نسل جوان ایران

علوم انسانیروان شناسی روانشناسی عمومی

مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو گروه زنان یائسه و غیر یائسه با تأکید بر میزان تحصیلات آنان در شهر تهران

ارسال کننده : جناب آقای رضا رحیمی
سطح فعالیت : مدیر کل
ایمیل : reza.rahimi663[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۲۵ مرداد ۱۳۹۶
دفعات بازدید : 383
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 148
فرمت فایل : word
حجم فایل : 824mb

قیمت فایل : 12,000 تومان
خرید فایل

امتیاز مثبت : 0
امتیاز منفی : 0

پایگاه مقاله نسل جوان ایران

هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو گروه زنان یائسه و غیر یائسه با تاکید بر میزان تحصیلات آنان صورت گرفته است.

روش بررسی: در پژوهش علی مقایسه ای حاضر، جامعه آماری شامل کلیه زنان یائسه و عیر یائسه منطقه 5 شهرتهران(1393) بود. نمونه آماری شامل 179 نفر که از این بین 94 نفر یائسه و 85 نفر غیر یائسه بودند که از طریق تجمعات زنان از بین زنانی که مایل به شرکت در پژوهش بودند، انتخاب شدند. از پرسش نامه سلامت عمومی (28-GHQ)، پرسشنامه کیفیت زندگی زنان(26 سوال)و پرسش نامه 10 گویه معنای زندگی استایگر وفرایزر وپرسشنامه خود توصیف گری بدنی (47عبارت) و مشخصات جمعیت شناختی استفاده شد. داده ها با آزمون t مستقل و تحلیل واریانس دوعاملی بررسی شدند.

یافته های پژوهش حاکی از تفاوت معنی دار بین کیفیت زندگی در زنان یائسه و غیر یائسه با سطح تحصیلات دیپلم است بدین معنی که کیفیت زندگی در زنان غیریائسه با سطح تحصیلات دیپلم بهتر از کیفیت زندگی درزنان یائسه با همین سطح تحصیلات است . اما کیفیت زندگی در زنان با سطح تحصیلات ابتدایی و دانشگاهی در این دو گروه (زنان یائسه و غیر یائسه)تفاوتی وجود نداشت، منتهی هرچه سطح تحصیلات بانوان بالاتر باشد کیفیت زندگی آنان مطلوب تر است.

هچنین در این پژوهش تصویربدنی ، معنای زندگی و سلامت روان در بین زنان یائسه و غیریائسه یکسان بوده و تفاوت معنی داری نداشتند اما هرچه سطح تحصیلات هردوگروه زنان بالاتر باشد تصویر بدنی مطلوبتر و از سطح سلامت روانی بالاتری برخوردار بودند.

 کلیدواژه: یائسگی، کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی،سلامت روان

چکیده0

فصل اول: كليات پژوهش

1-1- مقدمه- 2

1-2. بیان مسئله- 5

1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق- 8

1-4. اهداف این تحقیق- 10

1-5. فرضیه های تحقیق- 11

1-6. تعریف واژه ها، مفاهیم و متغیرها11

1-6-1. تعاریف نظری- 11

1-6-1-1. کیفیت زندگی- 11

1-6-1-2. دوران بحران یائسگی- 11

1-6-1-3. سلامت روان- 12

1-6-1-4. تصویر بدنی- 12

1-6-1-5. معنای زندگی- 13

1-6-2. تعاریف عملیاتی- 13

1-6-2-1. کیفیت زندگی- 13

1-6-2-2. معنای زندگی- 13

1-6-2-3. سلامت روان- 14

1-6-2-4. تصویر بدنی- 14

فصل دوم: بررسي منابع

2-1- مقدمه- 16

2-2.کیفیت زندگی- 21

2-2-1. تاریخچه کیفیت زندگی- 21

2-2-2. کیفیت زندگی به عنوان مفهومی نسبی- 22

2-2-3. عوامل موثر بر کیفیت زندگی :23

2-2-4. ویژگیهای کیفیت زندگی- 27

2-2-5. شیوه های بهبود کیفیت زندگی :29

2-2-6. رویکرد روانشناختی مفهوم کیفیت زندگی- 29

2-2-7. مفهوم کیفیت زندگی از دیدگاه نظریه پردازان روانشناختی- 30

2-2-7-1. گودمن- 30

2-2-7-2. ریف و سینگر- 30

2-2-8. مفهوم کیفیت زندگی از دیدگاه نظریه پردازان جامعه شناختی- 31

2-2-8-1. نظریه یادگیری اجتماعی- 31

2-2-8-2. کالمن- 32

2-3. معنای زندگی- 37

2-3-1.رابطه معنای زندگی و خوش بینی با بهزیستی ذهنی- 40

2-4. یائسگی- 45

2-5. تصویر بدنی- 51

2-6.سلامت روان- 57

2-7. سوابق مربوطه و تحقیقات خارج و داخل کشور- 59

2-7-1. تحقیقات داخلی- 59

2-7-2. تحقیقات خارجی- 62

فصل سوم: روش تحقيق

3-1- مقدمه- 72

3-2 روش تحقيق- 72

3-3 جامعه و نمونه آماری- 72

3- 4. ابزار گردآوري داده‌ها73

3-4-1 . پرسشنامه ویژگی‌های جمعيت شناختي:73

3-4-2 پرسشنامه کیفیت زندگی مخصوص زنان:73

3-4-3. پرسشنامه معنای زندگی- 73

3-4-4 پرسشنامه خودتوصيف گري بدني- 74

3-4-5 پرسشنامه سلامت عمومی- 76

3-5. روش تجزیه و تحلیل داده ها77

فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها

4-1- مقدمه- 79

4-2 تجزیه و تحلیل جمعیت شناختی داده‌ها79

4-3 آمار استنباطی- 83

4-3-1 آزمون تحلیل واریانس دوعاملی- 83

4-3-2 آزمون تحلیل واریانس دوعاملی- 87

فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري

5-1- مقدمه- 103

5-1-1- فرضیه اول- 103

5-1-2- فرضیه دوم- 106

5-1-3- فرضیه سوم- 107

5-1-4- فرضیه چهارم- 108

5-2- بحث و نتیجه گیری- 109

5-3- محدودیت های تحقیق :112

5-4- پیشنهادات:112

 فهرست منابع

منابع فارسی- 115

منابع لاتین- 120

پیوست

پرسشنامه- 126

 

 

جدول (4-1) آماره‌های مربوط به سن پاسخگویان به تفکیک وضعیت یائسگی- 80

جدول (4-2) جدول فراوانی رده‌های سنی- 80

جدول (4-3) جدول فراوانی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی گروه نمونه- 81

جدول (4-4) آماره‌های مربوط به سن یائسگی در بین پاسخگویان یائسه- 82

جدول (4-5) جدول فراوانی رده‌های سن یائسگی- 83

جدول (4-6) نتایج آزمون تحلیل واریانس دوعاملی جهت برابری واریانس‌های خطا84

جدول (4-7) جدول آماره‌های توصیفی جهت هر یک از متغیرها85

جدول (4-8) جدول آزمون‌های اثرات بین آزمودنی‌ها (آزمون مدل)86

جدول (4-9) جدول تفاوت بین میانگین‌های در آزمون بونفرونی- 86

جدول (4-9) نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف-- 87

جدول (4-10) نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف-- 88

جدول (4-11) نتایج آزمون تحلیل واریانس دوعاملی جهت برابری واریانس‌های خطا88

جدول (4-12) جدول آماره‌های توصیفی جهت هر یک از متغیرها89

جدول (4-13) جدول آزمون‌های اثرات بین آزمودنی‌ها (آزمون مدل)90

جدول (4-14) جدول تفاوت بین میانگین‌های در آزمون بونفرونی- 91

جدول (4-15) نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف-- 92

جدول (4-16) نتایج آزمون تحلیل واریانس دوعاملی جهت برابری واریانس‌های خطا92

جدول (4-17) جدول آماره‌های توصیفی جهت هر یک از متغیرها93

جدول (4-18) جدول آزمون‌های اثرات بین آزمودنی‌ها (آزمون مدل)95

جدول (4-19) جدول تشکیل گروه‌های همگن به لحاظ تصویر بدنی و تحصیلات-- 95

جدول (4-20) جدول تفاوت بین میانگین‌های در آزمون بونفرونی- 96

جدول (4-21) نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف-- 97

جدول (4-22) نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف-- 97

جدول (4-23) نتایج آزمون تحلیل واریانس دوعاملی جهت برابری واریانس‌های خطا98

جدول (4-24) جدول آماره‌های توصیفی جهت هر یک از متغیرها99

جدول (4-52) جدول آماره‌های توصیفی جهت هر یک از متغیرها99

جدول (4-26) جدول آزمون‌های اثرات بین آزمودنی‌ها (آزمون مدل)100

جدول (4-27) جدول تفاوت بین میانگین‌های در آزمون بونفرونی- 101

 

یائسگی یک پدیده جهانی برای زنان است. این یک فرآیند بیولوژیک است، که با سقوط استرادیول و پروژسترون و افزایش هورمون تحریککننده فولیکول شناخته میشود، همچنین به عنوان یک مرحله از زندگی که با نقش تغییریافته از جمله پایان پتانسیل باروری و ترک خانه کودکان شناخته میشود.

اگرچه یائسگی به عنوان یک مرحله طبیعی از زندگی زنان در نظر گرفته میشود، ولی تعداد قابل توجهی از زنان، مشکلات گوناگونی را قبل و بعد از آن تجربه میکنند.

یائسگی یک واقعه فیزیولوژیک شبیه منارک( اولین قاعدگی) است که به طور معمول در زنان بالای 50 سال رخ می دهد و با علائم کاهش سطح استروژن همراه میباشد. یائسگی ممکن است کیفیت زندگی زنان را تحت تاثیر قرار داده و حتی سلامت آنان را به خطر بیندازد. یائسگی یکی از مراحل مهم زندگی و بخشی از سالمندی است که اگر با دید مثبتی به آن نگریسته شود میتواند الهامبخش و سودمند باشد ، با این وجود یائسگی پدیدهای است که کسی تمایل به بحث در مورد آن نداشته و حتی در صورت بحث، با آن برخوردی ناامیدکننده و منفیگرایانه میشود. به نظر افراد جامعه ویژگیهایی نظیر جوانی، زیبایی و جذابیت در زنان باارزش هستند و زنان یائسه، افرادی به غلط، غیرمنطقی، عصبی، خشن و فاقد نیروی جنسی معرفی و چون کمتر مورد توجه قرار میگیرند با گذشت زمان به تدریج در جامعه فراموش میشوند. یائسگی پایان دوره باروری است؛ هنگامی که این دوران فرا میرسد زنان یائسه دچار درجاتی از شوک و ناباوری و احساس غم میشوند. این دوره با علائم جسمی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه، علایم ادراری تناسلی و علایم روانشناختی مثل تحریکپذیری، اختلالخلق، اضطراب، تنش، کاهش اعتماد به نفس، بیثباتی عاطفه، کمشدن حافظه که میتواند سلامت جسمی، روانی و جنسی زنان یائسه را تحت تاثیر قرار دهد و بر کار، فعالیتهای اجتماعی، اوقات فراغت، خواب، خلق و خو، تمرکز، ارتباط با دیگران، لذت از زندگی و کیفیت زندگی فرد تاثیر گذارد)فروهری،1388).

داشتن معنا و مفهوم در زندگی یا به عبارت دیگر معناجویی در زندگی یکی از دغدغه های بشر امروزی می باشد که نه تنها زندگی فردی اورا تحت تاثیر قرار می دهد بلکه در روابط وی باسایر حوزه های بشری نیز نقش مهمی ایفا می کند. بدین گونه یافتن راهی که بتواند دستیابی به چنین هدفی را میسر کند از مسائل مهم بشری است که تلاش هرچه بیشتر در تحقق آن را می طلبد.

کیفیت زندگی مفهوم گسترده­ای است که دارای معانی گوناگون برای افراد و گروه­های مختلف است، برخی آن را به عنوان قابلیت زیست­پذیری یک ناحیه، برخی به عنوان رفاه عمومی، بهزیستی اجتماعی، شادکامی، رضایتمندی، خوب بودن، داشتن زندگی هدفمند (دارای معنی)، تحقق نیازها و یا عوامل عینی مانند درآمد و وضعیت سلامت دانسته­اند. کیفیت زندگی مفهومی چند وجهی، ولی در عین حال قابل تعریف و سنجش با رهیافتی میان رشته­ای است. بررسی­های انجام شده حاکی از این واقعیت است که با نگاه­های مختلفی به کیفیت زندگی پرداخته شده است. کیفیت زندگی امری نسبی است که برای سنجش آن معیار مطلق و جامع و جهانشمولی وجود ندارد. مفهومی است که به شدت متأثر اززمان ومکان است وعوامل مؤثر برآن بسته به دوره زمانی ومکانی وجغرافیایی وشرایط فرهنگی تغییر می­کنند. مؤلفه­های کیفیت زندگی بر اساس ارزش­های فردی و ملی تعریف می­شوند و شکی نیست که واقعیتها و شرایط عینی جامعه و وضعیت مادی زندگی فرد نیز در آن نقش تعیین­کننده دارد. اما از جهت دیگر باید توجه داشت که انسان موجودی است که بر اساس تصویر ذهنی خود از واقعیت، نه خود واقعیت زندگی می­کند و رفتارش، برداشت ذهنی و درکی است که از واقعیت دارد که الزاماً با واقعیت انطباق ندارد، این نگرش­ها قابل تغییر است. ( خوارزمی، 1386 ).

کیفیت زندگی طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت عبارت است از ادراک افراد از وضعیت زندگی در عرصه ی فرهنگ و نظام ارزشی که درآن زندگی میکنند که با اهداف ، انتظارات و معیار های آنها مرتبط است (دوایهی و سینگ 2001).در این نگاه کیفیت زندگی مفهومی فراگیر است که از سلامت فیزیکی، رشدشخصی، حالات روانشناختی، سطح استقلال، روابط اجتماعی وروابط بانهادهای برجسته ی محیط، تاثیر می پذیرد ونیز بر ادراک فرد مبتنی است (پوایگدلرز و همکاران، 2004).

پژوهشگران معتقدند که سلامت فیزیکی از رشد روانی تاثیر می پذیرد و ارتقای سلامت روان بر پایه ی پیشگیری و درمان تنش های عاطفی استوار است.بنابراین، هرگاه سطح سلامت روان کاهش یابد، عملکرد در سایر حیطه های کیفیت زندگی نیز به مخاطره می افتد.

تغییرات ناشی از یائسگی ممکن است تصور ذهنی فرد را از جسم خود[1] تهدید کند و احساس جدایی اجتماعی[2] را در آنان ارتقاء بخشد. تا کنون هیچ تئوری جامعی نتوانسته به تنهایی و به طور مناسب علت یائسگی را تشریح کند. از طرف دیگر این موضوع که آیا یائسگی یک صفت سودمند تکاملی است یا به سادگی یکی از اثرات جانبی پیری محسوب می شود مورد اختلاف نظر دانشمندان است. در این تحقیق به اثرات یائسگی بر روی کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و همچنین سلامت روان در زنان پرداخته ایم.

که می تواند به عنوان یک دوره گذرا در زندگی باشد و تاثیر چندانی بر متغیرهای مورد تحقیق نداشته باشد. درواقع هرفرد در باورهای اجتماعی، ساختار فرهنگی، اجتماعی و خانواده معنای زندگی خود را کسب نمودند و کیفیت زندگی هر فرد وابسته به دوره های مختلف گذرا نیست. از این گذشته بایستی نقش میزان تحصیلات زنان را نباید از نظر دور داشت و تاثیر تحصیلات را بر متغیرهای وابسته این تحقیق مشاهده نمود.

1-2. بیان مسئله

زنان از مهمترین ارکان جامعه و خانواده بوده و سلامت اجتماع در گرو تأمین نیازهای مختلف آنان است، در حالیکه یکی از بحرانیترین مراحل زندگی زنان، یائسگی میباشد(روسو، آندرسون، پرینتیک[3]، 2002). تعیین سن یائسگی تا حدودی دشوار بوده و بر اساس تخمین حاصل از مطالعات مقطعی، متوسط آن حدود 50 تا 52 سالگی است(شاو، سویوت، استانتون[4]،2005). به نظر میرسد تعداد علائم یائسگی بیشمار است اما خوشبختانه هیچکس همه آنها را تجربه نکرده، بعضی از زنان اصلاً علائم آشکاری ندارند. با وجود این تخمین زده میشود حدود 75% زنان پس از یائسگی علائم حادی را تجربه میکنند. در این مرحله از زندگی، زنان با بسیاری از مشکلات و عوارض ناشی از کمبود هورمونهای جنسی مواجه خواهند شد و در نتیجه کیفیت زندگی آنها تحت تأثیر این مشکلات قرار خواهد گرفت (جونز، حود، 2003). بحران یائسگی به واسطه علائم و مجموعه عوارض خود سلامت روانی، جسمانی، عاطفی، عملکرد اجتماعی و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهد. مجموعهی این تأثیرات را میتوان در یک مفهوم واحد تحت عنوان کیفیت زندگی قرار داد. طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی «کیفیت زندگی» عبارت است از تصور افراد از موقعیت خود در زندگی با توجه به بافت فرهنگی و سیستمهای ارزشی که در آن به سر میبرند، با در نظر گرفتن اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانیهایشان. در مورد زنان یائسه، کیفیت زندگی معمولاً به جنبههای مرتبط با سلامتی در کیفیت زندگی با توجه به مجموعهای از علائم و بدون در نظر گرفتن عملکرد جسمی، عاطفی و اجتماعی اشاره دارد؛ بنابراین اغلب اصطلاح «کیفیت زندگی» به سادگی به مفهوم وجود علائم یائسگی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه، و خشکی واژن میباشد. مطمئناً وجود این علائم بر کیفیت زندگی زنان مؤثر است. ضمن آنکه توجه همزمان به سایر جنبههای کیفیت زندگی مانند وضعیت سلامت فرد، رضایتمندی از زندگی و عملکرد روانی نیز حائز اهمیت میباشد (بلومل،2000، نقل از فروهری،1387).

از متغیرهای دیگری که می تواند در کنار کیفیت زندگی نام برد ، معنای زندگی است. معنویت عبارت از جستجو برای فهم جواب هایی است که به بنیاد هستی وزندگی ارتباط پیدا میکنند. سطوح بالای معنا در زندگی با سلامت جسمی و روحی همراه است. نیازی که انسان به داشتن معنا در زندگی دارد، باید به نوعی تسکین یابد، در غیر این صورت زمینه ساز بیماری می گردد. نیاز به معنا نیروی بنیادی است که در همه ی انسان ها مستقل از جنسیت آنها وجود دارد. این نیاز اصیل است، نه توجیهی ثانویه از کنش های غریزی انسان. معنی جویی نه تنها تجلی واقعی از انسان بودن بشر است، بلکه معیاری برای سلامت روان نیز می باشد از طرفی فقدان معنی، مبین عدم تطابق عاطفی است و به مشکلات روحی و رواهنی می انجامد(فرانک[5]، 2010).

از جمله عوامل دیگر که در کنار سایر متغیرهای نام برده تصویر بدنی است. تصویر بدنی نیز مانند هر جنبه روانی دیگر، جزئی از شخصیت هر انسان است که از سیر تکاملی خود برخوردار است. همچنین تصویر بدنی در زمان هایی از زندگی دچار نوسان و تغییرات بیشتری است از جمله می توان به پیدایش ضایعه و بروز پدیده یائسگی در زنان اشاره کرد. تصویر بدنی بدان چه فرد واقعا شبیه آن است ، یعنی به شکل ظاهری واقعی فرد، مربوط نمی شود، بلکه به ارتباط ویژه فرد با بدنش مربوط است، به خصوص به باورها،ادراکات، افکار، احساسات و فعالیتهای فرد که با ظاهر فیزیکی او ارتباط دارد. به دیگر سخت، تصویر بدنی، تصویر ذهنی فرد از اندازه، شکل و فرم بدن است و شامل احساسی است که فرد درباره ویژگی ها و ساختار اجزای بدنش دارد. (تامپسون،1990) اشاره می کند که سازه ظاهر فیزیکی دربرگیرنده سه مولفه زیر است:

1)مؤلفه ادراکی[6] که به ادارک دقیق اندازه(برآورد اندازه بدن) برمیگردد، 2) مؤلفه ذهنی[7] که به جنبههایی نظیر رضایتمندی، توجه و نگرانی، ارزیابی شناختی و اضطراب مربوط میشود، 3) مؤلفه رفتاری[8] که به اجتناب از موقعیتها باز میگردد؛ موقعیتهایی که سبب میشوند فرد ظاهر فیزیکی خود را به عنوان عاملی که مایه شرمندگی است، تجربه کند(رایگان،1385). در این پژوهش ما این متغیر را از بعد شناختی یعنی توجه به احساس، افکار و ذهنیت فرد درباره ظاهر خود میپردازیم.

در کل یائسگی فرآیندی ژنتیکی است که عواملی مثل تحصیلات، طبقه اجتماعی، مصرف الکل و... در خود یائسگی تأثیرگذار نیست امادر ادراک و پیامدهای آن دخیل هستند. با توجه به موارد گفته شده، متغیرهای این پژوهش از جمله کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، در دوران یائسگی نقش پررنگتری پیدا میکنند و هر کدام به نوبه خود در سلامت روانی زنان یائسه تأثیرگذار هستند. از آنجاییکه جامعه بر پایه ی نهاد مهمی چون خانواده میچرخد، و از طرفی یکی از اعضای مهم این خانواده زنان هستند، پس توجه به حالات جسمی و روانی آنها و بررسی عوامل تأثیرگذار بر سلامت روانیشان بسیار اهمیت دارد.

از اینرو در این پژوهش سعی در بررسی و مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، سلامت روان در زنان یائسه وغیریائسه را داریم. همچنین سعی داریم تا نقش و تأثیر تحصیلات و اشتغال را بر این متغیرها (کیفیت زندگی، معنای زندگی، سلامت روان) در بین زنان یائسه و غیر یائسه مقایسه و بررسی کنیم.

 

[1] -Body image

[2] -Social isolation

[3]-Rossouw JE, Anderson GL, Prentice RL.

[4]-Shaw RW, Soutte WP, Stanton SL

[5]-Frankle

[6]-perceptual component

[7]-subjective component

[8]-behavioral component

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران

مقالات برتر و منتخب کاربران