نسل جوان ایران

علوم انسانیتاریخ و فرهنگ فرهنگ شناسی

مقاله کامل چگونگی آیینها در ایران باستان

ارسال کننده : جناب آقای احسان شاهین صفت
سطح فعالیت : نویسنده
ایمیل : ehsan_shahin[@]yahoo.com
تاریخ ارسال : ۳ مهر ۱۳۹۵
دفعات بازدید : 1419
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 40
فرمت فایل : word
حجم فایل : kb1.5

قیمت فایل : 15,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 0
امتیاز منفی : 0

دانلود پایان نامه و مقاله
محل سفارش تبلیغات شما

جشنهاي دوازده گانه ، آيين هاي نوروزي ، جشن سده ، مهرگان ، گاهنبارهاي (جشنهاي) ششگانه به يمن شش آفرينش بزرگ جهان ، جشن تولد خورشيد (يلدا) و هزاران مراسم ديگر، خود مويد پيوند عميق و ديرينه فرهنگ اين مرز و بوم با جشن و شادي است. جشن واژه اي است بسيار کهن و ايراني که نشان از سنتهاي ويژه ايراني دارد. ريشه اين واژه «يسن» اوستايي و «يزشن» پهلوي و به معني ستايش و پرستش است و به نوعی جشنها در نزد ایرانیان باستان مقدس بوده است.

 

 

يکي از نشانه هاي ايران باستان ، وجود جشنهاي بسياري است که شمار آن در سال ، به بيش از ۲۰ جشن مي رسد و حتي به نقل از ابوريحان بيروني در کتاب آثار الباقيه «شمردن شمار جشنهاي ايراني همانند شمار کردن آبگذرهاي يک سيلاب غيرممکن است.» جشنهايي که شادي ، گرامي داشتن طبيعت ، شکرگزاري ، ملي بودن ، گستردگي و همبستگي از خصايص بارز آن است.آيين هاي کهن ايران ،با شادماني و سرور همراه بوده است،تا جايي که در کيش زرتشت ، گريستن بر مردگان ناشايست است.

بررسی جشن‌های ایرانی و زمان برگزاری آنها نشاندهنده ویژگی‌هایی مشترك در میان همه آنهاست. نخست اینكه تقریباً همگی در پیوند با پدیده‌های طبیعی و كیهانی و اقلیمی هستند و به همین دلیل كوشش شده است تا زمان برگزاری آنها هر چه بیشتر با تقویم طبیعی منطبق باشد.دوم اینكه تقریباً هیچكدام برگرفته از دستورهای دینی نیستند. با اینكه همواره پیروان ادیان گوناگون تلاش كرده‌اند كه برخی از آنها را مراسم دینی خود معرفی كنند؛ اما نمی‌توان آنها را متعلق به هیچ دینی دانست.

سومین ویژگی گردهمایی‌ها و مراسم ایرانی در این است كه با سرور و شادی همراه هستند و غم و اشك و گریه در آنها جایی ندارد.در باورهای کهن سامی و میاندورود پیش آریایی و نیز یونان عصر کلاسیک،اساطیر گاهی مظهر خشونت و آدم ربایی و خشکسالی و ترس هستند اما در فرهنگ ایرانی،پروردگار و ایزدگان ، همیشه و همواره مظهر نیکی و خیر خواهی برای مردمان و باشندگان روی زمین هستند و "سرای سپند" که جایگاه مینویان دانسته می شود، سرایی است که در آنجا تنها "نور و سرود" وجود دارد.از این رو است که مرگ در باورهای ایرانی کهن،نه تنها پدیده ای غمناک نیست که گاه موجب سرور و شادمانی هم شده است.در نگارکند های دخمه های هخامنشی اثری از ناله و موی کندن و روی چنگ انداختن گریبان دریدن و گریه و زاری دیده نمی شود و در سراسر شاهنامه هیچ آیین سالمرگی گزارش نشده است.اصولا اندوه ،گرسنگی ، تاریکی و .... از خصوصیات اهریمن بوده است.

چهارمین ویژگی جشن‌ها و مراسم ایرانی در احترام و پاسداشت همه مظاهر طبیعت است. در هیچكدام آیین‌های ایرانی اثری از خشونت و بدرفتاری نسبت به گیاهان و حیوانات دیده نمی‌شود. بلكه حتی با آیین‌هایی همراه است كه به انگیزه پاكیزگی و پاسداری از محیط زیست برگزار می‌شود. بگذریم از اینكه امروزه، روز سیزده‌بدر، براستی روز سوگ طبیعت و تخریب و تباهی و آلودگی آن شده است. بر این باورم كه برای ایزد بانوی زمین، روز سیزده‌بدر غم‌انگیز‌ترین روزهای سال است.

ویژگی پنجم، پیوند ناگسستنی جشن‌های ایرانی با آتش است. حتی اگر آن جشن پیوند چندانی با آتش نداشته باشد، اما عموماً اخگری كوچك به آن رسمیت و تقدسی بیشتر می‌بخشد.ششمین ویژگی عمومی جشن‌ها و مراسم ایرانی چنین است كه با زادروز یا سالمرگ كسی در پیوند نیست و آنگونه كه از متون كهن همچون شاهنامه بر می‌آید، برای ایرانیان زادروز كسی اهمیتی فراوان نداشته و به ندرت آنرا ثبت می‌كرده‌اند؛ چرا كه هر كسی در روزی زایش یافته و در روزی در می‌گذرد. آنچه برای ایرانیان با ارزش بوده و آنرا ثبت كرده و گاه جشن می‌گرفته‌اند، «انجام كاری بزرگ» بوده است كه نمونه‌های آنرا در شاهنامه فردوسی می‌بینیم.مانند هفت خان یا پیدایش آتش توسط جمشید شاه و ... می‌دانیم كه فردوسی نیز تنها به ثبت زمان پایان كار بزرگ خود كه همانا سرایش شاهنامه باشد، بسنده كرده و از یادآوری صریح زادروز خود خودداری كرده است.

هفتمین ویژگی‌های عمومی در گستردگی مراسم است. ایرانیان جشن‌ها و آیین‌های میهنی خود را به گونه‌ای یكپارچه و با همبستگی و همزیستی شگفت‌انگیزی برگزار كرده و تفاوت‌های قومی و دینی و زبانی را عامل بازدارنده این یگانگی نمی‌دانسته‌اند. آیین‌های ایرانی متعلق به همه ایرانیان است و همه برای نگاهبانی از آن كوشیده‌اند. كسانی كه با تعصب‌های نابجای دینی یا قومی نقش خود در پاسداری فرهنگ ایران را بیشتر از دیگران می‌دانند، به این همبستگی باشكوه مردمان ایرانی آسیب می‌زنند.

 

فهرست

چگونگی آیینها در دنیای باستان

1ویژگی جشن های ایرانی

2جشن فروردین گان

3جشن اردیبهشتگان

4-خردادگان

5-تیرگان2

6-مردادگان

7-شهریورگان

8-مهرگان

8-مهرگان 2

9-ابانگان

10-جشن آذرگان

11-دیگان

12-بهمنگان

13-اسفندگان

-14ایین های اریا یی و زرتشتی

-15پایه های اعتقادی ایرانیان باستان

16 -جشن سده

17-جنبه روانشناختی جشن ها و همبستگی فرهنگی
18 - یلدا

19-مفاهیم و مضامین جشن

 

 

 

 

بي‌گمان يكي از بهترين راههاي شناخت فرهنگ جوامع، توجه به آداب و رسوم آن جامعه است. در ميان آداب و سنن جاري در كشورها جشن داراي جايگاهي ويژه است، چه بررسي اين نوع از آداب و رسوم جزء آن كه ما را با فرهنگ جامعه آشنا مي‌سازد، راهي مناسب براي دست‌يابي به عقايد و آراء‌ مردم جامعه و تحليل روحيه آنهاست.

در اعصار باستانی هر گونه فعالیت فردی و اجتماعی روحی و جسمی انسان جزئی از فعالیت دینی وی به شمار می آمد.در واقع انچه را که امروز فرهنگ می نامیم در قدیم دین نامیده می شد.این ادیان چه ابتدایی چه پیشرفته همگی شامل یک رشته باورها و روایات مقدس بودند که به همراه خویش ایینهای فردی اجتماعی متعددی داشتند و زندگی بر مبنای این باورها و سنن می گشت.

آیین هایی چون زایش بلوغ ازدواج مرگ و آیین های کاشت و برداشت از جمله معمولترین آیین هایی بودند که رواج جهانی داشتند.

بررسی نشانه ها در گذر زمان

کس نمی داند که آیین ها قبل از اسطوره ها به وجود امده اند یا اسطوره ها قبل از آیین ها بوده اند و آنگاه به موجودیت یکدیگر تکامل بخشیده اند.

با بررسی برخی نشانه های بازمانده در داستانها احتمال میرود آریاییها در گذر ار برخی مراحل آیینی از آنها متاثر شده بودند و این نشانه ها صورت تحول یافته و سنتی شده ان آیین ها باشد.

زمان در دیدگاه کهن

زمان در دیدگاه انسان اعصار کهن به دو گونه مقدس و نا مقدس تقسیم می شد.زمان مقدس ان بود که صرف امور مقدس ایمانی میگشت و زمان نامقدس ان بود که در گذران امور عادی زندگی به کار می رفت اما زمانی که مقدس به شمار میرفت خود به چند گونه تقسیم می شد:

بکی زمانی بود که صرف به جایی اوردن شعائر ایمانی می شد از جمله نمازها و فراز خواندن سرودهای دینی .

دیگری زمانی بود که در طی ان با تکرار بعضی اعمال که در نمونه کهن اسطورهای وجود داشت انسان اعصار کهن می کوشید با باز شناختن صحنه های آن وقایع دور دست که توسط خدایان در آغاز خلقت انجام یافته و گاه توسط قهرمانان در گذشته های دور و آغاز شکل گیری قوم و قبیله رخداده بود خود را با خدایان و قهرمانان افسانه ای خویش یگانه سازد و به اصل و منشا خود باز گردد.

در این گونه زمانهای مقدس معمولا نمایش های مذهبی و آیینی بر پا می شد.

گونهای از رقص های آیینی نیز در پی تکامل بخشیدن آیین اعمال صورت می گرفت.

و سر انجام سوم زمانی بود که یادآور ریتمهای کیهانی و طبیعی بود نه اینکه به معنای ستایش جنبه فیزیکی پدیده های کیهانی و طبیعی بود.

انسان اعصار باستان که کیفیات جهان را مقیاس از خود گرفته بود همه پدیده های جهان را دارای جان روان می انگاشت و آنچه او را به ستایش وامیداشت این روح جهان و جان او بود.

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

نویسندگان برتر و فعال نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران