نسل جوان ایران

علوم انسانیزبان و ادبیات فارسی ادبیات فارسی محضدستور و زبان ادبیات فارسی

فریدون سه پسر داشت

ارسال کننده : جناب آقای حسین جنیدی
سطح فعالیت : نویسنده
ایمیل : r.r1381663[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۱۱ تیر ۱۳۹۶
دفعات بازدید : 649
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 161
فرمت فایل : pdf
حجم فایل : 1,548kb

قیمت فایل : رایگان
دانلود فایل

امتیاز مثبت : 0
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

شاید همه چیز با مر گ ناصری آغاز شد.
روی در را برداشته اند، هی چ ملاقات کننده ای نیست . « ملاقات ممنوع » . دیشب مغزش از کار افتاد
عبدالناصر ناصری آرام روی تخت خوابیده ، لوله ها از بینی اش گذشت هاند، و تصویر مونیتور سمت راستش
می پرد. نورهای عمودی پنجره که به سختی از لای پرده ی ضخیم می گذرند، او را قطع ه قطعه نشان می دهند.
دو دستش را روی سینه اش گذاشته اند، با چشم های بسته ، خط ابروهای ملایم ، مژ ههای تابیده ی بلند، و ریش
شانه خورده ی خاکستری ، یکی سیاه یکی سفید. ناصری آرام گرفته است .دسته ای از موهای صاف
جوگندمی اش که روی متکا پخ ش شده ، صورتش را قاب گرفته است . یک گلدان کاکتوس کوچولو جلو
تختش در نور مونیتور سم ت راست که مدام می پرد، روش ن و تیره می شود. مثل صورت لاغر او ک ه در
نوسان نور، خاکستری است ، به کبود می زند، لاغرتر می نماید، و در قعر مر گ فرو می رود، می رود، می رود تا
بوی خام بشر اولیه اتاق را پر کند، چیزی نظیر وسوسه های شهوانی از ملافه های سفید متصاعد شود که وقتی
صدای ناقوس پُرقدرت کلیسا از منفذها گذشت و در گوش ها پیچید و پل کها را لرزاند، آ ن را مثل چربی به
دیوارها بمالد. چربی آشوبنده ای که اگر دس ت به دیوار بمالی باید هی بشوری اش . و هرچه بشوری پاک
نمی شود، همراه صدای ناقوس در رگ هات جاری می شود و عاقبت بر سین هات می چسبد

ندارد

آنوقت نفس زنان و عرق ریزان برود به انتهای باغ کلیسا، وارد اتا ق بزرگی شود که سه درِ تو در تو باز
و بست ه می شود تا بوی شمع و عود به مشام برسد، ب ه راهبه ی لاغر و رن گ پریده ای که در تاری کروشن
میزها و شمعدان ها روی تخت نشسته است با سر سلام کند، در تلالو نور شم عها ب ه جستجوی چشم های آبی
و طرح اندام او نفهمد که چطور از میان آن همه اثاثیه می گذرد. جلوش زانو بزند، وحشیان ه خیره اش شود،
خیره اش شود، و با حرکتی تند و ب یقرار خود را در بغ ل او بیندازد، و چنا ن لبش را ببوسد ک ه راهبه مدهوش
شود و با ناله و گا ه آهی لرزان ، نرم نرمک پیراهن سفید پر از چین جوان را از تنش پس بزند، بعد در
تختخوابی که پر از بالش های کوچک رنگی است ، با انگشتانش شانه های او را نوازش کند، یا گاه با ناخن هاش
«. آه » : صدای طلبه ی جوان را در آورد
یا با چرخش ی نرم چنان او را در بغل ش بچرخاند و به زیر بکشد که گویی اصلاً کس ی آنجا نبوده است .

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران