نسل جوان ایران

علوم انسانیزبان و ادبیات فارسی ادبیات فارسی محضمتون نظم و نثر(حماسی،غنایی، تعلیمی، نمایشی )

مارکس و انگلس

ارسال کننده : جناب آقای دکتر محسن احمدی
سطح فعالیت : مدیر ارشد
ایمیل : r.r1360663[@]gmail.com
تاریخ ارسال : ۱۹ تیر ۱۳۹۶
دفعات بازدید : 109
زبان نوشتاری : فارسی
تعداد صفحه : 3
فرمت فایل : word
حجم فایل : 17kb

قیمت فایل : رایگان
دانلود فایل

امتیاز مثبت : 0
امتیاز منفی : 0

پایگاه مقاله نسل جوان ایران

مارکس و انگلس، بيانيه کمونيزم را چنين آغاز می کنند: "شبحی در اروپا در گشت و گذار است- شبح کمونيزم" پس از سپری شدن 163 سال از نوشته اين دو جوان 29 ساله و 27 ساله، هنوز «شبح کمونيزم» بر نظام سرمايه داری سايه افکنده است. طبقه کارگر و بسياری از قشرهای مختلف کماکان استثمار شده و به مبارزات ضدسرمايه داری ادامه می دهند. مدافعان نظام سرمايه داری چنين وانمود کردند که «کمونيزم» همان عقايد حاکم بر شوروی بوده است و با فروپاشی آن نظام، کمونيزم نيز باطل گشته است. آنها چنين توهم ايجاد کردند که گويا وضعیت سرمايه داری رو به بهبود نهاده و بديل کمونيزم از ميان رفته است. چه تصورات واهی ی!
بحران اخیر سرمایه داری جهانی نشان داد که کلیه تحلیل های آنها تنها انعکاس دهنده «آرزو»های شان بوده است. در واقع نه سرمایه داری جهانی بحران خود را حل کرده و نه پرولتاریای کشورهای جهان تسلیم وضعیت موجود شده است.
مارکس تحلیل و توضیح استخوان بندی سرمایه داری به مثابه مرحله ی خاصی در رشد اجتماعی بشر، را در سال 1868 در کتاب «سرمایه»، ترسیم کرد. خطوط اصلی کتاب سرمایه پس از 140 سال مبنی بر تحلیل بحران نظام سرمایه داری هنوز به قوت خود باقی و جاویدان است.
برای آشنایی فراتز مارکسیست انقلابی ایران با کتاب کاپیتال پیش گفتار به این کتاب را مجددا انتشار می دهیم.

بخش اول

پیش گفتار به نخستين جلد*به سرمايه «کاپيتال»اثر کارل مارکس

هدف بنيادین مارکس در کتاب سرمايه توضیح قوانين حرکتی است که بر ريشه، پيدایش، انکشاف، سقوط و نابودی يک شکل اجتماعی مفروض سازمان اقتصادی، يعنی وجه توليد سرمايه داری، حاکم هستند. مارکس به جستجوی قوانين همگانی و جهانی سازمان های اقتصادی نبود، در واقع اين يکی از احکام اساسی کتاب سرمايه است که اصولاً چنين قوانينی وجود ندارند. به اعتقاد مارکس چنان قوانين اقتصادی که جهت کليه ی اشکال جوامعی که با هم به طور اساسی متفاوتند، خوانا باشند، وجود ندارند. هر شکل مفروض سازمان دهی اقتصادی، قوانين ويژه ی خود را نيز داراست. کتاب سرمايه محدود به مطالعه قوانين وجه توليد سرمايه داری شده است.
کتاب سرمايه به هيچ وجه بيان يک نظريه ی اقتصادی «ناب» نيست، به گمان مارکس وجود نظريه ی اقتصادی «ناب» يعنی چنان نظريه اقتصادی که از يک ساختار اقتصادی خاص تجريد شده باشد، غيرممکن است.
نظريه ی مارکس در مورد ماترياليزم تاريخی نيز واقعاً تجزيه و تحليل مقايسه ای اقتصادی را دربر دارد، به عنوان مثال شامل توصيف کار انسان، کار توليد انسان، محصول افزونه ی اجتماعی و رشد اقتصادی از جامعه ی برده داری تا جامعه ی سرمايه داری می شود. اما اين قياس صرفاً از تجزيه و تحليل وجوه توليد مشخص که هر يک منطق اقتصادی و قوانين حرکتی خاص خود را دارند، به دست آمده است. اين قوانين خاص نمی توانند به وسيله ی قوانين اقتصادی «جاودانه» لغو يا دسته بندی گردند.
به اين ترتيب نظريه ی اقتصادی مارکس و کار اصلی او کتاب سرمايه بر پايه ی شناخت، نسبيت، تعيّن اجتماعی و محدوديت تاريخی کليه ی قوانين اقتصادی استوار است. در انکشاف اجتماعی- اقتصادی انسان، توليد کالائی، اقتصاد بازار يا پراکندن (توزيع) منابع اجتماعی ميان شاخه های متفاوت توليد «به وسيله ی قوانين اقتصادی ابژکتيو» که ماوراء توليدکنندگان مستقيم کار می نمايند و به طبيعت انسانی هم مربوط نمی شوند، نه هميشه موجود بودند و نه همواره موجود خواهند بود.
کتاب سرمايه شرحی از ريشه وجه توليد سرمايه داری تا سقوط تاريخی اجتناب ناپذير اين نظام اجتماعی است. چنان نظريه اقتصادی است که استوار به نسبيت تاريخی نظام اقتصادی و محدوديت زمانی آشکار آن، به حضرات سرمايه دار، و مدافعين آن ها به صراحت يادآوری می کند که سرمايه داری خود يک نتيجه و محصول تاريخ است، همان طور که زمانی تولد يافته، زمانی هم خواهد مُرد. شکلی جديد از سازمان دهی اقتصادی به جای نوع سرمايه داری آن خواهد نشست و مطابق قوانينی متفاوت از آن چه در دوران اقتصاد سرمايه داری حاکم بود عمل خواهد کرد.

ندارد

در زمانی که جلد نخست سرمايه برای نخستین بار انتشار می یافت، صنعت سرمايه داری به رغم این که در چند کشور معدود اروپای غربی تسلط یافته بود، هم چنان در گستره ی جهانی و حتی در بخش اعظم قاره ی بسیار محدود رشد کرده بود. آن چه کتاب سرمايه ی مارکس بيش از هر چيز بيان می کند، محرّک رشد غيرقابل اجتناب و بی رحمی است که توليد به خاطر سود شخصی و اوّلويت سود ورزی، روند انباشت سرمايه را مستحکم می نمود.
از زمان نگارش کتاب توسط مارکس تا کنون صنعت و فن آوری سرمايه داری در گستره جهانی رشد و گسترش یافته است. در عين حال نه فقط ثروت مادی و امکانات رهائی انسان از قيد کار پوچ، تکراری و مکانيکی رشد يافته اند بلکه جامعه نيز ميان صاحبان هر چه معدودتر سرمايه و تعداد کثيری از کارگران يدی و فکری که ناگزيرند نيروی کارشان را به صاحبان سرمايه بفروشند دو قطبی شده است. تمرکز ثروت و قدرت در دست معدودی از غول ها و شرکت های انحصاری صنعتی و مالی همراه خود مبارزه افزايش يابنده جهانی ميان سرمايه و کار را آورده است. تحقیقات اخیر «سازمان ملل»، حاکی از این است که تنها 400 نفر در روی کره زمین بیش از نیمی از ثروت درآمد کل جهان را در اختیار دارند. آقای «بیل گی تز» بنیادگذار نرم افزار «میکروسافت»، پادشاه عربستان سعودی و 383 «سوپر- ثروتمند» دیگر، اموالشان به بیش از کل «تولید ناخالص ملی» 45 درصد جمعیت جهان تجاوز می کند!
طبقه بورژوا و نظريه پردازانش گاه به گاه چنين ادعا می کنند که راه حل نهائی را يافته اند و ديگر قادرند که بر طبق اين راه حل پايان بحران ها و تناقضات اجتماعی- اقتصادی نظام سرمايه داری را اعلام نمايند. اما عليرغم ادعای آنان و به واسطه ی عدم کارآئی کليه ی کوشش ها جهت حل کردن طبقه کارگر در سرمايه داری پسين در طول دو دهه ی اخیر، اين نظام در چنان بحرانی فرو رفته که به مراتب از آن چه در زمان نگارش کتاب سرمايه توسط مارکس طرح می شد عظيم تر است. در دهه ی 1990 با فروپاشی نظام های حاکم بر شوروی و اروپای شرقی و تغيير تناسب قوا به نفع سرمایه داری جهانی، وعده و عیدهای بسیار از سوی سرمایه داری جهانی به مردم جهان داده شد، مبنی بر این که گویا شوروی (یا به زعم آنان «کمونیزم») مسبب تمامی بحران های سیاسی و اقتصادی جنگ افروزی ها در چند دهه ماقبل از آن بوده، آنان ادعا کردند که پس ار فروپاشی شوروی زمان صلح و آرامش و شکوفایی اقتصادی فرا رسیده است. برخلاف ادعاهای نظریه پردازان سرمایه داری، وضعیت اقتصادی سرمایه داری جهانی (حتی در کشورهای متروپل) نه تنها بهبود نیافته که روز به روز وخیم تر گشته است.
کتاب سرمايه شرح می دهد که چرا تناقضات عميق نظام سرمايه داری هم پای رشد متهورانه آن غيرقابل اجتناب است.
******
جلد نخست سرمايه دارای انسجامی منطقی را دارا می باشد. از شکل ابتدائی ثروت سرمايه داری يعنی کالا و تناقض های درونی آن- تناقض ميان ارزش مصرف و ارزش مبادله آغاز می کند. چرا که اين شکل به وسيله ی کار شخصی توليد شده است، کاری که خصلت اجتماعی آن نمی تواند به طور خودکار، فوری و مستقيم به وسيله ی جامعه بازشناخته شود، کالا صرفاً می تواند از طريق يک شکل فرعی ضروری يعنی پول به مثابه وسيله ی جهانی مبادله وجود داشته باشد. اما تحليل گردش کالاها همراه است با گردش پول و به نمايان ساختن نيروهای نهانی و تناقضات درونی پول منجر می شود: امکان ارزش مبادله که در پول موجود است به يک عامل اقتصادی مستقل بدل می شود، پول اين جا نقطه ی شروع و ختم است. و صرفاً يک عامل رابطه ای در روند گردش محسوب نمی شود، ديگر پول زاينده ی پول است و اين يعنی سرمايه.
در جوامع پيشا سرمايه داری، سرمايه خارج از حوزه ی توليد به چشم می آمد و به سختی وارد اين حوزه می شد. به صورت انگلی از محصول افزوده ی اجتماعی که به وسيله ی طبقات غيرسرمايه دار ايجاد می شد، تغذيه می کرد. مارکس اين جاست که به نقطه ی مرکزی بحث خود می رسد. تفاوتی بنيادی ميان وجه توليد سرمايه داری و وجوه توليد پيشاسرمايه داری موجود است: تحت نظام سرمايه داری، سرمايه نه فقط ارزش افزونه را به خود متعلق می کند، بلکه خود زائده ارزش افزونه می شود. مارکس از آن جا که اين اصل اساسی را به فهم کليه ی جوانب جامعه ی بورژوائی- نه فقط در جوانب اقتصادی بلکه در حوزه های سياسی- تعميم داده، کتاب سرمايه را با مجلدی که تماماً به تحليل روند توليد می پردازد، آغاز کرده است. زيرا روند توليدی سرمايه داری در عين حال روند توليد ارزش و ارزش افزونه و سرمايه و روند توليد و بازتوليد دائمی مناسبات متناقض اساسی اجتماعی؛ به سخن دیگر مناسبت ميان کار دستمزدی و سرمايه، وادار کردن پرولتاريا به فروش نيروی کارش به سرمايه دار، وادار کردن سرمايه داران به انباشت سرمايه، و عاقبت تحصيل حداکثر ارزش افزونه از کارگران می باشد.
جلد نخست سرمايه گرد کشف بزرگ و بنيادی مارکس يعنی بيان «راز» ارزش افزونه شکل گرفته است. کالائی وجود دارد- نيروی کار- که ارزش مصرف آن جهت سرمايه دار به معنی قدرت آن در توليد ارزشی جديد و بيشتر از ارزش مبادله ای خود آن کالا می باشد. «روند توليدی» که مارکس در جلد نخست سرمايه تحليل نموده و به طور اساسی روند توليد ارزش افزونه است.
اگر سرمايه به دو جزء سرمايه ی ثابت و سرمايه ی متغير تقسيم گردد، توليد ارزش افزونه می تواند به طريقی مفصل تر بيان شود. سرمايه ی ثابت آن بخش از ثروت طبقه ی سرمايه دار است که به وسيله اش، اين طبقه می تواند انحصار مالکيت و دسترسی به مواد مادی توليد را به دست آورد و اين انحصار را حفظ نمايد. از اين رو هرگونه طريق و امکان طبقه ی کارگر را در مورد توليد وسائل زندگی خودش به شکلی مستقل، مسدود می کند. سرمايه ی ثابت يک پيشنهاده ضروری برای توليد ارزش افزونه است. اما خود آن توليد کننده ارزش مازاد نيست، صرفاً نيروی کار کارگران است که ارزشی اضافه بر ارزش خود يعنی ارزش افزونه را ايجاد می کند. به اين دليل، مارکس، آن بخش از سرمايه را که به وسيله ی آن سرمايه داران نيروی کار کارگران را خريداری می کنند، سرمايه ی متغير خوانده است، زيرا ف/www.iran-eng.com/sقط اين بخش از سرمايه موجد ارزش افزونه است

برای این فایل تا کنون نظری ارسال نشده است

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید

تعداد کاراکتر مجاز:

برچسب های مرتبط


فهرست کتابخانه نسل جوان ایران

تاییدیه های سایت


درگاه بانک ملت

شبکه های اجتماعی نسل جوان ایران


فن آوری های روز دنیا


آرشیو فن آوری های روز دنیا

جدیدترین اخبار سایت


پایگاه خبری نسل جوان ایران

مقالات برتر و منتخب کاربران