نسل جوان ایران

علوم انسانیروان شناسی روانشناسی تربیتی

رابطه روان‌شناسي و دين

ارسال کننده : جناب آقای مهدی جلالی
سطح فعالیت : مدیر ارشد
ایمیل : njiran42[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۲۷ خرداد ۱۳۹۶
دفعات بازدید : 811
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 175
فرمت فایل : word
حجم فایل : 36kb

قیمت فایل : 7,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 0
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

روان‌شناسي دين ، بررسي مسئله دين است از جنبه دروني و فرديِ آن . اين گستره سعي مي كند با تحليل رواني انسان ( از طريق روان‌شناسي ) ، ريشة پيدايش دين و همين‌طور پيامدهاي اين گرايش را مورد مطالعه قرار دهد. در اين باب ، نظريه هاي موافق و مخالف بسياري ارائه شده است .

علل و انگيزه هاي بروز ديدگاه روان‌شناسانه دين ، سير تاريخي آن ، تئوري‌ها و نظريه هاي قابل توجه در اين زمينه ، همچنين پيامدهاي تبيين شخصي و رواني دين كه از مهم‌ترين آنها مي توان به پلوراليسم ديني اشاره كرد ، درفصل اول اين رساله مورد مداقه قرار گرفته است .

از مهم‌ترين و محوري ترين مسائل مورد بحث در روان‌شناسي دين ، مي‌توان از بحث ‘تجربه ديني’ نام برد كه به عنوان گوهر و اساس اين ديدگاه ،‌ مورد توجه و دقت نظر متفكرين ،‌ متألهان و همچنين روان‌شناسان قرار گرفته است . يكي از مهم‌ترين فرضيه هاي مورد بررسي در اين مبحث ، معرفت ‌زايي تجربيات ديني است و اينكه آيا تجربه ديني مي‌تواند از لحاظ معرفت‌شناسي ، عينيت داشته باشند ؟

بيان نظريات مختلف در مورد اين مسئله ، كه در فصل دوم به آنها اشاره شده ، تا حدودي اظهار نظر در مورد آن را آسان مي‌نمايد .

نقد و بررسي موضوع نيز ، همراه با بيان نظرات متفكرين معاصر و نتيجه گيري كلي از بحث ، اجمالاً‌ در فصل پاياني رساله آمده است .

ما حصل بحث :

ـ روان‌شناسي دين ، نگاهي دروني ، رواني و فردي به دين است ، بدون در نظر گرفتن جنبه هاي اجتماعي ، فرهنگي و … آن .

ـ تبيين شخصي و دروني دين ، از بسياري از تعارضات ميان عقايد ديني و ساير ابعاد زندگي جلوگيري كرده و خواه و ناخواه ،‌ اصطكاك هميشگي ميان دين و علم را
از بين مي‌ برد.

ـ از طريق ارجاع تجربيات شخصي و فردي به پيش فرض‌هاي ديني و زمينه هاي مذهبي افراد ، تجربيات ديني قابل تعريف بوده و به عنوان مهم‌ترين عامل تحويل دين به روان‌شناسي ، مورد بررسي و دقت نظر قرار مي گيرد .

ـ تجربيات ديني از لحاظ معرفت شناسي مي توانند عينيت داشته باشند و اعتقادآور باشند ( اما فقط براي صاحب تجربه و نه ناظران ، بلكه براي ناظران خارجي ، تنها جنبه آشنايي دارد )

ـ از بارزترين نتايج تبيين و تفسير دروني و فردي دين ، اعتقاد به پلوراليسم ديني
( كثرت گرايي ديني ) است كه امروزه با گسترش اين روند در جوامع غربي ، حقانيت مكاتب توحيدي و اعتقاد به صراط مستقيمي واحد ، به زير سؤال رفته و تا حدودي تضعيف شده است .

ـ دين از طريق تجربه دروني و شخصي قابل ادراك است ، و اين ادراك بر اساس فطرت كمال‌جوي انسان و طبيعت وي استوار است .

ـ تجربيات ديني در صورت عينيت يافتن ، مي تواند معرفت زايي كرده و اعتقادات ديني را توجيه نمايند؛ اما اين مسئله در مورد شخص تجربه كننده صادق مي باشد و براي شخص ناظر هيچ الزام و ضرورتي ، براي اعتقاد از طريق تجربه ديني وجود ندارد.

تعريف دين

بررسي تئوري‌هاي روان‌شناسانه دين

تئوري تحولي پياژه :

تئوري اريكسون

آلپورت

يونگ

هيوم

فرويد

علل گرايش به دين

پيامدهاي گرايش به دين

جيمز

تجربه ديني

تعارض علم و دين

تحريف متون ديني

تصوير ناصحيح از خداوند

قرار دادن مسايل علمي و فلسفه‌هاي يوناني در رديف اصول عقايد مذهبي

خشونت‌هاي كليسا

كثرت گرايي ديني

تعريف تجربة‌ ديني

پيشينة تاريخي تجربة ديني

اقسام تجربة ديني

ديدگاه هاي مختلف در مورد ‘ انواع تجربه هاي ديني

تجربه ديني نوعي احساس است

تجربه ديني نوعي تجربه مبتني بر ادراك حسي است

تجربه ديني ارائه نوعي تبيين مافوق طبيعي است

نمونه‌هاي تجربه ديني

آيا تجربه‌هاي ديني هستة مشتركي دارند

تجربه‌هاي عرفاني

آيا تجارب عرفاني معرفت‌زا است

آيا تجربه ديني مي‌تواند اعتقاد ديني را توجيه كند

نگاهي نقّادانه به موضوع

تقدم شرك بر يكتا پرستي

موهوم پنداري باورهاي ديني

گناه نخستين

خداي پدرگونه

مفهوم جنسيت

تعميم ناروا

فهرست منابع و مآخذ(فارسي

تولد روان‌شناسي دين به ابتداي قرن حاضر باز مي‌گردد . اين گستره در آغاز قرن حاضر توجه بسياري از محققين روان‌شناسي را به خود جلب كرده ، چنان‌كه پيش از آن كانت تجربه يا احكام ديني را با تحليل حيات اخلاقي تبيين نمود و دين را بر مقتضيات قانون اخلاق بنا نهاد ، و يا دكارت كه همه چيز از جمله دين را با زبان رياضي تبين نمود . اما در آستانه قرن نوزدهم ديگر اين بحث‌هاي ذهن‌شناسي ، توانايي پاسخگويي به سؤالات اساسي طرح شده را نداشت . و از آنجائي‌كه علم روان‌شناسي دين را يك مقوله انساني مي‌دانست لذا سعي كرد با تحليل رواني انسان، ريشه پيدايش دين را مورد مطالعه قرار دهد.

به گفته يونگ[1] (1875-1961) :“ پديده دين نمودگاري بشري است كه روان‌شناسي نمي‌تواند و نبايد ناديده‌اش بگيرد ”.[2]

يونگ مي‌گويد :“ روح يا جان آدمي فطرتاً داراي كاركرد ديني است … اما اگر اين واقعيت تجربي وجود نداشت كه در روح آدمي ارزش‌هاي والايي نهفته است به روان‌شناسي كوچكترين علاقه‌اي نمي‌داشتم ، چرا كه در آن حال روح و جان آدمي جز نجاري ناچيز و بي‌اهميت نمي‌بود . حال آنكه از صدها آزمون و تجربه علمي دريافته‌ام كه اصلاً چنين نيست و برعكس جان آدمي حاوي همة آن چيزهايي است كه در احكام و دُگم‌هاي[3] ديني آمده است و چه بسا بيش از آن نيز … من به روح كاركرد ديني نسبت نداده‌ام ، بل فقط واقعياتي را برشمرده‌ام كه ثابت مي‌كند روح داراي طبيعت ديني است يعني صاحب كاركرد ديني است ”. [4]

“در واقع كلمة روان‌شناسي خود دلالت بر بعضي روابط با بعضي از ابعاد تجربه انساني دارد كه از ديرباز، آن را ‘ديني’ ناميده اند. وقتي كه در طي قرن هيجدهم، اين واژه رواج يافت، به عنوان بخشي از سنت فلسفي كه با نظريه هاي ادراك مربوط است، مطرح گرديد و با الهيات يا دين ربطي مهجور داشت . رفته رفته كه مطالعة ادراكات ، هرچه بيشتر از رهيافت پيشيني (ماقبل تجربي) معرفت شناسي متعالي فاصله گرفت و جاي خود را به روان‌شناسي ‘علمي’تر كه مبتني بر روش‌هاي زيست‌شناسي و فيزيك بود داد ، پيوندهاي بين روان‌شناسي و دين باز هم ضعيف‌تر شد . بنابراين راه روان‌شناسي و دين ، راهي هموار و آشنا و روشن ، چنان كه امروزه تصور مي شود ، نبود .”[5]

“پيدايش روان‌شناسي دين را بعيد است كه بتوان به كار يك فرد يا گروهي از متفكران نسبت داد ، همچنين اين رشته به‌طور طبيعي از هيچ سنت خاصي برنيامده است . از سوي ديگر اصولاً مشكل بتوان از تولد يا زايش و پيدايش دفعي اين رشته سخن گفت ، بلكه مي توان گفت كه روان‌شناسي دين ، برخاسته از فضاي فكري و فرهنگي خاصي است كه در آن روش علمي و دين پژوهي به نحوي پخته و پيشرفته شدند كه چون هر دو در معرض پرسش‌هاي مختلفي قرار گرفتند ،‌ به يكديگر نزديك شدند . به اين معني ، روان‌شناسي دين براي دين‌پژوهي همان قدر انگيزه اي تازه بود كه براي علم روان‌شناسي . فقط تأملات گذشته نگرانة يك نسل بعد ، منشأ خدماتي شد و مواجهه اين دو رشته را تحقق بخشيد و اين رشته سرآغازي پيدا كرد ؛ گو اينكه در اين باب هم اتفاق نظر حاصل نيست .”[6]

 

1 Karl Gustav Jung

[2]مورنو،آنتونيو. يونگ ، خدايان و انسان مدرن . ص 136

[3] همان مرجع . ص 138

[4] همان مرجع . ص 92

[5] الياده،ميرچا. فرهنگ و دين .ص177

[6] همان مرجع.ص178

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران