نسل جوان ایران

علوم انسانیزبان و ادبیات فارسی ادبیات فارسی محضآرایه های ادبی

طنز و شعر مشروطه

ارسال کننده : جناب آقای مهدی جلالی
سطح فعالیت : مدیر ارشد
ایمیل : njiran42[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۷ تیر ۱۳۹۶
دفعات بازدید : 882
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 10
فرمت فایل : word
حجم فایل : 75kb

قیمت فایل : رایگان
دانلود فایل

امتیاز مثبت : 0
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

شعر و تصنيف و ترانه يکی از مهم ترين آثار طنزی بود که توسط شاعران انقلابی مشروطه به صورت های مختلف سروده می شد و به دليل خصوصيت شعر بودن و به آهنگ درآمدن در ابعاد وسيع منتشر می گشت.

اگر بخواهيم دلايلی را برای موفقيت شعر طنز مشروطه در اثرگذاری بر مردم و انقلاب پيدا کنيم، به اين خصوصيات می توانيم توجه کنيم:

 

شعر طنز مشروطه، زبانی ساده و عاميانه دارد.

شعر طنز مشروطه معمولا آهنگين است.

شعر طنز مشروطه معمولا تعريف اجتماعی و اعتراضی دارد.

شعر طنز مشروطه معمولا از اشکال جديد و تازه ای استفاده کرده است.

 

گرچه می توان فهرستی بلند از شاعران مشروطه برشمرد، اما شايد آوردن نام افرادی چون عارف قزوينی، سيد اشرف الدين قزوينی( نسيم شمال)، ميرزاده عشقی، ميرزا علی اکبر طاهرزاده صابر(هوپ هوپ)، ميرزا علی اکبرخان دهخدا، ايرج ميرزا، ملک الشعرای بهار، محاسب الملک، اديب الممالک فراهانی، مکرم اصفهانی دربرگيرنده بخش اعظم شعرای دوره مشروطه باشد.

 

عارف قزوينی

 

عارف قزوينی از شاعران و تصنيف سرايان دوره مشروطه است که علاوه بر اينکه شاعری بی نظير بود و شايد بتوان گفت که سرود ملی مشروطه، يعنی « ازخون جوانان وطن لاله دميده» او بی ترديد همواره در زبان و ذهن ملت ايران می ماند، به دليل آشنايی اش با موسيقی در اجرای کنسرت های ميهنی نيز شاخص است.

 

عارف در قزوين به دنيا آمد، به تهران سفر کرد و همزمان با موج انقلاب مشروطه، به سرودن تصنيف و شعر و ترانه پرداخت. ترانه های عارف بلافاصله پس از اينکه سروده می شدند، مانند بمب در فضای اجتماعی کشور منتشر می شد و تمام ايران از آن خبردار می شد.

 

تصنيف «گريه را به مستی بهانه کردم» را برای اعتراض به دخالت بيگانگان در امور کشور ساخت. و همين باعث شد تا تحت تعقيب قرار بگيرد و بگريزد.

ندارد

وی به دادن کنسرت هايی که بسيار شلوغ می شد و اجرای نمايش هايی که استقبال بسياری را بوجود می آورد، می پرداخت. شايد همين خطر کردن او بود که باعث شد تا ايرج ميرزا، عارفنامه را برايش بسرايد و چنين بگويد که:

 

بگو آن عامی عارف نما را

تو اين کرم سياست چيست داری؟

 

که گم کردی تو سوراخ دعا را

چرا پا بر دم افعی گذاری؟

 

 

چه خوش گفتی که هر کس گشت بيدار

چرا پس می خری بر خود خطر را

در ايران می رود آخر سر دار

گذاری زير پای خويش سر را....

 

 

از آثار برجسته عارف در طنز که شيوه وی را نشان می دهد، شعر «دلاکيه» اوست:

 

رفت يک شخصی که بتراشد سرش

در بر دلاک از خود خرترش

لنگ بر زير زنخ انداختش

تيغ اندر سنگ روئين آختش

 

 

سيد اشرف الدين قزوينی، نسيم شمال

 

سيداشرف الدين قزوينی، بی شک از مهم ترين شاعران طنزسرای دوران مشروطيت است. اشعار او زبان به زبان می چرخيد. در قزوين به دنيا آمد. در جوانی به کربلا و نجف رفت و پس از پنج سال به ايران مراجعت کرد.

 

او مدتی در قزوين بود و در ۲۲ سالگی به تبريز رفت. در تبريز چند سالی درس خواند و آنگاه برای زندگی به رشت رفت. و نه ماه پيش از بمباران مجلس روزنامه ادبی و فکاهی « نسيم شمال» را داير کرد. سيداشرف الدين محبوب ترين و معروف ترين شاعر ملی عهد انقلاب مشروطه است.

 

سعيد نفيسی در موردش گفت: « هر روز و هر شب شعر می گفت و اشعارش را هر هفته چاپ می کرد و به دست مردم می داد..... وقتی روزنامه فروشان نام روزنامه اش را فرياد می کردند، براستی مردم هجوم می آوردند. ... زن و مرد، پير و جوان، کودک و برنا، بی سواد و باسواد اين روزنامه را دست به دست می گرداندند. در قهوه خانه ها، در سرگذرها، در جاهايی که مردم گرد می آمدند، باسوادها برای بی سوادها می خواندند و مردم حلقه می زدند و روی خاک می نشستند و گوش می دادند...» ...... نام روزنامه آن قدر معروف بود که مردم او را نسيم شمال صدا می کردند....

 

روزی که موقع انتشار آن می رسيد، دسته دسته کودکان ده دوازده ساله که موزعان او بودند، در همان چاپخانه گرد می آمدند و هر کدام دسته ای بزرگ می شمردند و از او می گرفتند و زير بغل می گذاشتند. اين کودکان راستی مغرور بودند که فروشنده نسيم شمال هستند..... يقين داشته باشيد که اجر او در آزادی ايران کمتر از اجر ستارخان، پهلوان بزرگ نبود.... از هيچ کس بد نمی گفت، اما همه را مسخره می کرد و چه خوب می کرد!»

 

شعر «تازيانه» و «فعله» از معروف ترين و زيباترين آثار سيد اشرف الدين هستند. هر دو شعر با زبانی ساده به وضع کشور و ملت می پردازند. اشعار ديگری مانند « صبرکن آرام جانم صبر کن» يا « وفات يک دختر فقير از شدت سرما» نيز از اشعار مطرح نسيم شمال بود که در زمان انتشار روزنامه اش مورد توجه مردم قرار گرفته بود.

 

تازيانه

 

 

دست مزن! چشم، ببستم دو دست

راه مرو! چشم، دو پايم شکست

 

حرف مزن! قطع نمودم سخن

نطق مکن! چشم، ببستم دهن

 

هيچ نفهم! اين سخن عنوان مکن

خواهش نافهمی انسان مکن

 

لال شوم، کور شوم، کر شوم

ليک محال است که من خر شوم

 

چند روی همچو خران زير بار؟

سر زفضای بشريت برآر

 

 

فعله

 

ای فعله تو هم داخل آدم شدی امروز؟

بيچاره، چرا ميرزا قشمشم شدی امروز؟

در مجلس اعيان به خدا راه نداری

زيرا که زر و سيم به همراه نداری

در سينه بی کينه بجز آه نداری

 

چون پير نود ساله چرا خم شدی امروز؟

بيچاره چرا ميرزا قشمشم شدی امروز؟

هرگز نکند فعله به ارباب مساوات

هرگز نشود صاحب املاک دموکرات

بی پول تقلا مزن، ای بلهوس لات

 

زيرا که تو در فقر مسلم شدی امروز

بيچاره چرا ميرزا قشمشم شدی امروز...

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران