسعت وقت است و در حال ضرورت يك " سبحان الله " كفايت میكند .

( مسأله 852 ) : در اذكار مذكوره در ركوع ، واجب است كه به لفظ عربى بوده و موالات و اداى حروف از مخارج طبيعيه باشد و مخالفت نكردن در حركت اعرابى و بنايى نيز واجب است .

( مسأله 853 ) : اگر شخصى در حال ركوع بيشتر از حد ركوع خم بشود اشكالى ندارد ( 2 ) .

( مسأله 854 ) : ركوع نماز نشسته عبارت از خم شدنى است كه در آن صورت برابر زانو برسد ( 3 ) و افضل از آن تا برابر شدن موضع سجده است و اگر شخص براى امر ديگرى به حد ركوع خم شد به عنوان ركوع حساب نمى شود .

( مسأله 855 ) : اگر شخص پيش از رسيدن به ركوع و طمأنينه ، سهوا شروع به ذكر ركوع كرد بايد بعد از قرار گرفتن در ركوع و طمأنينه ذكر را دوباره بخواند ، و اگر با داشتن قدرت خوب راست نشود يا قدرى بعد از ركوع صبر نكند تا طمأنينه بعد از ركوع انجام شود هرگاه از روى عمد باشد نمازش باطل است .

( مسأله 856 ) : در ركوع اگر زانو مقدارى تكان بخورد به حدى كه از استقرار نيفتد و شخص اعاده ذكر بنمايد ، اشكالى ندارد .

( مسأله 857 ) : بعد از ذكر ركوع و يا سجود گفتن " اللهم صلى على محمد وآل محمد " مستحب است اما تورك نشستن بعد از سجده شرط نيست .

( مسأله 858 ) : " سبحان ربي العظيم وبحمده " را با اشباع و بدون اشباع گفتن - در هر دو صورت - صحيح است .

( مسأله 859 ) : اگر شخص در ركوع به قصد " سبحان الله " ، " سبحان " گفت و بعد عمدا به ذكر كبرى تمام كرد ، اشكالى ندارد .

آداب ركوع

گفتن تكبير به جهت ركوع در حال قيام مستحب است و مستحب است كه دست راست را بر سر زانوى راست و دست چپ را بر سر زانوى چپ بگذارند در حالتى كه انگشتها را از هم گشوده باشند و همچنين مستحب است كه دو زانو را به عقب خم كنند و پشت پاهاى خود را راست كنند و نيز گردن را به زير نياندازند بلكه آن را بكشند و پشت آن را راست نگاه دارند و مرفقين ( آرنج ) را بيرون كنند مانند دو بال ، و نيز مستحب است كه دو چشم خود را ما بين دو پا بياندازند .

( مسأله 860 ) : گفتن ذكر كبرى به سه مرتبه و يا هفت مرتبه و يا زيادتر از آن جايز است چنانچه مستحب است كه به عدد فرد آن را قطع كند و بعد از راست شدن و قرار گرفتن مستحب است كه بگويد : " سمع الله لمن حمده " و بعد از آن نيز تكبير بگويد .

( مسأله 861 ) : در حال ركوع ، سر را به پائين انداختن مكروه است و نيز جلو انداختن زانو و گذاردن هر يك از دو كف دست را بر ديگرى و يا ميان دو زانو ( 1 ) ، مكروه است بلكه احوط اجتناب از آن و خواندن قرآن در ركوع و سجود است .

 

 

توضیع المسائل مراجع سید محمد حسن بنی هاشم خمینی

 

 

ركوع

مسأله 1022 در هر ركعت بعد از قرائت بايد ( 1 ) به اندازه‌اى خم شود كه بتواند دست را ( 2 ) به زانو بگذارد و اين عمل را ركوع مىگويند . ( 3 ) ( 1 ) زنجانى : بايد به قصد خضوع . . ( 2 ) سيستانى : بتواند سر همهء انگشتهايش را از جمله ابهام . . ( 3 ) مكارم : بلكه احتياط واجب آن است كه كف دستها را بر زانو بگذارد .

مسأله 1023 اگر به اندازهء ركوع خم شود ، ولى دستها را ( 1 ) به زانو نگذارد ( 2 ) اشكال ندارد ( 3 ) . ( 1 ) سيستانى : سر انگشتان را . . ( 2 ) فاضل : خلاف احتياط است پس احتياط آن است كه دستها را به روى زانو بگذارد گر چه ظاهر اين است كه واجب نيست . ( 3 ) صافى : اگر چه احتياط مستحب اين است كه دستها را به زانو بگذارد .

مكارم : رجوع كنيد به ذيل مسأله 1022 .

مسأله 1024 هر گاه ركوع را به طور غير معمول به جا آورد ، مثلًا به چپ يا راست خم شود ( 1 ) ، اگر چه دستهاى او به زانو برسد ، صحيح نيست ( 2 ) . اين مسأله ، در رسالهء آيت الله مكارم نيست ( 1 ) سيستانى : يا زانوها را به جلو بياورد . . ( 2 ) زنجانى : بنا بر احتياط .

مسأله اختصاصى

فاضل : مسأله 1044 قيام متصل به ركوع واجب و ركن است يعنى اين كه نماز گزار بايد از حالت ايستاده با قصد ركوع براى ركوع خم شود لذا اگر به قصد كار ديگرى خم شود مثلًا براى برداشتن چيزى يا به قصد سجده خم شود و متوجه شود كه ركوع نكرده در اين صورت بايد مستقيم بايستد و بعد ركوع برود و اگر قبل از ايستادن ركوع به جا آورد چون قيام متصل به ركوع را مراعات نكرده نمازش باطل است .

مسأله 1025 خم شدن بايد به قصد ركوع باشد ( 1 ) ، پس اگر به قصد كار ديگر مثلًا براى كشتن جانور خم شود ( 2 ) نمىتواند آن را ركوع حساب كند ( 3 ) بلكه بايد بايستد دوباره براى ركوع خم شود و به واسطهء اين عمل ، ركن زياد نشده و نماز باطل نمىشود . ( 1 ) بهجت : ركوع بايد با قصد باشد اگر چه بعد از خم شدن پديد آيد . .

زنجانى : خم شدن بايد به قصد خضوع باشد . . ( 2 ) بهجت : و قصد ركوع بعد از خم شدن بوجود آمد بنا بر اظهر كافى است . [ پايان مسأله ] ( 3 ) مكارم : بنا بر اين اگر بدون اين قصد خم شود ، نمىتواند آن را ركوع حساب كند بلكه بايد بايستد و به قصد ركوع خم شود .

مسأله 1026 كسى كه دست يا زانوى او با دست و زانوى ديگران فرق دارد ، مثلًا دستش خيلى بلند است كه اگر كمى خم شود به زانو مىرسد يا زانوى او پايينتر از مردم ديگر است كه بايد خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد ، بايد به اندازهء معمول خم شود .

مسأله 1027 كسى كه نشسته ركوع مىكند ، بايد به قدرى خم شود كه صورتش

مقابل زانوها برسد ( 1 ) و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد ( 2 ) . اين مسأله ، در رسالهء آيت الله بهجت نيست ( 1 ) مكارم : بايد به قدرى خم شود كه بگويند ركوع كرده است . [ پايان مسأله ] زنجانى : بايد به قدرى خم شود كه اگر ايستاده ركوع مىكرد كمرش را خم مىنمود . [ پايان مسأله ] ( 2 ) تبريزى ، سيستانى : صورت مقابل جاى سجده باشد .

مسأله 1028 انسان هر ذكرى در ركوع بگويد كافى است ولى احتياط واجب آن است كه ( 1 ) به قدر سه مرتبه ( 2 ) " سُبْحانَ الله " يا يك مرتبه " سُبْحانَ رَبِيَ الْعَظِيمِ وَبِحمْدِه " كمتر نباشد . ( 1 ) اراكى : كافى است به شرط آن كه . . ( 2 ) فاضل : ولى بايد از سه مرتبه . .

گلپايگانى : مسأله احتياط آن است كه در ركوع سه مرتبه " سبحان الله " يا يك مرتبه " سبحان ربّي العظيم و بحمده " بگويد و سزاوار است به قدر امكان ، مراعات اين احتياط بشود اگر چه مطلق ذكر از تحميد و تسبيح و تهليل كافى است به شرط آن كه به قدر سه " سبحان الله " مثلًا باشد ولى در تنگى وقت و در حال ناچارى ، گفتن يك " سبحان الله " كافى است .

خوئى ، تبريزى : مسأله بهتر آن است كه در حال اختيار در ركوع سه مرتبه " سبحان الله " يا يك مرتبه " سبحان ربّي العظيم و بحمده " بگويد و ظاهر اين است كه گفتن هر ذكرى كه به اين مقدار باشد كفايت مىكند ولى در تنگى وقت و در حال ناچارى گفتن يك " سبحان الله " كافى است .

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران